والدین و فرزندان/روابط مثبت بین والدین و فرزندان

 والدین و فرزندان /روابط مثبت بین والدین و فرزندان

نکات کلیدی:

  • روابط مثبت بین والدین و فرزندان در همه زمینه های رشدی آنها حائز اهمیت است.
  • روابط مثبت با فرزندان بر اساس در لحظه بودن، وقت کافی گذاشتن و اعتمادسازی شکل می گیرد.
  • رابطه شما متناسب با رشد و نمو کودک تغییر و توسعه می یابد.

 در این مقاله به موارد زیر پرداخته می شود:

  • روابط مثبت بین والدین و فرزندان: چرا آنها مهم اند
  • در لحظه بودن: چگونه روابط فرزند با والدین را تقویت می کند
  • زمان کافی: چرا در روابط مثبت اهمیت دارد
  • اعتماد و احترام: چگونه می توان آن را در روابط مثبت پرورش داد

روابط مثبت بین والدین و فرزندان: چرا آنها مهم اند

رابطه مثبت بین والدین و فرزندان
روابط والدین و فرزندان

زمانی که فرزندان روابط قوی، دوست داشتنی و مثبت با والدین و دیگر مراقبان خود دارند، بهتر رشد می کنند و یاد می گیرند. به همین دلیل، روابط مثبت با والدین و مراقبان کمک می کند که بچه ها درباره جهان اطراف بیاموزند. آیا دنیا جای امن و مطمئنی است؟ آیا آنها دوست داشتنی هستند؟ کسی آنها را دوست دارد؟ چه اتفاقی می افتد وقتی آنها گریه می کنند، می خندند یا اخم می کنند یا کارهای دیگری انجام می دهند؟

شما می توانید با استفاده از نکات زیر رابطه مثبت با فرزندتان برقرار کنید:

  • در لحظه بودن با فرزندان
  • صرف زمان کافی با آنها
  • ایجاد محیطی امن از اعتماد و احترام
رابطه والدین و فرزندان
رابطه مثبت بین والدین و فرزندان

هیچ فرمولی برای درست شدن رابطه والدین و فرزند وجود ندارد. اما اگر اغلب اوقات روابط شما گرم و دوست داشتنی است و بر اساس تعاملات سازنده بنا شده باشد، فرزند شما احساس امنیت و دوست داشتن می کند.

در لحظه بودن: چگونه روابط فرزند با والدین را تقویت می کند

در لحظه بودن یعنی تشخیص و درک نیازهای واقعی کودک که به آنها نشان می دهد به کارهای مهم آنها توجه داشته و اهمیت قائل هستید. این موضوع می تواند زیربنای یک رابطه قوی محسوب شود.

در اینجا چند ایده برای در لحظه بودن با فرزندتان ذکر شده است:

  • او را با آغوش باز بپذیرید، بگذارید حضور داشته باشد، تمام مدت به او دستور ندهید، اگر کودک شما افراد را به صورت بلوک های ساختمانی تصور می کند، اعتراضی نکنید. شما نباید او را وادار کنید که به شکل درستی از آنها استفاده کند.
  • به کارهای فرزندتان توجه داشته باشید و بدون قضاوت کردن درباره آنها نظر دهید یا آنها را تشویق کنید. به عنوان مثال، آیا بلوک های آبی رنگ بزرگ مغازه داران هستند؟ آیا بلوک قرمز کوچک خرید می رود؟
  • به حرف های فرزندتان گوش دهید و سعی کنید که احساسات واقعی کودک را درک کنید. اگر کودک شما درباره بسیاری از اتفاقات روزانه یک داستان طولانی تعریف می کند، ممکن است واقعاً بگوید که معلم جدید را دوست دارد یا وضعیت روحی خوبی دارد.
  • بنشینید و فکر کنید که رفتار کودک شما می خواهد چه پیامی به شما منتقل کند. مثلاً اگر فرزند نوجوان شما در آشپزخانه منتظر نشسته است و حرفی نمی زند، ممکن است بخواهد فقط به شما نزدیک شود. شما می توانید بغلش کنید و اجازه بدهید که بدون هیچ گفتگویی در آشپزی کردن به شما کمک کند.
    رابطه والدین و فرزندان
    رابطه مثبت بین والدین و فرزندان

