جان لاک و لوح سفید در فرزند پروری نحوه هدایت، تربیت، پرورش و آموزش کودکان نه تنها رفتار آنها، بلکه کل شخصیت، قطب‌نمای اخلاقی و توانایی عملکرد آنها در جامعه را شکل می‌دهد. اما «پرورش کودک» در روانشناسی دقیقاً به چه معناست و ایده‌های بنیادی پشت آن از کجا آمده است؟ بیایید مفاهیم و اصطلاحات کلیدی را بررسی کنیم.

فهرست مطالب

شیوه‌های فرزندپروری چیست؟

لوح سفید: جان لاک و لوح سفید

چرا لوح سفید برای فرزندپروری اهمیت دارد؟

آموزش، الگوسازی و تقویت رفتارها

آموزش مستقیم

مدل‌سازی رفتاری

تقویت: پاداش و تنبیه

چرا روانشناسی مدرن تقویت را به تنبیه ترجیح می‌دهد؟

نقش هنجارهای اجتماعی و ارزش‌های خانوادگی

سبک‌های فرزندپروری در مقابل شیوه‌های فرزندپروری

تصویر بزرگتر: آماده سازی کودکان برای جامعه

شیوه‌های فرزندپروری چیست؟

تربیت کودک فرآیندی است که طی آن والدین قوانین جامعه‌ای را که در آن زندگی می‌کنند به فرزندان خود آموزش می‌دهند تا فرزندانشان برای یک زندگی مستقل در بزرگسالی آماده شوند. تربیت کودک فراتر از تغذیه، پوشاک و سرپناه برای کودک است. این فرآیند، ترویج و حمایت از رشد جسمی، عاطفی، اجتماعی و فکری کودک از نوزادی تا بزرگسالی است.

از نظر عملی، شیوه‌های فرزندپروری شامل همه چیز می‌شود، از نحوه‌ی تربیت فرزند توسط والدین گرفته تا گرمی عاطفی که نشان می‌دهند و ارزش‌هایی که سر میز شام آموزش می‌دهند. این شیوه‌ها شامل پرورش، تربیت، آموزش و ایجاد روال‌های خانوادگی می‌شود. آن‌ها اقدامات روزانه و مکرری هستند که والدین از طریق آن‌ها فرزندان خود را برای جهان آماده می‌کنند.

یک تمایز مهم که باید درک شود، تفاوت بین سبک‌های فرزندپروری و شیوه‌های فرزندپروری است . سبک فرزندپروری به نگرش‌ها، باورها و ارزش‌های والدین در مورد چگونگی انجام بهتر فرزندپروری اشاره دارد، در حالی که شیوه‌های فرزندپروری، رفتارها، استراتژی‌ها یا روش‌های خاصی هستند که والدین بر اساس سبک خاص خود استفاده می‌کنند. به این شکل به آن فکر کنید: سبک فرزندپروری فلسفه کلی است، در حالی که شیوه‌ها اقدامات مشخصی هستند که از آن سرچشمه می‌گیرند.

لوح سفید:جان لاک و لوح سفید

یکی از تأثیرگذارترین ایده‌ها در تاریخ تربیت کودک، از جان لاک ، فیلسوف انگلیسی قرن هفدهم، گرفته شده است. لاک مفهوم لوح سفید (tabula rasa ) را مطرح کرد – اصطلاحی لاتین به معنای «لوح سفید». در فلسفه لاک، لوح سفید نظریه‌ای بود که بیان می‌کرد ذهن در بدو تولد، لوح سفیدی است که هیچ قانونی برای پردازش داده‌ها ندارد و داده‌ها و قوانین پردازش صرفاً از طریق تجربیات حسی شکل می‌گیرند.

این ایده در آن زمان بسیار رادیکال بود. به این معنی بود که کودکان با رفتارهای از پیش تعیین‌شده، تمایلات اخلاقی یا دانش ذاتی متولد نمی‌شوند . در عوض، هر آنچه که می‌شوند محصول محیط و تجربیاتشان است. لاک از والدین حمایت می‌کرد که برای تسهیل رشد شخصیت، الگوهای خوبی برای فرزندان خود باشند و خاطرنشان می‌کرد که کودکان با مشاهده‌ی این صفات توسط والدینشان، خویشتن‌داری، مهربانی و صداقت را می‌آموزند.

چرا لوح سفید برای فرزندپروری اهمیت دارد؟

ایده لوح سفید مسئولیت عظیمی را بر دوش والدین و مراقبان قرار می‌داد. اگر کودکان واقعاً لوح‌های سفید هستند، پس هر تجربه‌ای – هر درسی، هر عمل تربیتی، هر ابراز محبتی – چیزی را روی آن لوح می‌نویسد. از آنجایی که ذهن کودک بسیار انعطاف‌پذیر است ، والدین می‌توانند با دقت و وسواس کودک را شکل دهند – می‌توان هم حس اخلاقی خوب و هم خطاهای بی‌شماری را روی یک لوح سفید نوشت.

