جان لاک و لوح سفید در فرزند پروری نحوه هدایت، تربیت، پرورش و آموزش کودکان نه تنها رفتار آنها، بلکه کل شخصیت، قطب‌نمای اخلاقی و توانایی عملکرد آنها در جامعه را شکل می‌دهد. اما «پرورش کودک» در روانشناسی دقیقاً به چه معناست و ایده‌های بنیادی پشت آن از کجا آمده است؟ بیایید مفاهیم و اصطلاحات کلیدی را بررسی کنیم.

فهرست مطالب

شیوه‌های فرزندپروری چیست؟

لوح سفید: جان لاک و لوح سفید

چرا لوح سفید برای فرزندپروری اهمیت دارد؟

آموزش، الگوسازی و تقویت رفتارها

آموزش مستقیم

مدل‌سازی رفتاری

تقویت: پاداش و تنبیه

چرا روانشناسی مدرن تقویت را به تنبیه ترجیح می‌دهد؟

نقش هنجارهای اجتماعی و ارزش‌های خانوادگی

سبک‌های فرزندپروری در مقابل شیوه‌های فرزندپروری

تصویر بزرگتر: آماده سازی کودکان برای جامعه

شیوه‌های فرزندپروری چیست؟

تربیت کودک فرآیندی است که طی آن والدین قوانین جامعه‌ای را که در آن زندگی می‌کنند به فرزندان خود آموزش می‌دهند تا فرزندانشان برای یک زندگی مستقل در بزرگسالی آماده شوند. تربیت کودک فراتر از تغذیه، پوشاک و سرپناه برای کودک است. این فرآیند، ترویج و حمایت از رشد جسمی، عاطفی، اجتماعی و فکری کودک از نوزادی تا بزرگسالی است.

از نظر عملی، شیوه‌های فرزندپروری شامل همه چیز می‌شود، از نحوه‌ی تربیت فرزند توسط والدین گرفته تا گرمی عاطفی که نشان می‌دهند و ارزش‌هایی که سر میز شام آموزش می‌دهند. این شیوه‌ها شامل پرورش، تربیت، آموزش و ایجاد روال‌های خانوادگی می‌شود. آن‌ها اقدامات روزانه و مکرری هستند که والدین از طریق آن‌ها فرزندان خود را برای جهان آماده می‌کنند.

یک تمایز مهم که باید درک شود، تفاوت بین سبک‌های فرزندپروری و شیوه‌های فرزندپروری است . سبک فرزندپروری به نگرش‌ها، باورها و ارزش‌های والدین در مورد چگونگی انجام بهتر فرزندپروری اشاره دارد، در حالی که شیوه‌های فرزندپروری، رفتارها، استراتژی‌ها یا روش‌های خاصی هستند که والدین بر اساس سبک خاص خود استفاده می‌کنند. به این شکل به آن فکر کنید: سبک فرزندپروری فلسفه کلی است، در حالی که شیوه‌ها اقدامات مشخصی هستند که از آن سرچشمه می‌گیرند.

لوح سفید:جان لاک و لوح سفید

یکی از تأثیرگذارترین ایده‌ها در تاریخ تربیت کودک، از جان لاک ، فیلسوف انگلیسی قرن هفدهم، گرفته شده است. لاک مفهوم لوح سفید (tabula rasa ) را مطرح کرد – اصطلاحی لاتین به معنای «لوح سفید». در فلسفه لاک، لوح سفید نظریه‌ای بود که بیان می‌کرد ذهن در بدو تولد، لوح سفیدی است که هیچ قانونی برای پردازش داده‌ها ندارد و داده‌ها و قوانین پردازش صرفاً از طریق تجربیات حسی شکل می‌گیرند.

این ایده در آن زمان بسیار رادیکال بود. به این معنی بود که کودکان با رفتارهای از پیش تعیین‌شده، تمایلات اخلاقی یا دانش ذاتی متولد نمی‌شوند . در عوض، هر آنچه که می‌شوند محصول محیط و تجربیاتشان است. لاک از والدین حمایت می‌کرد که برای تسهیل رشد شخصیت، الگوهای خوبی برای فرزندان خود باشند و خاطرنشان می‌کرد که کودکان با مشاهده‌ی این صفات توسط والدینشان، خویشتن‌داری، مهربانی و صداقت را می‌آموزند.

چرا لوح سفید برای فرزندپروری اهمیت دارد؟

ایده لوح سفید مسئولیت عظیمی را بر دوش والدین و مراقبان قرار می‌داد. اگر کودکان واقعاً لوح‌های سفید هستند، پس هر تجربه‌ای – هر درسی، هر عمل تربیتی، هر ابراز محبتی – چیزی را روی آن لوح می‌نویسد. از آنجایی که ذهن کودک بسیار انعطاف‌پذیر است ، والدین می‌توانند با دقت و وسواس کودک را شکل دهند – می‌توان هم حس اخلاقی خوب و هم خطاهای بی‌شماری را روی یک لوح سفید نوشت.

لاک همچنین بر آسیب‌پذیری کودکان خردسال تأکید کرد و استدلال کرد که محیط آنها باورها و اعمال را از طریق حواسشان در ذهنشان حک می‌کند و همین امر تربیت اولیه را بسیار مهم می‌کند. به عبارت دیگر، کودکان در سال‌های اولیه زندگی خود نمی‌توانند انتخاب کنند که چه چیزی بر آنها تأثیر می‌گذارد. به همین دلیل است که کیفیت فرزندپروری در این دوره بسیار مهم است.

در حالی که روانشناسی رشد مدرن اذعان دارد که ژنتیک و زیست‌شناسی نیز نقش دارند ( مناظره کلاسیک طبیعت در مقابل تربیت )، بینش اصلی لاک – اینکه تجربه عمیقاً شخصیت کودک را شکل می‌دهد – همچنان یک اصل اساسی در نحوه تفکر ما در مورد تربیت کودک است.

آموزش، الگوسازی و تقویت رفتارها

تربیت کودک یک فرآیند منفعل نیست. والدین از طریق سه مکانیسم اصلی به طور فعال در شکل‌دهی به رشد فرزندان خود مشارکت دارند: آموزش ، الگوسازی و تقویت .تربیت کودک یک فرآیند منفعل نیست. والدین از طریق سه مکانیسم اصلی به طور فعال در شکل‌دهی به رشد فرزندان خود مشارکت دارند: آموزش ، الگوسازی و تقویت . هر یک از این مکانیسم‌ها نقشی متمایز اما به هم پیوسته ایفا می‌کنند

آموزش مستقیم

این ساده‌ترین مکانیسم است. والدین به صراحت به فرزندانشان در مورد درست و غلط، انتظارات اجتماعی و مهارت‌های عملی آموزش می‌دهند. این شامل توضیح قوانین، صحبت در مورد ارزش‌ها و ارائه راهنمایی در هنگام مواجهه کودک با یک موقعیت چالش‌برانگیز است.

یک رویکرد جامع انضباطی که به عنوان القا شناخته می‌شود، شامل کمک به کودکان برای درک چگونگی تأثیر رفتارهایشان بر خود و دیگران، پذیرش مسئولیت اعمال خود و انجام رفتارهای قابل قبول است. به عنوان مثال، والدین ممکن است به کودک توضیح دهند که چرا به اشتراک گذاشتن مهم است، نه اینکه صرفاً از او بخواهند که به اشتراک بگذارد. کودکانی که با استفاده از این رویکرد تربیت می‌شوند، در مقایسه با همسالانی که در معرض این تکنیک قرار نگرفته‌اند، معمولاً استدلال اخلاقی بالاتری، استانداردهای رفتاری درونی‌شده و مهارت‌های اجتماعی قوی‌تری را توسعه می‌دهند.

مدل‌سازی رفتاری

کودکان به طور طبیعی مشاهده‌گر هستند. آن‌ها با تماشای نحوه رفتار والدینشان در موقعیت‌های روزمره چیزهای زیادی یاد می‌گیرند – نحوه برخورد آن‌ها با ناامیدی، نحوه برخوردشان با دیگران و اینکه آیا اعمالشان با ارزش‌های بیان‌شده‌شان همسو است یا خیر. به عنوان مثال، والدی که برای صداقت ارزش قائل است، با راستگویی مداوم در تعاملات خود، این ارزش را به طور مؤثر آموزش می‌دهد.

نحوه‌ی ارتباط والدین با فرزندشان می‌تواند تا حد زیادی روش‌های ارتباطی و رشد زبانی خود کودک را تعیین کند. اگر والدینی به طور مداوم از زبان محترمانه استفاده کنند، بگویند «لطفاً» و «متشکرم» و اختلافات را با آرامش حل کنند، کودکان به طور طبیعی این الگوها را جذب می‌کنند. این ضرب‌المثل قدیمی که کودکان کاری را که شما انجام می‌دهید انجام می‌دهند، نه چیزی را که می‌گویید، پشتوانه‌ی روانشناختی قوی دارد.

تقویت: پاداش و تنبیه

تقویت مفهومی است که ریشه در نظریه شرطی‌سازی عامل بی.اف. اسکینر دارد و نقش محوری در تربیت کودک ایفا می‌کند. اصل اساسی آن ساده است: رفتارهایی که پیامدهای مثبت به دنبال دارند، تمایل به تکرار دارند، در حالی که رفتارهایی که پیامدهای منفی به دنبال دارند، تمایل به کاهش دارند.