بخشی از در لحظه بودن با فرزند دادن فرصت هایی است که می تواند باعث ایجاد مسئولیت پذیری در آنها شود. به عنوان مثال:

  • با کنترل کردن و نشان دادن واکنش در برابر گفتار و رفتار کودک به او اجازه دهید تا بازی را خودش به تنهایی هدایت کند. این یک روش عالی برای کودکان خردسال است.
  • از ایده های کودکتان حمایت کنید. برای مثال اگر فرزند بزرگ تر شما تصمیم می گیرد که یک برنامه غذایی خانوادگی ترتیب دهد، چرا قبول نمی کنید؟
  • وقتی کودک شما نظری می دهد، می توانید از طریق گفتگو کردن به عنوان یک روش برای کسب آگاهی بیشتر از افکار و احساسات آنها استفاده کنید، حتی اگر آنها با افکار و احساسات شما مغایرت داشته باشد.

تکرار کردن یا بیان مجدد کلمات کودک، لبخند زدن و برقراری روابط چشمی با کودک به شما می فهماند که در هنگام صحبت کردن و با هم بودن به او توجه می کنید. این ابراز گرمی و علاقه به کودک شما کمک می کند که احساس امنیت کنید و باعث ایجاد حس اعتماد به نفس در او می شود.

رابطه والدین و  فرزندان
رابطه مثبت بین والدین و فرزندان

زمان کافی: چرا در روابط مثبت اهمیت دارد

روابط مثبت بین شما و فرزندتان با وقت گذاشتن کافی شکل می گیرد. زمانی که با هم هستید می توانید از تجربیات، افکار، احساسات و علایق در حال تغییر همدیگر آگاه شوید. این نشان می دهد که شما برای فرزندتان ارزش قائل هستید و از او قدردانی می کنید که برای ارتقای رابطه شما بسیار خوب است. زمان کافی می تواند در هر مکان و زمانی، در بین روزها و شرایط معمول اتفاق بیفتد. می تواند یک خنده مشترک در زمان حمام کردن کودک نوپای خود یا یک گفتگوی خوب با نوجوان شما در اتومبیل باشد. این لحظات به شما این فرصت را می دهد که پیام های مثبت اخلاقی را با لبخند، خنده، تماس چشمی و آغوش ها و نوازش های ملایم منتقل کنید.

شما می توانید با کم کردن اختلالات و حواس پرتی های بیشتر اوقات را با هم سپری کنید. این کار می تواند به آسانی کنار گذاشتن گوشی موبایل باشد. با این عمل به کودک می فهمانید که شما مشتاق هستید که زمان بدون وقفه ای در کنار او باشید. ممکن است در زندگی خانوادگی شما مواقعی باشد که نتوانید روزانه به مدت زیادی در کنار فرزندتان حضور داشته باشید. اما با برنامه ریزی منظم برای داشتن لحظات دو نفره با فرزندتان می توانید زمان را مدیریت کنید. کودک شما از طریق وقت گذراندن و تعامل با شما و مراقبان دیگر یاد می گیرد و پیشرفت می کند. به عنوان مثال، زمانی که در سه سال اول زندگی با او صحبت می کنید، به او کمک می کند تا زبان بیاموزد.

 اعتماد و احترام: چگونه می توان آن را در روابط مثبت پرورش داد

اعتماد و احترام برای برقراری یک رابطه مناسب بین فرزند و والدین ضروری است. در اوایل دوران کودکی، افزایش اعتماد حائز اهمیت است. کودک شما می آموزد که می تواند برای رفع نیازهای خود به شما و سایر مراقبان اصلی خود اعتماد کند. این حس امنیت و آرامش به کودک شما اطمینان می دهد که به دنبال کشف جهان باشد. اعتماد و احترام با بزرگ شدن کودک شما بیشتر به یک خیابان دوطرفه تبدیل می شود.