لاک همچنین بر آسیب‌پذیری کودکان خردسال تأکید کرد و استدلال کرد که محیط آنها باورها و اعمال را از طریق حواسشان در ذهنشان حک می‌کند و همین امر تربیت اولیه را بسیار مهم می‌کند. به عبارت دیگر، کودکان در سال‌های اولیه زندگی خود نمی‌توانند انتخاب کنند که چه چیزی بر آنها تأثیر می‌گذارد. به همین دلیل است که کیفیت فرزندپروری در این دوره بسیار مهم است.

در حالی که روانشناسی رشد مدرن اذعان دارد که ژنتیک و زیست‌شناسی نیز نقش دارند ( مناظره کلاسیک طبیعت در مقابل تربیت )، بینش اصلی لاک – اینکه تجربه عمیقاً شخصیت کودک را شکل می‌دهد – همچنان یک اصل اساسی در نحوه تفکر ما در مورد تربیت کودک است.

آموزش، الگوسازی و تقویت رفتارها

تربیت کودک یک فرآیند منفعل نیست. والدین از طریق سه مکانیسم اصلی به طور فعال در شکل‌دهی به رشد فرزندان خود مشارکت دارند: آموزش ، الگوسازی و تقویت .تربیت کودک یک فرآیند منفعل نیست. والدین از طریق سه مکانیسم اصلی به طور فعال در شکل‌دهی به رشد فرزندان خود مشارکت دارند: آموزش ، الگوسازی و تقویت . هر یک از این مکانیسم‌ها نقشی متمایز اما به هم پیوسته ایفا می‌کنند

آموزش مستقیم

این ساده‌ترین مکانیسم است. والدین به صراحت به فرزندانشان در مورد درست و غلط، انتظارات اجتماعی و مهارت‌های عملی آموزش می‌دهند. این شامل توضیح قوانین، صحبت در مورد ارزش‌ها و ارائه راهنمایی در هنگام مواجهه کودک با یک موقعیت چالش‌برانگیز است.

یک رویکرد جامع انضباطی که به عنوان القا شناخته می‌شود، شامل کمک به کودکان برای درک چگونگی تأثیر رفتارهایشان بر خود و دیگران، پذیرش مسئولیت اعمال خود و انجام رفتارهای قابل قبول است. به عنوان مثال، والدین ممکن است به کودک توضیح دهند که چرا به اشتراک گذاشتن مهم است، نه اینکه صرفاً از او بخواهند که به اشتراک بگذارد. کودکانی که با استفاده از این رویکرد تربیت می‌شوند، در مقایسه با همسالانی که در معرض این تکنیک قرار نگرفته‌اند، معمولاً استدلال اخلاقی بالاتری، استانداردهای رفتاری درونی‌شده و مهارت‌های اجتماعی قوی‌تری را توسعه می‌دهند.

مدل‌سازی رفتاری

کودکان به طور طبیعی مشاهده‌گر هستند. آن‌ها با تماشای نحوه رفتار والدینشان در موقعیت‌های روزمره چیزهای زیادی یاد می‌گیرند – نحوه برخورد آن‌ها با ناامیدی، نحوه برخوردشان با دیگران و اینکه آیا اعمالشان با ارزش‌های بیان‌شده‌شان همسو است یا خیر. به عنوان مثال، والدی که برای صداقت ارزش قائل است، با راستگویی مداوم در تعاملات خود، این ارزش را به طور مؤثر آموزش می‌دهد.

نحوه‌ی ارتباط والدین با فرزندشان می‌تواند تا حد زیادی روش‌های ارتباطی و رشد زبانی خود کودک را تعیین کند. اگر والدینی به طور مداوم از زبان محترمانه استفاده کنند، بگویند «لطفاً» و «متشکرم» و اختلافات را با آرامش حل کنند، کودکان به طور طبیعی این الگوها را جذب می‌کنند. این ضرب‌المثل قدیمی که کودکان کاری را که شما انجام می‌دهید انجام می‌دهند، نه چیزی را که می‌گویید، پشتوانه‌ی روانشناختی قوی دارد.

تقویت: پاداش و تنبیه

تقویت مفهومی است که ریشه در نظریه شرطی‌سازی عامل بی.اف. اسکینر دارد و نقش محوری در تربیت کودک ایفا می‌کند. اصل اساسی آن ساده است: رفتارهایی که پیامدهای مثبت به دنبال دارند، تمایل به تکرار دارند، در حالی که رفتارهایی که پیامدهای منفی به دنبال دارند، تمایل به کاهش دارند.