تقویت مثبت شامل افزودن یک محرک مطلوب برای افزایش یک رفتار است – برای مثال، به کودک بگویید که اگر اتاقش را تمیز کند، یک اسباب‌بازی دریافت خواهد کرد. از سوی دیگر، تقویت منفی شامل حذف یک وضعیت ناخوشایند هنگام وقوع رفتار مطلوب است. هر دو نوع احتمال وقوع مجدد یک رفتار را افزایش می‌دهند.

تنبیه در جهت مخالف عمل می‌کند – هدف آن کاهش رفتار نامطلوب است. تنبیه مثبت پس از یک رفتار نامطلوب، پیامدی ناخوشایند را معرفی می‌کند ، در حالی که تنبیه منفی، چیزی خوشایند را برای دلسرد کردن آن رفتار حذف می‌کند. یک نمونه رایج از تنبیه منفی، گرفتن زمان استفاده از صفحه نمایش پس از نقض یک قانون توسط کودک است.

چرا روانشناسی مدرن تقویت را به تنبیه ترجیح می‌دهد؟

در حالی که در طول تاریخ از هر دو روش پاداش و تنبیه برای شکل‌دهی رفتار کودکان استفاده شده است، تحقیقات معاصر به شدت از تقویت – به ویژه تقویت مثبت – به عنوان رویکردی مؤثرتر حمایت می‌کنند.

روانشناسان و متخصصان فرزندپروری امروزه تقویت را به تنبیه ترجیح می‌دهند و والدین را تشویق می‌کنند که وقتی فرزندشان کار درستی انجام می‌دهد، متوجه آن شوند و آن رفتار را پاداش دهند. دلیل این امر عملی است: تنبیه به کودک می‌گوید چه کاری را نباید انجام دهد، اما به او نمی‌آموزد که در عوض چه کاری انجام دهد. در مقابل، تقویت، به طور فعال رفتار مطلوب را ایجاد می‌کند.

تحقیقات همچنین جنبه‌های منفی بالقوه تنبیه بیش از حد را برجسته می‌کند. تنبیه می‌تواند باعث شود کودکان پرخاشگرتر شوند و مستعد رفتارهای ضداجتماعی شوند ، زیرا ممکن است از اعمال تنبیهی که از والدین خود می‌بینند تقلید کنند. به عنوان مثال، کودکی که به خاطر کتک زدن خواهر یا برادرش تنبیه می‌شود، پیام متناقضی دریافت می‌کند – آنها یاد می‌گیرند که وقتی کسی کاری را انجام می‌دهد که شما دوست ندارید، نیروی فیزیکی قابل قبول است.

تقویت مثبت عموماً مؤثرتر از تنبیه است زیرا رفتار مطلوب را افزایش می‌دهد و در عین حال به کودک کمک می‌کند تا احساس خوبی نسبت به خود داشته باشد که این امر انگیزه بیشتری ایجاد می‌کند. این بدان معنا نیست که نباید عواقبی وجود داشته باشد. بلکه تأکید باید بر شناخت و پاداش دادن به رفتار خوب بیشتر از تنبیه رفتار بد باشد .

نقش هنجارهای اجتماعی و ارزش‌های خانوادگی

تربیت فرزند در خلاء اتفاق نمی‌افتد. هر خانواده‌ای در یک بستر فرهنگی عمل می‌کند که رفتارهای ارزشمند، روش‌های انضباطی قابل قبول و اهداف والدین برای فرزندانشان را شکل می‌دهد.

به نظر می‌رسد شیوه‌های مختلف فرزندپروری با جایگاه بوم‌شناختی که کودکان و والدینشان در آن زندگی می‌کنند، بسیار مناسب است و کودکان در جوامع متنوع عموماً به گونه‌ای بزرگ می‌شوند که اعضای کارآمد گروه‌های خود باشند. فرهنگی که برای موفقیت و استقلال فردی ارزش قائل است ، شیوه‌های فرزندپروری متفاوتی نسبت به فرهنگی که احترام به بزرگان و هماهنگی جامعه را در اولویت قرار می‌دهد، ایجاد خواهد کرد.

سبک فرزندپروری

فرهنگ‌های غربی که برای فردگرایی ارزش قائلند، ممکن است خودمختاری را به عنوان یک ویژگی ایده‌آل برای پرورش در کودکان ببینند، در حالی که فرهنگ‌های جمع‌گرا که خیر عمومی را در اولویت قرار می‌دهند، به احتمال زیاد خودمختاری را به عنوان یک هدف اصلی رد می‌کنند. هیچ یک از این رویکردها ذاتاً اشتباه نیستند – هر کدام منعکس کننده چیزی است که یک جامعه خاص از اعضای خود نیاز دارد.

با این حال، علیرغم تفاوت‌های فرهنگی، به نظر می‌رسد برخی از ویژگی‌ها مانند گرمی و پاسخگویی والدین در بسیاری از فرهنگ‌ها ارزشمند هستند. این نشان می‌دهد که اگرچه روش‌های خاص تربیت کودک بسیار متفاوت است، اما نیاز اساسی کودکان به احساس دوست داشته شدن، امنیت و هدایت، جهانی است.

سبک‌های فرزندپروری در مقابل شیوه‌های فرزندپروری

ارزش دارد که این تمایز را دوباره بررسی کنیم زیرا اغلب با هم اشتباه گرفته می‌شود. دایانا بامریند، روانشناس پیشگام رشد، سه سبک اصلی فرزندپروری را در اوایل رشد کودک شناسایی کرد – مقتدرانه، مستبدانه و سهل‌گیرانه – که بعداً به چهار سبک، از جمله یک سبک بی‌تفاوت، گسترش یافت.

فرزندپروری مقتدرانه انتظارات روشن را با گرمی و ارتباط آزاد ترکیب می‌کند. فرزندپروری مستبدانه بر اطاعت محض با گفتگوی محدود تأکید دارد. فرزندپروری سهل‌گیرانه گرمی زیاد اما مرزهای کمی ارائه می‌دهد. و فرزندپروری بی‌توجه نه راهنمایی و نه ارتباط عاطفی فراهم می‌کند.

این سبک‌ها شامل ترکیبات مختلفی از پذیرش و پاسخگویی از یک سو، و تقاضا و کنترل از سوی دیگر هستند. اقدامات خاصی که والدین در سبک ترجیحی خود انجام می‌دهند – چه استفاده از زمان‌بندی، ارائه ستایش، برگزاری جلسات خانوادگی یا تعیین ساعات منع رفت و آمد

درک این تمایز اهمیت دارد زیرا دو والد می‌توانند سبک کلی یکسانی (مثلاً مقتدرانه) داشته باشند، در حالی که بسته به پیشینه فرهنگی، خلق و خوی شخصی و نیازهای خاص فرزندشان، از شیوه‌های روزمره بسیار متفاوتی استفاده می‌کنند .

تصویر بزرگتر: آماده سازی کودکان برای جامعه است

– فرآیند تجهیز کودکان به نگرش‌ها، ارزش‌ها ودر اصل،تربیت کودک در مورد اجتماعی شدن است – فرآیند تجهیز کودکان به نگرش‌ها، ارزش‌ها و مهارت‌هایی که برای مشارکت معنادار در جامعه نیاز دارند. فرزندپروری، رشد جسمی، شناختی، اجتماعی، عاطفی و آموزشی کودک را از نوزادی تا بزرگسالی ارتقا و پشتیبانی می‌کند.

این بدان معناست که تربیت فرزند فقط مدیریت رفتار در لحظه نیست. بلکه یک سرمایه‌گذاری بلندمدت در ظرفیت فرد برای ایجاد روابط، تصمیم‌گیری‌های اخلاقی، مشارکت در جامعه و در نهایت تربیت فرزندان خود است. اجتماعی شدن بهینه، کودکان را برای عملکرد خوب در بزرگسالی و ادامه این عملکرد در زمانی که والدینشان دیگر در دسترس نیستند، آماده می‌کند.

سازوکارهای مؤثر – آموزش، الگوسازی و تقویت رفتار – همگی در خدمت این هدف بزرگ‌تر هستند. و بنیانی که توسط متفکرانی مانند جان لاک، که نقش قدرتمند تجربه در شکل‌دهی به فرد را تشخیص دادند، گذاشته شد، همچنان بر چگونگی رویکرد روانشناسان، مربیان و والدین امروزی به رشد کودک تأثیر می‌گذارد.

نظر شما چیست؟ چقدر از شخصیت امروزتان را مدیون تربیت اولیه خودتان و شیوه‌های فرزندپروری والدینتان می‌دانید؟ و در جهانی که هنجارهای فرهنگی دائماً در حال تغییر هستند، والدین چگونه باید تصمیم بگیرند که کدام ارزش‌ها و رفتارها را به فرزندانشان آموزش دهند؟

منابع

https://en.wikipedia.org/wiki/Tabula_rasa

https://courses.lumenlearning.com/waymaker-psychology/chapter/operant-conditioning/

https://www.simplypsychology.org/operant-conditioning.html

https://psychology.iresearchnet.com/developmental-psychology/family-psychology/child-rearing/

https://socialsci.libretexts.org/Bookshelves/Sociology/Introduction_to_Sociology/Sociology_(Boundless)/12:_Family/12.02:_Marriage/12.2E:_Child_Rearing  

هفت چیزی که یک دختر از پدرش می خواهد.