 والدین و  فرزندان
رابطه مثبت بین والدین و فرزندان

شما می توانید اعتماد و احترام را در روابط خود پرورش دهید. به عنوان مثال:

  • وقتی کودک شما به حمایت، توجه یا کمکتان نیازمند است، در دسترس باشید. این کار ممکن است بلند کردن کودک نوپای افتاده از روی زمین یا رساندن نوجوان خود به خانه از یک مهمانی (زمانی که از شما بخواهد) باشد. با این کار کودک شما اطمینان پیدا می کند، زمانی که به شما نیاز دارند در آنجا حضور خواهید داشت.
  • به قولتان پایبند باشید. بنابراین کودک یاد می گیرد که به حرف شما اعتماد کند. مثلاً اگر قول می دهید که به مدرسه اش می روید، برای رفتن به آنجا از هیچ تلاشی دریغ نکنید.
  • فرزند خود را بشناسید و برای او آن گونه که است، ارزش قائل شوید. اگر فرزندتان عاشق فوتبال است، فریاد شادمانی سر دهید و درباره بهترین بازیکنان فوتبال از او بپرسید. نشان دادن احترام به احساسات و نظرات کودک او را تشویق می کند که آنها را با شما در میان بگذارد.
  • وقتی کودکتان بر خلاف شما نظری می دهد، بدون قضاوت کردن یا ناراحت شدن گوش دهید. می خواهد این پیام را منتقل کنید که شما در آینده در مسائل و موقعیت های دشوار به حرف های او گوش می دهید و کمکش خواهید کرد.
  • اجازه دهید که این رابطه متناسب با رشد، نیازها و تغییر علایق کودک تکامل پیدا کند. به عنوان نمونه، کودک زیر سیزده سال شما ممکن است دوست داشته باشد بدون حضور شما و فقط با دوستانش در پارک بازی کند، حتی اگر قبلاً عاشق بازی کردن در پارک با شما بود.
  • چند قانون خانوادگی سفت و سخت اما منصفانه تنظیم کنید. قوانین وضعیت های روشنی هستند که خانواده شما برای مراقبت و رفتار با اعضای خانواده وضع می کند. این قوانین می تواند به کودک شما اطمینان دهد که شما با روشی که رفتار می کنید هماهنگ هستید.

منبع:raisingchildren.net.au

جملاتی که والدین هرگز نباید به کودک بگویند.

آنچه نباید به کودک خود بگوییم.

اگر والدین و فرزندان کامل و بی عیب و نقص بودند خیلی خوب می شد، زیرا تشخیص آنچه نباید به کودک خود بگوییم راحت تر به نظر می رسید و هرگز موقعیتی پیش نمی آمد که والدین از فرزندان خود ناامید شوند و فرزندان هرگز رفتار نامناسبی از خود بروز نمی دادند. اما متأسفانه، والدین و فرزندان انسان هستند و انسان ها هم بی عیب و نقص نیستند. وقتی پدر یا مادر هستید و ناامید می شوید، ممکن است بدون فکر کردن به فرزندتان چیزی بگویید. جملات زیر چیزهایی هستند که باید از گفتن آنها به کودکان خود پرهیز کنید.

آنچه نباید به کودک بگوییم.
آنچه نباید به کودک بگوییم.

1- کاش هرگز به دنیا نمی آمدی.

هیچ کودکی هرگز نباید چنین جمله ای را از پدر و مادرش بشنود. حتی اگر از کودک خود بسیار ناامید شده اید، زبان خود را گاز بگیرید و این حرف را نزنید. این عبارت نه تنها احساسات کودک را جریحه دار می کند، بلکه به عزت نفس او آسیب می رساند و باعث می شود احساس عدم دوست داشته شدن کند.

2- تو هرگز کاری که ازت می خواهم را انجام نمی دهی.

وقتی این جمله را بارها و بارها بیان می کنید، به زودی فرزندتان احساس می کند که گویی نمی تواند کاری را درست انجام دهد. آنها شروع به فکر می کنند که چرا باید اصلاً تلاش کنند. سعی کنید از عبارت “من دوست دارم شما این کار را به این نحو انجام دهی” استفاده کنید. آنچه می خواهید انجام دهید را دقیق بگویید تا آنها آنچه را شما خواسته اید درک کنند و بتوانند به نتیجه برسانند.