تقویت مثبت شامل افزودن یک محرک مطلوب برای افزایش یک رفتار است – برای مثال، به کودک بگویید که اگر اتاقش را تمیز کند، یک اسباب‌بازی دریافت خواهد کرد. از سوی دیگر، تقویت منفی شامل حذف یک وضعیت ناخوشایند هنگام وقوع رفتار مطلوب است. هر دو نوع احتمال وقوع مجدد یک رفتار را افزایش می‌دهند.

تنبیه در جهت مخالف عمل می‌کند – هدف آن کاهش رفتار نامطلوب است. تنبیه مثبت پس از یک رفتار نامطلوب، پیامدی ناخوشایند را معرفی می‌کند ، در حالی که تنبیه منفی، چیزی خوشایند را برای دلسرد کردن آن رفتار حذف می‌کند. یک نمونه رایج از تنبیه منفی، گرفتن زمان استفاده از صفحه نمایش پس از نقض یک قانون توسط کودک است.

چرا روانشناسی مدرن تقویت را به تنبیه ترجیح می‌دهد؟

در حالی که در طول تاریخ از هر دو روش پاداش و تنبیه برای شکل‌دهی رفتار کودکان استفاده شده است، تحقیقات معاصر به شدت از تقویت – به ویژه تقویت مثبت – به عنوان رویکردی مؤثرتر حمایت می‌کنند.

روانشناسان و متخصصان فرزندپروری امروزه تقویت را به تنبیه ترجیح می‌دهند و والدین را تشویق می‌کنند که وقتی فرزندشان کار درستی انجام می‌دهد، متوجه آن شوند و آن رفتار را پاداش دهند. دلیل این امر عملی است: تنبیه به کودک می‌گوید چه کاری را نباید انجام دهد، اما به او نمی‌آموزد که در عوض چه کاری انجام دهد. در مقابل، تقویت، به طور فعال رفتار مطلوب را ایجاد می‌کند.

تحقیقات همچنین جنبه‌های منفی بالقوه تنبیه بیش از حد را برجسته می‌کند. تنبیه می‌تواند باعث شود کودکان پرخاشگرتر شوند و مستعد رفتارهای ضداجتماعی شوند ، زیرا ممکن است از اعمال تنبیهی که از والدین خود می‌بینند تقلید کنند. به عنوان مثال، کودکی که به خاطر کتک زدن خواهر یا برادرش تنبیه می‌شود، پیام متناقضی دریافت می‌کند – آنها یاد می‌گیرند که وقتی کسی کاری را انجام می‌دهد که شما دوست ندارید، نیروی فیزیکی قابل قبول است.

تقویت مثبت عموماً مؤثرتر از تنبیه است زیرا رفتار مطلوب را افزایش می‌دهد و در عین حال به کودک کمک می‌کند تا احساس خوبی نسبت به خود داشته باشد که این امر انگیزه بیشتری ایجاد می‌کند. این بدان معنا نیست که نباید عواقبی وجود داشته باشد. بلکه تأکید باید بر شناخت و پاداش دادن به رفتار خوب بیشتر از تنبیه رفتار بد باشد .

نقش هنجارهای اجتماعی و ارزش‌های خانوادگی

تربیت فرزند در خلاء اتفاق نمی‌افتد. هر خانواده‌ای در یک بستر فرهنگی عمل می‌کند که رفتارهای ارزشمند، روش‌های انضباطی قابل قبول و اهداف والدین برای فرزندانشان را شکل می‌دهد.

به نظر می‌رسد شیوه‌های مختلف فرزندپروری با جایگاه بوم‌شناختی که کودکان و والدینشان در آن زندگی می‌کنند، بسیار مناسب است و کودکان در جوامع متنوع عموماً به گونه‌ای بزرگ می‌شوند که اعضای کارآمد گروه‌های خود باشند. فرهنگی که برای موفقیت و استقلال فردی ارزش قائل است ، شیوه‌های فرزندپروری متفاوتی نسبت به فرهنگی که احترام به بزرگان و هماهنگی جامعه را در اولویت قرار می‌دهد، ایجاد خواهد کرد.

سبک فرزندپروری

فرهنگ‌های غربی که برای فردگرایی ارزش قائلند، ممکن است خودمختاری را به عنوان یک ویژگی ایده‌آل برای پرورش در کودکان ببینند، در حالی که فرهنگ‌های جمع‌گرا که خیر عمومی را در اولویت قرار می‌دهند، به احتمال زیاد خودمختاری را به عنوان یک هدف اصلی رد می‌کنند. هیچ یک از این رویکردها ذاتاً اشتباه نیستند – هر کدام منعکس کننده چیزی است که یک جامعه خاص از اعضای خود نیاز دارد.