هفت چیزی که یک دختر از پدرش می خواهد.

وقتی دخترم کوچکتر بود و احساس ترس یا نگرانی می کرد آرام آرام به طرفم می آمد و روی پاهایم می نشست. بعد سرش را راحت روی سینه ام می گذاشت. دستهایم را دور بدنش حلقه می کردم. آنوقت به او می گفتم که دوستش دارم و او همیشه نفس آرام وعمیقی می کشید. انگار همه آن غم و غصه هایی که روی دوشش سنگینی می کرد برداشته می شد. این حالت هنوز هم اتفاق می دهد، اما حالا که او بزرگتر شده است بیشتر کنارم می نشیند و مرا بغل می کند، اما وقتی به او می گویم که دوستش دارم هنوز هم همان نفس آرام بخشش را بیرون می دهد.
وقتی دختری به سن بلوغ می رسد، مردان در زندگی او رفت و آمد دارند، اما تنها مردی که همواره در دسترس بوده و از او حمایت می کند پدر اوست. رابطه بین پدر و دختر نقش خیلی مهمی را در مسیر زندگی او به سمت بزرگسالی ایفا می کند. هفت چیزی که یک دختر از پدرش می خواهد در زیر آورده شده است.

هفت چیزی که یک دختر از پدرش می خواهد.
هفت چیزی که یک دختر از پدرش می خواهد.

1-از شما می خواهد در زندگی اش حضور فعالی داشته باشید.

یک دختر از پدرش می خواهد به طور جدی به زندگی اش علاقه مند باشد. “علاقه جدی داشتن” به معنای گفتگوی خیلی کوتاه که گاهی اوقات بین یک پدر و دختر رخ می دهد نیست، زمانی که او می پرسد روزش را چطور گذرانده و دختر با یک کلمه پاسخ دهد. یک پدر باید در سرگرمی ها و فعالیتهای دختر همراه با ابراز علاقه شرکت کند. برای مثال، اگر او علاقه مند به جمع آوری سکه هاست او را به نمایشگاه سکه ببرید. برای کسب اطلاعات در مورد سکه های کمیاب از اینترنت استفاده کنید و در مورد آنها صحبت کنید. آیا دخترتان در زمینه ورزش مثلا” والیبال استعدادی دارد؟ چه او بخواهد بازی کند یا فقط از تماشای بازیها لذت ببرد، به یک هوادار و حامی پرشور تبدیل شوید! با یادگیری بیشتر در مورد زندگی او و تلاش برای تبدیل شدن به بخشی از آن به دختر خود نشان دهید که به زندگی اش علاقه مند هستید.

2- از شما می خواهد ویژگیهای یک ازدواج سالم را نشان دهید.

اولین رابطه ای که یک دختر تجربه می کند ارتباط بین پدر و مادر است. اگر پدرش با آزار جسمی یا عاطفی به همسرش بی احترامی کند، دختر ممکن است به این باور برسد که رابطه مورد انتظار با شوهر این گونه است. با این حال، پدری که محبت جسمی، احترام و مشارکت واقعی با همسرش نشان می دهد الگوی موفق و تأثیرگذاری ارائه می دهد که دختر او دوست دارد در زندگی خود انعکاس دهد.

3- او می خواهد حمایتش کنید.

اگرچه یک پدر ممکن است همیشه موافق دخترش نباشد، اما باید بداند که شما از او حمایت می کنید. وقتی که یک پدر به طور کامل و از صمیم قلب از دخترش حمایت می کند، او عزت نفس قوی و تصور مثبتی از خود ایجاد خواهد کرد. این بدان معنا نیست که همیشه باید با او موافقت کنید، اما به او نشان دهید در حالی که ممکن است با انتخاب او موافق نباشید، اما همیشه به عنوان یک فرد او را باور دارید و به تواناییهایش اطمینان می کنید.

ارتباط دخترها با پدر
هفت چیزی که یک دختر از پدرش می خواهد.

4- او باید به شما به عنوان یک محرم راز اعتماد داشته باشد.

“وقتی که دخترتان در مورد مسائل یا مشکلات شخصی بحث و گفتگو می کند، با احترام و اعتماد با او برخورد کنید. “
وقتی دخترتان نزد شما می آید و درمورد مسائل و مشکلات شخصی بحث و گفتگو می کند، باید بداند که شما با احترام و اعتماد با او برخورد می کنید. این مسائل نباید به گفتگوی پشت میز شام همراه با سایر اعضای خانواده تبدیل شود.

5- او نیازمند عشق بدون قید و شرط است.

همانگونه که پدر آسمانی ما عشق بدون قید و شرط را ابراز می کند، پدران زمینی هم باید این عشق را بروز دهند. عشق بدون قید و شرط مستلزم این است که یک دختر بداند مهم نیست که چه اندازه کاری را اشتباه انجام می دهد ، پدرش همیشه برای کمک آماده است، نه با تمسخر و تحقیر بلکه با عفو و گذشت.

6- او به یک رهبر معنوی تأثیرگذار نیاز دارد.

یک پدر باید رهبر معنوی یک خانواده باشد و مسئولیت آموزش مذهبی فرزندان را به عهده بگیرد. همراه با دختر خود نماز و دعا بخوانید! از اینکه در گفتگوی خود با دخترتان از خداوند یاد می کنید خجالت نکشید.

رابطه دختر و پدر
هفت چیزی که یک دختر از پدرش می خواهد.

7- او نیازمند یک الگوی مثبت است.

امرزوه بسیاری از دختران فاقد یک سرمشق یا الگوی مثبت مردانه در زندگی خود هستند. پدر اولین مرد در زندگی یک دختر است که رابطه نزدیک و صمیمانه ای با او دارد. پدرش الگوی اخلاقی و رفتاری مناسبی را برای همه مردان دیگر زندگی اش تعیین می کند، و یک الگوی مثبت به او کمک می کند تا در آینده شوهر خوبی انتخاب کند. لحظه ای تأمل کنید و از خودتان بپرسید. آیا عادتهایی دارید که باید ترک کنید؟ آیا مسائلی در زندگی شما هست که به یک “بازسازی معنوی” و دعا نیاز داشته باشد؟ وقتی دخترتان می بیند که شما مایل هستید زندگی خود را دقیق بررسی کنید و در صورت لزوم تغییراتی به وجود بیاورید، بهترین الگویی ارائه می دهید که او می تواند همواره برای پذیرفتن مسئولیت اعمال خود از آن بهره بگیرد.

تربیت کودک باهوش/16 نکته طلایی برای اینکه کودک باهوش تربیت کنیم.

بیش از پنجاه درصد نکات فرزندپروری در مورد نحوه پرورش یک کودک باهوش

پرورش یک کودک باهوش به طور کلی به معنی رشد و توسعه استعدادهای بالقوه اوست که او را به فردی تبدیل می کند که می تواند باشد.
مغز کودک شما با افزایش سن به طور خودکار رشد نمی کند، بلکه حاصل تجربه و تمرینی است که دریافت می کند. دیدن، صدا کردن، لمس کردن، چشیدن و بوییدن اتصالات سلولی مغز را (که سیناپس نامیده می شود) تحریک می کند و بیش از تریلیون ها اتصال برقرار می کند. هر چه این اتصالات بین سلولی پیچیده تر باشد، کودک شما باهوش تر خواهد بود. وقتی تحریک اولیه و دامنه وسیعی از تجربیات را برای کودک خود فراهم می کنید می توانید به رشد مغز او شتاب دهید.
همچنین، رشد مغز کودک شما پویا است، از تحرک باز نمی ایستد. یا در حال بهبودی یا رو به زوال است. وقتی تواناییها و استعدادهای کودکی به کار گرفته میشود، رشد مغز پیشرفت می کند. هنگامی که از آنها استفاده نمی شود، اتصالات عصبی از بین می رود، و رشد مغز عقب می افتد. بر این اساس، یک کودک فوق العاده باهوش اما “تحریک نشده” این اتصالات را بیشتراز دست می دهد.

آنچه کودک شما در سالهای اولیه رشد تجربه می کند، نوع شخصیت او را شکل می دهد-

اینکه چگونه ارتباط دوستانه برقرار می کند، چگونه احساسات خود را کنترل می کند، در مدرسه چگونه عمل می کند، چه نوع روابطی برقرار می کند و حتی به چه نوع والدینی در آینده تبدیل خواهد شد. به همین دلیل است که چگونه کمک شما می تواند باعث رشد فکری او شده که در بزرگسالی روی او تأثیر می گذارد. برخی از پیشنهادهای تأیید شده علمی و مشاهدات صورت گرفته توسط کارشناسان کودک برای کمک به رشد فکری و افزایش هوش کودک در زیر آورده شده است:

1. یک شروع اولیه به کودک خود ارائه دهید

– طبق مطالعه انجام شده توسط رونالد فرگوسن، مدیر طرح ابتکاری فاصله موفقیت در دانشگاه هاروارد، ایجاد علاقه در کودک برای یادگیری باید “از درون گهواره”آغاز شود. وی فعالیتهای زیر را برای حمایت از رشد اولیه کودک توصیه می کند: به حداکثر رساندن پاسخ محبت آمیز و به حداقل رساندن فشار روانی، صحبت کردن، آواز خواندن و حرکات و اشارات زیاد دست ، استفاده از بازی های اعداد و ریتمی، تواناییهای سه بعدی را امکانپذیر و تقویت می کند و علاقه به یادگیری را پرورش میدهد.