جملاتی که نباید به کودک بگوییم.
آنچه نباید به کودک بگوییم.

3- عجله کن وگرنه تو را اینجا رها می کنم و می روم.

یکی دیگر از عباراتی که در فهرست آنچه نباید به کودک خود بگوییم قرار می گیرید همین است. کودکان مفهوم زمان را مانند بزرگسالان درک نمی کنند. اگر کودک شما قبلاً ترس از رها شدن یا گم شدن داشته باشد، با بیان این جمله نگرانی او را اضافه خواهید کرد. سعی کنید بفهمید که چرا آنها وقت خود را تلف می کنندو بدون ترساندن آنها کاری کنید که راه بیافتند.

جملاتی که نباید به کودک بگوییم.
عباراتی که نباید به کودک بگوییم.
4- کاش بیشتر شبیه برادر یا خواهرت بودی.

هیچ کس دوست ندارد با دیگری مقایسه شود. آنها می خواهند همان طور که هستند پاس داشته شوند. گفتن جملاتی از این قبیل فقط منجر می شود فرزندتان احساس بی کفایتی کند و رقابت خواهر و برادری را تشویق می کند. کودکانی که این نوع گفته ها را می شنوند اغلب ممکن است احساس کنند که نمی توانند چیز ارزشمندی به دست آورند، زیرا هرگز به اندازه خواهر و برادرشان خوب نخواهند بود. به جای مقایسه کودکان خود، تشخیص دهید که هر کودک قدرت و توانایی های متفاوتی دارد. تفاوت های آنها را گرامی شمارید و آنها را همان گونه که هستند دوست داشته باشید. این عبارت هم از آنهاست که باید در فهرست آنچه نباید به فرزندان خود بگویید قرار گیرد.

5- نظرات تحقیرآمیز در مورد پدر یا مادر فرزند شما.

نیازی نیست کودکان در وسط اختلافات والدین خود قرار بگیرند یا بشنوند که شما در مورد پدر یا مادر صحبت می کنید. ممکن است باعث شود کودک فکر کند که باید طرف یکی را بگیرد یا ممکن است در مورد آنها نیز حرف های بد بزند. حتی اگر والدین از هم جدا شده باشند، مهم است که در مقابل فرزندان خود فقط در مورد خوبی های آن شخص بگویید.

6- ما توانایی پرداخت آن را نداریم.

اگر به فرزندان خود بگویید که به اندازه کافی پول ندارید تا قادر به تهیه چیزی باشید، ممکن است آنها فکر کنند که پول می تواند خوشبختی را بخرد. آنها همچنین ممکن است نتیجه بگیرند که خانواده شما مشکلات مالی دارند، خواه درست باشد یا نه. به جای اینکه بگویید توانایی پرداخت هزینه ای را ندارید، لازم نیست به آنها توضیح بدهید که چرا پاسخ شما به یک درخواست “نه” است.

 

جملاتی که نباید به کودک بگوییم.
آنچه نباید به کودک بگوییم.

در انتخاب کلمات دقت کنید

همه والدین هر از گاهی از فرزندان خود ناامید می شوند. اگر آنچه نباید به کودک خود بگوییم را بیان کردید، بلافاصله از فرزند خود عذرخواهی کنید. توضیح دهید که اشتباه کرده اید، آنها را دوست دارید و سعی می کنید دیگر این حرف ها را نزنید. کودکان باید والدینی داشته باشند که آنها را تشویق و تربیت کنند، نه اینکه عزت نفس آنها را با انتخاب بی دقت کلمات از بین ببرند.

عوامل موثر بر رشد و تربیت صحیح کودک

رشد کودک

پنج سال اول زندگی، تجربیات و روابط باعث تحریک رشد کودک می‌شود و میلیون‌ها ارتباط در مغز آنها ایجاد می‌کند. در واقع مغز کودکان در پنج سال اول نسبت به هر زمان دیگری در زندگیشان سریعتر ارتباط برقرار می‌کند. این زمانی است که پایه‌های یادگیری، سلامتی و رفتار در طول زندگی گذاشته می‌شود. رشد کودک صرفا به معنای تغییر در ابعاد جسمی فرزند شما نیست. بلکه به معنای تغییر در مهارت‌های اجتماعی، عاطفی، رفتاری، تفکر و ارتباطات کودک شما است. همه این زمینه‌های رشد باهم مرتبط هستند و هر یک به دیگران بستگی دارد و تأثیر می‌گذارد.