 تربیت کودک باهوش
16 نکته طلایی تربیت کودک باهوش

 

2. خلاقیت کودک خود را تقویت کنید-

خلاقیت یک ویژگی ارزشمند ذهنی در هنر، علم، و هر گونه فعالیتی است که به طور کلی شامل حل مسئله باشد. کودکان به طور طبیعی خلاق هستند. اگرچه برخی کودکان از لحاظ ژنتیکی با استعدادتر از سایر کودکان هستند،. اما این می تواند یک رفتار آموخته شده باشد که از کودکی قابل پرورش است. برخی از روشهای پرورش خلاقیت شامل در معرض قرار دادن کودک با ادبیات، موسیقی و هنر و در دسترس قرار دادن ابزاهایی مثل کاغذ و رنگ تا روی آنها کار کند.

3. با کودک خود صحبت کنید-

این کار مهارتهای زبانی قوی کودک شما را توسعه می دهد. همچنین، هنگامی که کودک در حال حرف زدن است به او گوش دهید. این امر تلاش او را برای برقراری ارتباط تقویت کرده و امکانات زبانی او را افزایش می دهد. یک مطالعه نشان می دهد کودکانی که در خانه بیشترگفتگو می کنند، دارای فعالیت مغزی و نگرش کلامی بیشتری هستند. به جای شرکت در یک روایت یک طرفه، سؤال کنید و منتظر پاسخ بمانید. می توانید شکلک های بچه گانه و صداهای خاصی را رد و بدل کنید.

4. با کودک خود تعامل داشته باشید، با او بازی کنید، و احساس عشق و محبت در او ایجاد کنید-

محققان مشاهده کردند نوزادانی که بغل نمی شوند، با آنها بازی نمی کنند و مورد محبت قرار نمی گیرند رشد مغز آنها متوقف می شود. آنها همچنین مشاهده کردند نوزادانی که در آغوش قرار نمی گیرند و توجهی دریافت نمی کنند، رشد نمی کنند، افسرده می شوند، و سرانجام از بین می روند. از سوی دیگر، بسیاری از مطالعات نشان داده است که دوست داشتن، در آغوش گرفتن ، تعامل و بازی با کودک تأثیر زیادی در رشد هوش او دارد. برقراری ارتباط محبت آمیز و تعامل دو نفره بین شما و فرزندتان پایه و اساسی را برای مهارتهای بالاتر تفکر فراهم می کند. والدینی که مراقبین حساس و دقیقی هستند ” بلافاصله و به طور مناسب به سیگنالهای کودک پاسخ می دهند” و “پایگاه امنی” برای فرزندان فراهم می کنند تا جهان را کشف کنند.

5. از کودک خود یک کتابخوان بسازید-

عشق و علاقه به کتابخوانی مزایای زیادی برای کودک شما به همراه دارد. این یکی از مهمترین قابلیتهایی است که می توانید در کودک خود توسعه دهید تا به فرد باهوشی تبدیل شود. خواندن میل طبیعی کودک را برای علم و آگاهی افزایش می دهد. هر چه بیشتر کودک شما از خواندن بیاموزد، بیشتر می خواهد که بداند. فرزند شما با خواندن در اوایل زندگی آمادگی خوبی برای درک و فهم پیچیدگیهای ریاضیات، علوم، تاریخ، مهندسی، مکانیک، علوم سیاسی و سایر علوم مورد نیاز برای یک زندگی پربار و هدفمند کسب خواهد کرد.

نکات طلایی برای تربیت کودک باهوش
تربیت کودک باهوش

6. به کودک خود اجازه دهید که بازی کند-

زمانی که کودک شما بازی می کند، او نه تنها از بازی لذت می برد بلکه در حال رشد مغز خود می باشد. او در حال ایجاد زمینه ای برای مهارتهای فکری، اجتماعی، جسمی و عاطفی خود است. وقتی با سایر کودکان بازی می کند، یاد می گیرد تا ایده ها، نظرات، و احساسات را با عقاید و تجربیات آنها ترکیب کند.

7. بهترین اسباب بازیها برای کودک خردسال شما نباید لزوماً گران قیمت باشد-

اسباب بازیهایی انتخاب کنید که بتوانند به چند روش با آنها بازی کنند. – آنهایی که این امکان را برای او فراهم می سازند تا با کمک تخیل خود به روشهای گوناگونی سرگرم شود. اسباب بازهایی انتخاب کنید که تخیل کودک شما را تمرین دهد و یا اینکه کودک بتواند مهارتهای متنوعی از آنها بیاموزد.

8. کودک خود را به ورزش کردن تشویق کنید-

فعالیت جسمانی نه تنها کودک شما را قوی می کند، بلکه او را باهوش می سازد. ورزش کردن باعث افزایش جریان خون به مغز و ساخت سلولهای جدید در مغز میشود. ورزش برای وضوح ذهنی بزرگسالان مفید است، اما روی مغز کودک شما که هنوز در حال رشد است اثر طولانی مدت بیشتری دارد.

9. برای کودک خود کتاب بخوانید: شروع به خواندن کنید حتی اگر او کلمات را نفهمد.

این کار مقدمه خوبی در توسعه مهارتهای زبانی به او ارائه می دهد. کودکانی که در سنین پایین برای آنها کتاب خوانده می شود، در طول زندگی خود علاقه بیشتری به مطالعه دارند. در مدرسه به خوبی عمل می کنند، و در زندگی بزرگسالی موفق می شوند، خواندن کتاب یکی از مهمترین فعالیتهایی است که کودک را باهوش می سازد.

پرورش یک کودک باهوش
نکات طلایی برای تربیت کودک باهوش

 

10. موسیقی را بخشی از زندگی کودک خود قرار دهید- 

مطالعات نشان داده است که گوش دادن به موسیقی می تواند باعث تقویت حافظه، توجه، انگیزه و یادگیری گردد. همچنین می تواند فشار روانی را که برای مغز کودک شما مخرب است، کاهش دهد. یک مطالعه نشان داده است که مغز کودکان با آموزش موسیقی سریعتر رشد می کند.

11. کودک را وادار کنید که درسهای موسیقی را فراگیرد-

فراگیری درسهای موسیقی یا نواختن ساز می تواند ذهن کودک شما را تیزتر کند و ممکن است مغز کودک در زندگی آینده از آن بهره ببرد. حتی اگر در بزرگسالی آموزش موسیقی را ادامه ندهد.

12. به کودک خود اجازه دهید که کارهای هوشمندانه شما را مشاهده کند-

کودکان با الگوبرداری از رفتار بزرگسالان یاد می گیرند و اگر او ببیند که شما مشغول خواندن کتاب ، نوشتن، نواختن موسیقی یا کارهای خلاقانه دیگر هستید، از شما تقلید خواهد کرد و از این راه خود را باهوش می سازد.

13. تماشای تلویزیون کودک خود را محدود کنید-

کودک شما نباید قبل از دوسالگی تلویزیون تماشا کند. بر تماشای تلویزیون کودک خود نظارت و کنترل داشته باشید و برنامه هایی که مناسب سن او باشد انتخاب کنید. اجازه تماشای بیش از حد تلویزیون، او را از انجام فعالیتهایی که برای مغز در حال رشد او مهمتر هستند مانند بازی کردن، معاشرت و کتاب خواندن دور می کند.

14. اگر به کودک خردسال خود اجازه استفاده از تلفن هوشمند یا تبلت می دهید، با استفاده از برنامه های آموزشی با او بازی و تعامل کنید.

بازی کردن به تنهایی و بیش از حد با رسانه های تعاملی ممکن است بر توسعه بصیرت، همدلی، نحوه شناخت خود و پیوستگی با روابط تأثیر بگذارد. استفاده بیش از حد از این وسایل می تواند منجر به بروز مشکلات جسمانی و عاطفی شود.

کودک باهوش
نکات طلایی برای تربیت کودک باهوش

15. برای کودک خود بازی رایانه ای هوشمند فراهم کنید-

مناسب ترین بازیهای رایانه ای برای کودک در باره حروف؛ ریاضیات، موسیقی، آواها و بسیاری موارد دیگر آموزش می دهد. همچنین هماهنگی چشم و دست را تقویت می کند و او را یرای مواجهه با فناوری آینده مهیا می کند. مهمتر از همه اینکه این موارد را در حین بازی یاد می گیرد. یادگیری و داشتن سرگرمی به طور همزمان بهترین راه برای آموزش کودک شماست.

16. به کودک خود اجازه دهید که زمانی دست از فعالیت برداشته و احساس خستگی یا بی حوصلگی کند-

طبق گفته جولیا رابینسون، مدیر آموزش و پرورش انجمن مدارس ابتدایی، اشکالی ندارد که کودک شما خسته یا بی حوصله میشود. این گونه رفتار بخشی از آمادگی او برای ورود به دوره بزرگسالی است. کودک شما به جای اینکه مجبور شود تا روزهای خود را با انواع فعالیتها سپری کند، باید یاد بگیرد که از “آرامش فکری” لذت ببرد.

 

منبع:.raisesmartkid.com

‌آموزش رنگ‌ها/10روش ساده برای آموزش رنگ ها به کودکان

‌چگونه رنگها را به کودکان آموزش دهیم.