 

مراحل  رشد و بزرگ شدن  کودک
رشد کودک

 

 

روابط پایه و اساس رشد کودک

روابط کودکان در همه مراحل زندگی آنها تأثیر می‌گذارد. در حقیقت، روابط پایه و اساس رشد کودک است. از طریق روابط، فرزند شما اطلاعات حیاتی در مورد دنیای خود را می‌آموزد. به عنوان مثال، کودک شما می‌آموزد که آیا جهان ایمن و امن است، آیا کسی عاشق آنها می‌باشد، چه کسی آنها را دوست دارد، یا اینکه چه هنگام باید گریه و چه زمانی بخنند و مواردی دیگر از این دست که همه حاصل ارتباط کودک با دیگران و محیط اجتماعی می‌باشد.  فرزند شما همچنین با دیدن روابط بین افراد دیگر به عنوان مثال، با دیدن نحوه رفتار شما با سایر اعضای خانواده، یاد می‌گیرد. این یادگیری پایه و اساس رشد مهارت‌های ارتباطی، رفتاری، اجتماعی و سایر مهارت‌های فرزند شما است.

روابط در رشد کودک
روابط در رشد کودک

 

بازی و تاثیر بر رشد و یادگیری کودک

در سال‌های اولیه، بازی اصلی‌ترین روش یادگیری، پیشرفت و رشد کودک است. بازی برای کودک شما سرگرم کننده است. همچنین به کودک شما فرصت می‌دهد تا مشکلات، مشاهده، آزمایش و حل مشکلات را پیدا کند. برای این کار فرزند شما به حمایت و تشویق نیاز دارد. اما مهم این است که تعادل بین حمایت از فرزند خود و اجازه دادن به فرزندتان برای انجام کارها به تنهایی ایجاد شود، در واقع شما باید بگذارید تا کودک اشتباه کند ولی در زمان اشتباه باز او را حمایت کنید چرا که این پشتیبانی باعث افزایش اعتماد به نفس کودک می‌شود.

 

بازی و رشد کودک
بازی و رشد کودک

موارد دیگری که رشد کودک را شکل می‌دهد

ژن‏های فرزند شما و سایر عواملی مانند تغذیه سالم، فعالیت بدنی، سلامتی و محله‌‌ای که در آن زندگی می‌کنید نیز بر رشد کودک شما تاثیر می‌گذارد. برای نمونه غذای سالم به کودک شما انرژی و مواد مغذی مورد نیاز برای رشد و نمو می‌دهد. همچنین به پیشرفت حس سلیقه آنها کمک می‌کند. غذای سالم خانواده و الگوهای غذایی در سال‌های عمر انسان می‌تواند عادات غذایی سالم را برای زندگی ایجاد کند. همچنین فعال بودن از نظر جسمی برای سلامتی کودک بسیار حیاتی است. این تحرکات باعث می‌شود کودک شما فعال باشد و مهارت‌های حرکتی را توسعه می‌دهد علاوه بر این کودک در این حالت بهتر فکر می‌کند و فرصتی پیدا می‌کند که دنیای خود را کشف کند در نتیجه رشد کودک را تضمین خواهد کرد. بنابراین فرزندان به بازیهای فعال چه در داخل و چه در خارج از خانه نیاز دارد.

یکی دیگر از مواردی که در رشد کودک شما تاثیر بسیاری دارد محله و جامعه محلی می‌باشد، رشد فرزند شما با روابط مثبت با دوستان و همسایگان و دسترسی به زمین‌های بازی، پارک‌ها، مغازه‌ها و خدمات محلی مانند گروه‌های بازی، مهدکودک‌ها، مدارس، مراکز درمانی و کتابخانه‌ها حمایت می‌شود.