آموزش رنگ
آموزش رنگ به کودکان

در این مقاله:
• چرا آموزش رنگها برای کودکان نوپا پیچیده به نظر می رسد؟
• چگونه رنگها را همراه با فعالیتهای روزمره آموزش دهیم؟
• ده روش آسان برای آموزش رنگها به کودکان پیش دبستانی

شما می توانید از طریق بسیاری از فعالیتهای سرگرم کننده رنگها را به کودکان آموزش دهید. کودکان در دوران پیش دبستانی شروع به یادگیری رنگها می کنند. توانایی آنها برای شناسایی رنگ به عنوان یک رویداد خیلی مهم در توسعه فرآیندهای مربوط به شناخت، درک و یادگیری آنها مورد توجه قرار می گیرد. داشتن مهارت، قدرت و دانش کافی برای تشخیص رنگها به ایجاد مسیرهای شناخت بین کلمات و نشانه‌های بصری کمک می کند بنابراین تعامل با کودکان در کمک به آنها برای یادگیری رنگها ضروری است.

چرا آموزش رنگها برای کودکان نوپا پیچیده به نظر می رسد؟

توانایی کوچولوی شما برای شناسایی رنگهای مختلف تقریباً از 18 ماهگی شروع شده و به تدریج بهبود می یابد. در همین مدت، کودکان شروع می کنند تا به تفاوتها در شکل، بافت و اندازه توجه کنند و شباهتها را نیز تا حدودی متوجه شوند. شناخت رنگهای اصلی زمان بیشتری طول می کشد و اکثر بچه ها تا سن 36 ماهگی می توانند حداقل یک رنگ را بگویند.درک فرآیند یادگیری کودکان نوپا و بچه ها قبل از شروع آموزش رنگها، امری حیاتی است. بخصوص با مفاهیم انتزاعی از قبیل رنگها، کودکان باید اطلاعات بسیار زیادی را اندوخته باشند قبل از اینکه بتوانند بفهمند که رنگ چیست. قبل از اینکه مفهوم رنگ درک شود، یادگیری ممکن است به این راحتی باشد که آبی آبی است. کودکان نمی توانند درک کنند که همه سایه های مختلف آبی هنوز آبی هستند از قبیل آبی روشن و آبی تیره. همچنین آنها مهارتهای کلامی ندارند تا این تفاوتها را شرح دهند. همانطور که آنها شروع می کنند تا نام هر رنگ را یاد بگیرند، همچنین باید درک کنند که هر رنگ نشان دهنده چه چیزی است. برای مثال، اگر شما یک سیب سبزی به آنها نشان دهید و بگویید رنگ آن سبز است. کودک ممکن است شکل سیب را با کلمه سبز ارتباط دهد و ممکن است به همین صورت به خاطر بسپارد. بنابراین شما باید یک سیبی را که سبز نیست نیز به او نشان دهید. در این صورت آن می تواند به صورت یک مثال منفی عمل کند تا اختلاف را نشان دهد. با مثالهای بیشتری که نشان می دهید سبز بودن؛ شکل، اندازه، بافت و نام یک شی نیست، آنها می توانند آنچه که به رنگ سبز است را درک کنند. بنابراین هر بار که شما چیز سبزی را نشان می دهید، اما با یک کیفیت متفاوت با آن، درک آنها از این مفهوم اصلاح می شود. اگرچه آن زمانبر است، اما آموزش رنگها می تواند آسان باشد وقتی که می توانید از اشیای روزمره و تصاویر گوناگون استفاده کنید تا به کودکان خود همه چیز را درباره رنگها آموزش دهید.

آموزش رنگ ها
آموزش رنگ ها به کودک

چگونه رنگها را همراه با فعالیتهای روزمره آموزش دهیم؟

آموزش رنگها طی فعالیتهای عادی و روزمره بهترین راه برای تقویت مفهوم رنگهایی است که در پیش دبستانی به آنها آموزش داده می شود. کودکان یک میل طبیعی به سمت اشیای رنگ روشن دارند. ار این رو بیشتر اسباب بازی هایشان به طور قابل توجهی رنگارنگ است. وقتی بر فرض مثال، با استفاده از کلمه “رنگ” همراه با نام توپ، یک توپ را به آنها نشان می دهید، روش خوبی برای شروع کردن است. به جای گفتن “این قرمز است”، روش بهتر این است که بگویید “این یک توپ است و رنگ آن قرمز است”. همین کار می تواند با توپهای رنگی مختلف انجام شود. همچنین باید توجه کرد که زبان پذیرا در کودکان زودتر از زبان گویا رشد و توسعه می یابد. آنها قادر خواهند بود مدتها قبل از اینکه بتوانند نام یک رنگ را بگویند، به آن رنگ اشاره کنند. بنابراین در طول مدت بازی می توانید از آنها بخواهید تا همه قطعات یک رنگ را بردارند و در کنار هم قرار دهند. این کار کمک می کند تا با رنگهای اصلی -قرمز، زرد، آبی، سیاه و سفید ارتباط بیشتری برقرار نمایند. بعدًا رنگهای دیگری را می توانید اضافه کنید. اختصاص دادن زمان برای هر رنگ به طور جداگانه برای آموزش مفهوم رنگ روش خوبی است. داشتن یک هفته سبز یا یک هفته زرد با گذشت زمان در فهم رنگها تأثیر بسیار خوبی دارد. می توانید لباسهای یک رنگ بپوشید یا همه چیز را به یک رنگ نقاشی کنید یا هر هفته از اسباب بازی هایی با یک رنگ خاص استفاده کنید . بچه ها یادگیرنده های تجربی هستند : بنابراین اگر آنها آموزش می بینند تا رنگها را از طریق همه حواس خود شامل بینایی، بویایی، شنوایی، چشایی و لامسه جستجو کنند، بهتر یاد می‌گیرند.

ده روش آسان برای آموزش رنگها به کودکان پیش دبستانی

1- مدلسازی خاک رس:

فعالیتهایی از قبیل مدلسازی سازی خاک رس یک ابزار خیلی خوب برای آموزش رنگها در مهد کودک است. این فعالیت در حالی که بینهایت سرگرم کننده است، به میزان زیادی توجه و علاقه کودک را جلب می نماید . بچه ها می توانند یاد بگیرند چگونه رنگها را تشخیص دهند و چیزهای مختلفی از یک رنگ بسازند یا می توانند رنگها را باهم مخلوط کنند تا ببینند چه چیزی بدست می آورند.

2- بازیهای تطابق رنگ :

این بازی یک روش خوبی برای آموزش رنگهای اصلی به کودکان پیش دبستانی است. می توانید از مقواهای نازک کارتهای رنگی درست کنید و آنها را روی زمین یا روی میز قرار دهید. این بازی برای این است تا رنگهای شبیه هم را انتخاب کنند. به جای کارت های رنگی می توانید از بلوکها یا توپهای رنگی نیز استفاده کنید و هر روز را به یک رنگ متفاوت اختصاص دهید.

3- نقاشی با انگشت:

نقاشی با انگشت یک فعالیت فوق العاده سرگرم کننده و عالی برای آموزش رنگها به سه ساله ها است. کودکان در این سن به اندازه کافی بزرگ شده اند تا با رنگها نقاشی کنند و شما می توانید هر روز با یک رنگ شروع کنید. این فعالیت اجازه می دهدکه از رنگ آمیزی لذت ببرند در حالی که به شما می گویند از چه رنگی استفاده می کنند.

4- بازی من جاسوسم:

این بازی را در خانه انجام دهید و بگذارید که کودکان اشیا با رنگهای مختلف را پیدا کنند همچنین می توانید با یک کتاب “من جاسوسم” که روی صفحات مختلف آن کاغذهایی با رنگهای متفاوت چسبانده شده ، این بازی را انجام دهید و کودکان می توانند دنبال آنها بگردند.

5- پازلهای رنگی:

یک پازل رنگی ساده از نوارهای مقوایی یک رنگ درست کنید و اجازه دهید کودکان رنگهای مشابه را انتخاب کنند و آنهارا کنار هم قرار دهند.

آموزش رنگ

6- جستجوی گنج:

یک شی با رنگهای متفاوت را در یک گودال بازی پنهان کنید و به کودکان اجازه دهید بلوکها را از همان رنگ بیرون بیاورند. یا به جای این کار، می توانید از یک سطل پر از شن استفاده کنید تابلوکهای رنگی کوچکتر را داخل آن مخفی کنید.

7- بازی ماهیگیری رنگی:

ورقه های مقوایی نازک از رنگهای متفاوت را بردارید و به شکل ماهی ببرید. یک نوار مغناطیسی پشت آنها بچسبانید و از یک چوب و یک سیم که یک آهن ربا به انتهای آن وصل شده، استفاده کنید. کودکان می توانند از آن به عنوان یک قلاب ماهیگیری استفاده کنند. این بازی برای گرفتن ماهیهای یک رنگ است.

8- کتابهای رنگ آمیزی:

رنگ آمیزی در کتابها ساده ترین راه برای وادار نمودن کودکان به یادگیری رنگهاست. بپرسید از آنها چه مداد رنگی برای هر صفحه استفاده می کنند.

9- روزهای رنگی:

در روزهای متفاوت هفته پیراهنهای یک رنگ بپوشید. دوشنبه می تواند زرد باشد، سه شنبه قرمز ، چهارشنبه سبز باشد و غیره. هر روز با اسباب بازی رنگی متناسب با آن روز بازی کنید.

10- رقص روبان:

نوارهای باریک کاغذهای رنگی در فروشگاههای لوازم تولد و مهمانی در دسترس هستند و برای یک فعالیت رقص روبان بسیار خوب است. اجازه دهید به کودکان از رقصیدن با نوارهای رنگی لذت ببرند.

این فعالیت ها به شما کمک می کند تا رنگهای مختلف را به یک روش سرگرم کننده به کودک خود آموزش دهید. اول او را با رنگهای روشن آشنا کنید. چون کودکان یک میل طبیعی به سمت چیزهای روشن و براق دارند. سپس سایر رنگها را آموزش دهید. سعی کنید از وسایل روزمره استفاده کنید تا مفهوم رنگها را د رکودک خود تقویت کنید. چون به او کمک می کند تا درمورد رنگهای مختلف، همچنین شکل ها و اندازه های گوناگون یاد بگیرد. علاوه بر آموزش رنگها، روی بهبود مهارتهای دیگر او نیز تمرکز داشته باشید. با دستیابی به بسته های لوازم آموزشی هوش کلی کودک خود را ارتقا دهید. فعالیتهایی موجود در این بسته ها کمک می کند که تمرین کند و استعدادهای دیگر خود را تقویت نماید، و هر روز چیز تازه‌ای یاد بگیرد.

توسط: مرونال- 4 آوریل 2018 – آخرین به روز رسانی: 27 ژانویه 2020

منبع:parenting.firstcry.com

ترجمه: اکرم شمسی

آموزش حروف الفبا /نکاتی که یادگیری حروف الفبای انگلیسی را برای کودکان پیش دبستانی سرگرم کننده می سازد.

نکاتی که یادگیری حروف الفبای انگلیسی را برای کودکان پیش دبستانی سرگرم کننده میسازد.

 

آموزش حروف الفبا اولین گام برای کمک به کودکان پیش دبستانی است تا یادبگیرند چگونه بخوانند و بنویسند. درحالی که برخی از بچه ها به سرعت الفبا را یاد می گیرند، اما بقیه برای یادگیری حروف به زمان و تمرین بیشتری نیاز دارند. اگر به دنبال ایده هایی هستید که چگونه الفبا را با یک روش سرگرمی به پیش دبستانی ها آموزش دهید، خواندن این وبلاگ را تا آخر ادامه دهید.

ما برخی از روشهای سرگرم کننده برای آموزش الفبا به کودکان پیش دبستانی را برای شما به اشتراک گذاشته ایم:

1- از الفبا یک داستان بسازید: درخت الفبا بهترین روش برای آموزش شناخت حروف الفباست. این درخت هر حرف را جداگانه نشان می دهد و اینکه چگونه یادبگیرند برای کلمه سازی حروف را باید کنار هم بگذارند.

آموزش حروف الفبا
آموزش الفبا

2- از فعالیتهایی استفاده کنید که با داستان مرتبط باشد: برای مثال، می توانید در هنگام بازخوانی داستان، از بچه ها بخواهید تا با برگ¬ها بازی کنند. این روش کمک می کند تا آنها هر برگ یا حرف خاص را تشخیص داده و اینکه چگونه آن بخشی از یک چیز بزرگتر است را درک کنند.

3- داستان را دوباره تعریف کنید: بازخوانی یک داستان را با استفاده از یک تخته سفید به تصویر بکشید. شما می توانید نشان دهید که چگونه جابه جایی یک حرف، گفتار و کلمات آنها را تغییر می دهد.

4- بگذارید بچه ها در فعالیت شرکت داشته باشند: اجازه دهید بچه ها انتخاب کنند چه حرفی در تصویر تغییر کند یا جابه جا شود. شرکت کردن یک روش عالی است برای اینکه کودکان خود را به فعالیت وادارید و ببینید که واقعاً چه قدر آنها درک کردند.

5- شکل حروف را بکشید: کودک را وادار کنید با حروف داستان را به تصویر بکشد. برای این کار می توانید از آهن ربا، تمبر یا تکه های بریده حروف استفاده کنید.

آموزش حروف الفبا
آموزش حروف انگلیسی

7- الفبا را با شعر و آواز آموزش دهید: حروف الفبا را با پس زمینه شعر و آواز پخش کنید یا درهنگام رانندگی داخل ماشین به آن گوش دهید. این یک روش بسیار خوبی است تا ترتیب حروف الفبا را تقویت کنید.

7- از تصاویر استفاده کنید: اجازه دهید بچه ها داستان را دوباره با تصاویری که خودشان درست کردند، تعریف کنند. این روش هم کمک می کند تا حروف را به خاطر بسپارند و هم بفهمند که چه مقدار حفظ کرده اند.

آموزش حروف الفبا

 

8- حروف الفبا را تقسیم بندی کنید: برای حفظ کردن حروف الفبا یک یا دو حرف در روز کافی است. بگذارید که آنها هربار فقط روی چند حرف تمرکز داشته باشند تا ترتیب حروف الفبا را یاد بگیرند.
یادگیری و درک صحیح حروف الفبا را برای کودک خود با سرگرمی همراه کنید.

نوشته شده در تاریخ سوم نوامبر 2019 توسط دورسی هستینگز

منبع: 8-tips-make-alphabet-learning

یازده توصیه برای شما که می‌ خواهید والدین بهتری باشید(2) /والدین بهتر

 

 والدین بهتر/یازده توصیه برای شما که می‌ خواهید والدین بهتری باشید(2)

برای اینکه شما به شرایط مطلوبی برسید، باید توقعات خود را کمی پایین بیاورید تا یاد بگیرید چگونه پدر و مادر بهتری باشید. در هر مسیری اشتباهاتی وجود دارد. صرف نظر از اینکه شما چقدر سخت تلاش می­ کنید، باید بدانید که کامل نیستید و فرزندتان ممکن است مسائل و مشکلاتی داشته باشد که از کنترل شما خارج باشد. به خاطر داشته باشید آنها ممکن است با خواسته ­ای به دنیا بیایند که با خواسته شما در تعارض باشد. در قسمت اول این مقاله، شش توصیه کاربردی برای بهتر شدن والدین آورده شد. در این قسمت پنج توصیه دیگر را می‌ خوانید.

والدین بهتر
چگونه والدین بهتری باشیم

7- هروقت لازم باشد عذرخواهی کنید

ما همه اشتباه می ­کنیم. با این حال والدینی هستند که مهم نیست چقدر اشتباه در قبال فرزندان شان مرتکب شده­ اند، اما حاضر به عذرخواهی نیستند. آنها به اشتباه تصور می ­کنند که عذرخواهی نشانه ضعف است. عذرخواهی از فرزند نشانه احترام به رابطه کلی شما با او است. اشتباه کردن کار آدمیزاد است. من به شما اطمینان می دهم که کودک شما کمتر از شما فکر نمی کند. اگر شما عذرخواهی نکنید، فرصت آموزش اهمیت مسئولیت پذیری را از دست می ­دهید. با این حال، شما از کودک خود می­ خواهید که به خاطر کار اشتباهی که مرتکب شده از شما معذرت خواهی کند. اگر بچه ها دروغ بگویند یا با یکدیگر پرخاشگری کنند یا چیز باارزشی را بشکنند، از آنها می­ خواهید که مسئولیت اشتباه خود را بپذیرند و برای آن­ چیزی که اتفاق افتاده عذرخواهی کنند. در این لحظات است که به فرزند خود آموزش می ­دهید که عذرخواهی کردن عمل درستی است. اگر شما هم این کار را نکنید، پس دقیقاً چه چیزی شما می خواهید آموزش دهید؟ ممکن است عذرخواهی کردن برای شما دشوار باشد، چون احساس برتری می ­کنید و از اینکه اقتدار خود را از دست بدهید، می ­ترسید. در واقع فرزندتان شما را به عنوان یک انسان می بیند و ممکن است احساس نزدیک تری از قبل به شما داشته باشند. به کودک ­تان نشان دهید که هیچ انسانی کامل نیست و همه افراد در زندگی مرتکب اشتباه می ­شوند. عذرخواهی می ­تواند بسیاری از اشتباهات را اصلاح کند. فقط چند کلمه ساده می ­تواند جلوی بدترین تخلفات را بگیرد.

یک حرف حکیمانه: غرورتان را کنار بگذارید، بگویید که ناراحت هستید و رفتار خود را اصلاح می ­کنید. اگر این کار را انجام دهید، یک رابطه محکم و قوی بر مبنای عشق و احترام با فرزندتان ایجاد خواهید کرد.