اهمیت تربیت درآینده کودک

به گفته انجمن روانشناسی آمریکا، تربیت فرزند توسط والدین در تمام دنیا سه هدف اصلی تضمین سلامت و امنیت کودکان، آماده کردن کودکان برای زندگی به عنوان بزرگسالان و ایجاد و انتقال ارزش‏های فرهنگی به نسل آینده می‌باشد. شاید این اهداف خیلی بلند پروازانه باشد ولی هر پدر و مادری به دستیابی به آن‌ها تلاش می‌کند. تربیت فرزندان کاری بسیار دشوار است و موفق بودن پدر و مادرها در این امر و تربیت فرزند به شکلی شایسته، سالم و مولد به عوامل مختلف زیست محیطی و بیولوژیکی بستگی دارد و تاثیرات زیادی بر نتایج و حاصل این کار دارد. اما تحقیقات زیادی نشان می‌دهد که شیوه‌های تربیت فرزند که توسط والدین به کار برده می‌شود، بخش مهمی از حل این معادله است. حال با توجه به نقش والدین در رشد کودک و تربیت آن به بعضی از نکاتی که در این روند نقش موثری دارند اشاره می‌کنیم:

یاد بگیرید که به فرزندانتان گوش دهید.

والدین مهم‌ترین کسانی هستند که می‌توانند بزرگترین تاثیرگذاری را بر زندگی کودکان داشته باشند. ولی آنها به اشتباه فکر می‌کنند که تربیت کودکان رابطه‌‌ای یک طرفه و یک سویه از طرف آنان است و اکثر والدین به حرف‌های فرزند خود گوش نمی‌دهند. ولی گوش دادن به صحبت‌های فرزندان و ارائه فرصت برای حرف زدن به فرزندان تاثیر بسیاری در موفقیت آنان در آینده دارد. کنترل فرزندان آسان است اما این کنترل به معنی تربیت صحیح نیست. اگر هرگز به فرزندان خود گوش نکنید و تمام وقت خود را صرف سفارش کرد و نصیحت به آنها کنید، فرزند شما احساس احترام نمی‌کنند. فرزندانتان را تشویق کنید که با شما تعامل و صحبت کند. کمک به آنها در بیان احساسات، عقاید و کلا راحت بودن با والدین می‌تواند به آنها در ارتباط موفقیت آمیز با دیگران، افزایش  اعتماد به نفس کودک در آینده کمک کند.

با فرزند خود با احترام رفتار کنید.

هرگز فراموش نکنید که فرزند شما انسانی زنده است دقیقاً مانند سایر ما نیازها و خواسته‌های خود را دارد. بدانید که شما مالک فرزند خود نیستید بلکه والدین او هستید. هیچ وقت او را مجبور به انجام کاری که دوست ندارد نکنید. اگر فرزند شما از نوع پوششی که شما برای او انتخاب کرده‌‌اید خوشش نمی‌آید، او را مجبور به پوشیدن آن نکنید. اگر به فرزند خود قول داده‌‌اید که اگر تکالیفش را خوب انجام دهد او را به سینما خواهید برد، قول خود را پس نگیرید چرا که این یک نوع بی‌احترامی به فرزندتان است. زیرا خیلی خسته هستید. اگر به فرزند خود احترام بگذارید، احتمالاً بسیار محتمل است که فرزندتان شما احترام می‌گذارد.

به شکل متعادلی فرزندتان را دوست داشته باشید

دوست داشتن فرزندان به صورت بیش از حد، ستایش آنان به شکل اغراق آمیز و محبت کردن نابجا هیچ وقت باعث رشد کودک شما نمی‌شود. عشق ورزی، محبت و توجه به فرزندتان، آنان را به پیشرفت به عنوان یک انسان ترغیب می‌کند. اما توبیخ نکردن فرزندتان به دلیل رفتار بد به سبب دوست داشتن غیر اصولی و چشم پوشی از خطاها به خاطر اینکه آنان را بسیار دوست دارید و نمی‌خواهید که ناراحت شوند کاری اشتباه است. به کودک خود بگویید که چقدر او را دوست دارید اما در زمانی که لازم است باید به سبب کار اشتباه فرزندتان رفتاری مناسب با شرایط انجام دهید.

نحوه تربیت کودک