8- اجازه دهید بچه­ ها همان گونه باشند که دوست دارند

پدربزرگ مادری من در هاوانای کوبا وکیل و نویسنده بود. او از دایی من می خواست که شغل او را دنبال کند. اگرچه دایی من می­ خواست هنرمند بشود و رؤیاهای خود را در پاریس دنبال کند. در آن زمان، پدربزرگ من به هنر مثل شغلی واقعی یا حرفه ­ای که امنیت شغلی داشته باشد نگاه نمی­کرد. دایی من با اینکه می دانست پدرش چه احساسی نسبت به او دارد، با او ملاقات کرد و اهدافش را توضیح داد. خوشبختانه، پدربزرگ من درباره این موضوع کمی فکر کرد و به این نتیجه رسید که با خواسته او موافقت کند و برای تنها پسرش طلب خیر کرد. همچنین با پرداختن همه هزینه ­های ضروری و تهیه بهترین امکانات، مقدمات سفر او را به فرانسه فراهم کرد. او در بهترین شرایط و در رشته مورد علاقه خود به مطالعه پرداخت. دایی من هنرمندی مشهور در فرانسه شد. هنر سوررئالیست شگفت انگیز دایی ام امروزه هنوز هم به فروش می رسد. اگر پدربزرگ من روی خواسته اش اصرار می کرد، این وضعیت می­ توانست طور دیگری رقم بخورد. او می ­توانست دایی من را وادار کند که مثل خودش وکیل شود. خوشبختانه، او متوجه شد به پسرش اجازه دهد همان کسی بشود که دوست دارد و این کار درستی بود که او انجام داد. دایی من نیز قدردان زحماتش بود و توانست فرد معروف و مشهوری شود. پدربزرگ من به او افتخار می کرد و رابطه آنها محکم و قوی شد. اجازه دهید فرزند شما همان گونه که می خواهد باشد، نه آن کسی که شما در ذهن خود تجسم می ­کنید. با این حال این زندگی آنهاست، سفر آنهاست، شما فقط هستید که مراقبشان باشید و هر وقت لازم باشد آنها را راهنمایی کنید.

چگونه والدین بهتری باشیم

 

9- همراه با فرزند خود رشد کنید

 بچه­ ها درست شبیه ما رشد و تکامل می ­یابند. مهم است که با آنها رشد کنید و هماهنگ باشید و روش تربیت و گفتار خود را متناسب با رفتار آنها تنظیم کنید. به عنوان مثال، اگر کودک 4 ساله شما از روی بدرفتاری حقیقت را کتمان می ­کند یا قصد آزار شما را دارد، ممکن است این رفتارهای عجیب و غریب او را نادیده بگیرید و در مواجهه با دروغگویی آنها آرام بمانید و حرفی نزنید. اگر با یک کودک 8 ساله سر و کار دارید، این کودک فرق بین درست و غلط را می فهمد و از شما می­ خواهد که او را راهنمایی کنید. ضمناً نوجوانان باید طور دیگری مورد خطاب قرار گیرند. برخورد با این گروه سنی دشوار و چالش برانگیز است. گروهی که به توجه و مراقبت خیلی زیادی نیاز دارد. شما نمی توانید با یک نوجوان 16 ساله مانند یک کودک 9 ساله صحبت کنید.

10- به احساسات آنها احترام بگذارید و آنها را درک کنید

بچه ­ها در حالی که به سن بلوغ نزدیک می ­شوند، با مسائل و مشکلاتی روبرو خواهند شد که باید احساسات متفاوتی را تجربه کنند. شما در نقش والدین باید با گذاشتن زمان کافی به احساسات آنها توجه جدی داشته باشید و شرایط آنها را درک کنید. سعی کنید احساسات شان را تحقیر نکنید و طوری رفتار نکنید که آنها مهم نیستند. چند روز پیش نوه دختری من که هشت سال و نیمش است، با چشمانی گریان به منزل ما آمد. او با چشمانی ناراحت به من نگاه کرد و گفت: «دلش برای بهترین دوستش تنگ شده، از زمانی که قرنطینه عمومی شروع شده تاکنون 6 ماه است که او را ندیده است.» من به جای اینکه به او بگویم: «نگران نباش، بالاخره یک روز او را می بینی. زیاد درباره آن فکر نکن.» به چشمانش نگاه کردم و گفتم: «خیلی سخت است که بهترین دوستت را برای مدت زیادی ندیده ­ای.» وقتی سرش را با ناراحتی تکان می ­داد، چشمانش پر از اشک شد. من احساسات او را درک کردم و او فهمید حرف هایش شنیده شد. بعد از آن اتفاق، به دوستش اجازه داده شد که روز بعد او را ببیند. او دوباره به من مراجعه کرد. اما این دفعه از روی شادمانی فریاد کشید: «امروز شادترین روز قرنطینه من بود.»

اگر شما به احساسات کودک توجه جدی نداشته باشید، آنها فکر می کنند احساسات شان اهمیتی ندارد و یاد می ­گیرند که اصلاً چیزی را با شما در میان نگذارند. شما که این را نمی خواهید. باید از تغییر احساسات آنها با خبر شوید. شما باید مطمئن باشید در آینده که مسائل و مشکلات جدیدتری به وجود می­ آید، بیشتر به شما مراجعه می کنند. از روی دلسوزی و همدردی به حرف های آنها گوش دهید و ارتباط برقرار کنید.

11- سؤالاتی بپرسید که نیاز به توضیح بیشتر داشته باشد

هر وقت نوه پسری 16 ساله­ ام را از مدرسه به خانه می ­رساندم، از او می ­پرسیدم: «امروز مدرسه چطور بود؟» شما احتمالاً می ­توانید جوابش را حدس بزنید. همیشه فقط یک کلمه بود: «خوب.» بنابراین تصمیم گرفتم طور دیگری بپرسم: «سؤال هایی با پاسخ­ های طولانی تر.» دفعه بعد که من او را به خانه رساندم، از او سؤال کردم بهترین لحظه ­ای که امروز داشتی چه لحظه ای بود؟ برای او غیر ممکن بود که به این سؤال فقط پاسخ مثبت بدهد که خوب بود. او مجبور شد درباره اتفاقاتی که قبلاً روی داده کمی بنشیند و فکر کند مهم نیست آنها چه بگویند. نکته مهم این است که آنها را وادار به گفتگو کنید. با این کار شما می فهمید که در زندگی آنها چه اتفاقاتی در شرف وقوع است. این موضوع نه تنها در مورد کودکان بلکه در بزرگسالان نیز مؤثر است. مثلاً وقتی شما از کسی می ­پرسید: «آیا شغل خود را دوست داری؟» آنها ممکن است با بله یا خیر جواب دهند. اما اگر بپرسید: «در مورد شغل خود چه چیزی را دوست داری و از چه چیز متنفری؟» اطلاعات زیادی را دریافت خواهید کرد. سؤالات با جواب تشریحی اهمیت دارند و شما می توانید از آنها اطلاعاتی را کسب کنید که در آینده با استفاده از آنها بهتر با احساسات کودک آشنا شوید و به مدیریت امور بپردازید!

نظرات نهایی

پدر و مادر خوب و مسئول بودن یکی از باارزش ترین وظایف در جهان است. اگرچه بدون تلاش حاصل نمی شود و به صبر و کار زیادی نیاز دارد. اجرای یازده توصیه ارائه شده در قسمت اول و دوم این مقاله، یک خانواده کامل را تضمین نمی کند. اما شما یک پایه محکم و قوی ایجاد خواهید کرد و با آن رشد می ­کنید. فرزند شما بازتاب شماست و شما هر اخلاق و رفتاری که داشته باشید، در فرزندتان نیز تأثیر خواهد گذاشت. آرزو دارید چه بازتابی داشته باشند؟ یاد بگیرید چگونه والدین بهتری باشید و کمک کنید تا میراثی از انسان های برجسته را تربیت کنید.

 

منبع:.lifehack

یازده توصیه برای شما که می ‌خواهید والدین بهتری باشید.(1)/ والدین بهتر

قسمت اول

یازده توصیه برای شما که می ‌خواهید والدین بهتری باشید(1)/ والدین بهتر

تربیت یک انسان و پدر و مادر بهتری بودن برای او همواره چالش برانگیز بوده است. اگرچه پرورش یک کودک بدون اجرای قوانین ویژه امکان ­پذیر نیست. برای اینکه والدین بتوانند در تربیت فرزندان خود موفق باشند، باید دارای خصوصیاتی ممتاز باشند. پدر و مادر باید شخصیتی قابل احترام، مستقل و مسئولیت ­پذیر داشته و در عین حال مهربان، با­ملاحظه، سخاوتمند و دوست­ داشتنی باشند و بتوانند احساسات کودک را کاملاً درک کنند. به کارگیری یازده توصیه که در ادامه آورده شده است، شانس بیشتری را برای شما فراهم می­کند تا انسانی خارق العاده تربیت کنید که بعداً مایه افتخارتان باشد. در قسمت اول شش توصیه و در قسمت دوم پنج توصیه دیگر را ملاحظه خواهید کرد.

والدینی خوب
چگونه والدین بهتری باشیم.

1- با دقت به حرف ­های فرزندتان گوش دهید

من پدر و مادری را می شناختم که صاحب دختربچه ای باهوش، دوست داشتنی، زیبا و جذاب بودند. اما والدین او افکاری سنتی داشتند. آنها به این ضرب المثل معتقد بودند که یک بچه باید دیده شود، نه اینکه شنیده شود. یعنی بچه ها باید سکوت کنند و حق اظهار نظر نداشته باشند. متأسفانه دختر کوچولو ایده­ ها و نظرات هیجان انگیز زیادی برای گفتن داشت. او مانند عروسکی بود که در یک صندوقچه گذاشته شده بود. بچه­ ها موجوداتی جالب، بامزه و کنجکاو هستند. آنها به والدینشان نگاهی ویژه دارند و آنها را مانند قهرمان تصور می­کنند. بچه­ ها اندوخته­ ای از دانش و دیدگاه عالی نسبت به زندگی دارند. گوش دادن به حرف­ های آنها بزرگترین هدیه ­­ای است که می توانید به آنها بدهید. آنها با این کار شما احساس با ارزش بودن می کنند و با این باور که فرد مهم و قابل احترامی هستند، بزرگ می­شوند. گوش دادن همیشه کار آسانی نیست. گاهی اوقات آنها بدون اینکه روی موضوعی دقیق شوند و درباره آن توضیح بیشتری دهند، فقط یکسره حرف می­زنند. اما اگر آنها باور کنند که شما واقعاً به آنها گوش می­دهید، احساس مهم بودن خواهند کرد و اطلاعات شگفت انگیزی را در اختیار شما قرار خواهند داد.

والدین بهتر
توصیه هایی برای والدین بهتر

توجه: سعی کنید از روی صداقت و صمیمیت به حرف­های فرزندتان گوش دهید. در حالی که چند کار را با هم انجام می­دهید و مدام زیر لب می­گویید: «آهان! خوبه عزیزم.» به او گوش نکنید. متأسفانه من پدر و مادرهایی را دیده ام که سرشان را توی موبایل می­کنند و بچه ها با ناامیدی سعی می­کنند توجه شان را جلب کنند. اسکات پک در کتاب «از این مسیر مسافر کمتر می­گذرد» می نویسد: «شما نمی توانید واقعاً همزمان هم گوش کنید و هم به کار دیگری مشغول باشید. گوش دادن واقعی و توجه و تمرکز کامل روی طرف مقابل نوعی اظهار عاشقانه است.»

2- عشق بدون قید و شرط ابراز کنید

من مادری را می شناختم که بسیار عاشق پسرش بود. اما عشقش برای او خیلی گران تمام شد. پسر همان گونه که مادرش از او انتظار داشت، رفتار می­کرد. مادرش می­خواست که پسرش همانند یک ستاره ورزشی معروف شود یا در تحصیلات دانشگاهی فرد موفقی بشود. با همین تفکر، او را از عشق خود لبریز می کرد. او به پسرش می بالید و روزنامه ­هایی را که درباره موفقیت پسرش چاپ می­شد قاب می کرد و به دیوار می زد. اما همان پسر وقتی بزرگ شد، با مشکلات زیادی دست به گریبان بود و رفتاری سرکش و خشن داشت. در این زمان روزنامه های قاب شده از روی دیوار برداشته شد و او برای مدتی با کسی صحبت نمی کرد.

ابراز عشق بدون قید و شرط، پیوندی مطمئن و فردی سالم و مفید را به بار خواهد آورد. با علم به اینکه شما پدر و مادری عاشق فرزندان خود هستید، مهم نیست چه حمایت خارق العاده ­ای را برای کودک فراهم می آورید، آنها می­دانند که می­توانند بدرفتاری کنند، اما هنوز دوست داشتنی باشند. همچنین، می دانند اگر بدترین تخلف را انجام دهند، باز هم به شما رو خواهند آورد. در حالی که ممکن است از دست آنها ناراحت شوید، اما در میزان عشق و علاقه شما به­ آنها هیچ تغییری ایجاد نمی شود.

3- اول به خودتان آموزش دهید

بچه ­ها خیلی دقیق به حرف های شما گوش می­دهند و به آنها توجه دارند. شما ممکن است فکر کنید آنها زمانی که در اتاق ­شان با اسباب بازی ­های خود مشغول اند، به شما هیچ توجهی ندارند. اما آنها به شما گوش می­کنند. اگر می­خواهید به کودک ­تان چیزی آموزش دهید، اول خودتان آن کار را انجام دهید. مثلاً اگر شما از آنها می­خواهید که غذای سالم بخورند، غذای سالم بخورید. اگر می خواهید عادت بدی مثل سیگار کشیدن نداشته باشند، سیگار نکشید. اگر می خواهید که آنها خشن نباشند، آرام باشید. اگر آرزو می کنید که بچه قابل اعتمادی تربیت کنید، کاری را که قول داده اید انجام دهید. اگر می­خواهید به کودک ­تان بیاموزید چگونه ارتباط برقرار کند، با مهربانی صحبت کنید و از روی عشق و علاقه و صداقت به حرف های شان گوش دهید. هر چیزی را که از او می خواهید یاد بگیرد، برای انجام دادن آن خودتان نیز شور و اشتیاق داشته باشید. شما بهترین معلم برای این کار هستید.

4- اوقات زیادی را با هم سپری کنید

زندگی پر از کار، مشغله، میهمانی ­ها و قرار و مدارها است. گاهی اوقات آنقدر سرگرم این مشغله ها می شوید که به راحتی فرزندان خود را فراموش می کنید و وقت کافی برای آنها نمی گذارید. من والدینی را می شناسم که به خاطر مشغله کاری بچه های خود را روی کاناپه می گذاشتند تا تلویزیون ببینند یا با موبایل بازی کنند، در حالی که خودشان مشغول کار بودند. گاهی اوقات این کار بد نیست. اما اگر مرتباً تکرار شود، می تواند بین شما و کودک ­تان فاصله بیندازد. شما برای اینکه والدین غایبی نباشید، هر روز را با آنها بگذرانید. در مورد همه چیز با آنها صحبت کنید. درباره روزی که گذراندند از آنها بپرسید. اگر می­توانید اجازه دهید در کارهای عادی و روزمره خانه مثل تمیز کردن، تا کردن رخت های شسته شده، دسته بندی ظرف های داخل ظرفشویی به شما کمک کنند. وقتی می فهمند شما به آنها نیاز دارید، احساس خوبی خواهند داشت و شما می توانید از این کار فرصتی برای ایجاد انس و الفت بیشتر بین خانواده استفاده کنید.

چگونه والدین بهتری باشیم.

5- به گفته خود عمل کنید

شما با عمل کردن به توصیه های خود در کودک ایجاد اعتماد می کنید. آنها باور می کنند شما به آنچه می­گویید واقعاً عمل می­کنید. بچه ها خیلی حساس و باهوش اند. آنها مراقب همه چیز هستند و همه حرف ها را می­شنوند.

به عنوان مثال، من یک روز بعد از ظهر با نوه دختری خودم و به همراه پدر و مادرش به پیاده روی رفته بودیم. از دختر کوچولو پرسیده شد: «دوست دارد سوار کالسکه بشود؟» و او جواب داد: «نه! دوست دارم پیاده بیایم!» عروسم به او گفت: «اما اگر خسته شدی، من نمی توانم بغلت کنم، فهمیدی!» بعد از حدود 15 دقیقه، نوه من خسته شد و شروع به ناله و شکوه کرد. وقتی عروسم بغلش کرد، دختر کوچولو گفت: «فکر کردم گفتی که من را بغل نمی کنی!» عروسم به توصیه های خود عمل نکرد و دخترک آن را فهمید. او فقط 4 سالش بود. شما می ­دانید وقتی والدین حرفی را می­ زنند و در نهایت به آن عمل نمی ­کنند، تبدیل به تهدیدهای توخالی می شوند، حرف هایی که هیچ پشتوانه ­ای ندارند.

جدی بودن در هر کاری، برای افزایش حس مسئولیت ­پذیری یک فرد بزرگسال امری حیاتی است. شما باید فردی مهربان و قابل اطمینان باشید و سعی کنید منظور خود را به طور مختصر و مفید برسانید. کودک باید معنی رفتار شما را بفهمد. اگر شما می گویید که شب را نمی توانند در خانه کسی بمانند مگر اینکه تکالیف خود را انجام داده باشند، در این صورت تکالیف بهتر انجام می­شود. باید به او گوشزد کنید که اگر تکالیف انجام نشود، از بیرون رفتن خبری نیست. مطمئن باشید که عواقب ناشی از رفتار بد کودک هر چه باشد، شما می­توانید با رفتار خود آن را مدیریت کنید.

6- روی خصوصیات مثبت تمرکز داشته باشید

یک ضرب المثل قدیمی آمریکایی می­ گوید: «چرخی که زیاد سر و صدا می­ کند، نیاز به روغن یا گریس دارد.» مفهوم آن این است که پر سر و صداترین مشکلات بیشتر مورد توجه قرار می­ گیرند. اگر کودک شما مؤدب و آرام باشد و به کارهای خود اهمیت دهد، شما به او توجه نمی ­کنید و او را به خاطر رفتار خوبش تشویق نمی ­کنید. اما اگر از روی ناراحتی و خشونت مرتکب رفتار بدی شود، خیلی به چشم شما خواهد آمد. در واقع، این پیام را منتقل می ­کند که وقتی کار اشتباهی از کودک سر بزند، شما به او توجه می کنید. به هر حال، توجه به رفتار بد بهتر از توجه نکردن است. تمرکز داشتن روی خصوصیات مثبت کودک باید در اولویت قرار ­گیرد. اگر فقط روی رفتار منفی کودک تمرکز داشته باشید و خصوصیات مثبت او را نادیده بگیرید، با این رفتار فرصت بهتر بودن را از او سلب می­ کنید. شما می ­توانید به سادگی به همه کارهایی که دوست دارید فرزندتان انجام دهد، توجه داشته باشید و کمتر انتقاد کنید. رعایت این موارد به ویژه برای آنها که کودکان زیر 5 سال دارند، ضروری است. زیرا آنها خیلی حساس هستند و اغلب هر حرفی را که می ­زنید تا آخر عمر توی ذهن شان باقی می ­ماند.

 منبع: lifehack