با این حال، علیرغم تفاوت‌های فرهنگی، به نظر می‌رسد برخی از ویژگی‌ها مانند گرمی و پاسخگویی والدین در بسیاری از فرهنگ‌ها ارزشمند هستند. این نشان می‌دهد که اگرچه روش‌های خاص تربیت کودک بسیار متفاوت است، اما نیاز اساسی کودکان به احساس دوست داشته شدن، امنیت و هدایت، جهانی است.

سبک‌های فرزندپروری در مقابل شیوه‌های فرزندپروری

ارزش دارد که این تمایز را دوباره بررسی کنیم زیرا اغلب با هم اشتباه گرفته می‌شود. دایانا بامریند، روانشناس پیشگام رشد، سه سبک اصلی فرزندپروری را در اوایل رشد کودک شناسایی کرد – مقتدرانه، مستبدانه و سهل‌گیرانه – که بعداً به چهار سبک، از جمله یک سبک بی‌تفاوت، گسترش یافت.

فرزندپروری مقتدرانه انتظارات روشن را با گرمی و ارتباط آزاد ترکیب می‌کند. فرزندپروری مستبدانه بر اطاعت محض با گفتگوی محدود تأکید دارد. فرزندپروری سهل‌گیرانه گرمی زیاد اما مرزهای کمی ارائه می‌دهد. و فرزندپروری بی‌توجه نه راهنمایی و نه ارتباط عاطفی فراهم می‌کند.

این سبک‌ها شامل ترکیبات مختلفی از پذیرش و پاسخگویی از یک سو، و تقاضا و کنترل از سوی دیگر هستند. اقدامات خاصی که والدین در سبک ترجیحی خود انجام می‌دهند – چه استفاده از زمان‌بندی، ارائه ستایش، برگزاری جلسات خانوادگی یا تعیین ساعات منع رفت و آمد

درک این تمایز اهمیت دارد زیرا دو والد می‌توانند سبک کلی یکسانی (مثلاً مقتدرانه) داشته باشند، در حالی که بسته به پیشینه فرهنگی، خلق و خوی شخصی و نیازهای خاص فرزندشان، از شیوه‌های روزمره بسیار متفاوتی استفاده می‌کنند .

تصویر بزرگتر: آماده سازی کودکان برای جامعه است

– فرآیند تجهیز کودکان به نگرش‌ها، ارزش‌ها ودر اصل،تربیت کودک در مورد اجتماعی شدن است – فرآیند تجهیز کودکان به نگرش‌ها، ارزش‌ها و مهارت‌هایی که برای مشارکت معنادار در جامعه نیاز دارند. فرزندپروری، رشد جسمی، شناختی، اجتماعی، عاطفی و آموزشی کودک را از نوزادی تا بزرگسالی ارتقا و پشتیبانی می‌کند.

این بدان معناست که تربیت فرزند فقط مدیریت رفتار در لحظه نیست. بلکه یک سرمایه‌گذاری بلندمدت در ظرفیت فرد برای ایجاد روابط، تصمیم‌گیری‌های اخلاقی، مشارکت در جامعه و در نهایت تربیت فرزندان خود است. اجتماعی شدن بهینه، کودکان را برای عملکرد خوب در بزرگسالی و ادامه این عملکرد در زمانی که والدینشان دیگر در دسترس نیستند، آماده می‌کند.

سازوکارهای مؤثر – آموزش، الگوسازی و تقویت رفتار – همگی در خدمت این هدف بزرگ‌تر هستند. و بنیانی که توسط متفکرانی مانند جان لاک، که نقش قدرتمند تجربه در شکل‌دهی به فرد را تشخیص دادند، گذاشته شد، همچنان بر چگونگی رویکرد روانشناسان، مربیان و والدین امروزی به رشد کودک تأثیر می‌گذارد.

نظر شما چیست؟ چقدر از شخصیت امروزتان را مدیون تربیت اولیه خودتان و شیوه‌های فرزندپروری والدینتان می‌دانید؟ و در جهانی که هنجارهای فرهنگی دائماً در حال تغییر هستند، والدین چگونه باید تصمیم بگیرند که کدام ارزش‌ها و رفتارها را به فرزندانشان آموزش دهند؟

منابع

https://en.wikipedia.org/wiki/Tabula_rasa

https://courses.lumenlearning.com/waymaker-psychology/chapter/operant-conditioning/

https://www.simplypsychology.org/operant-conditioning.html

https://psychology.iresearchnet.com/developmental-psychology/family-psychology/child-rearing/

https://socialsci.libretexts.org/Bookshelves/Sociology/Introduction_to_Sociology/Sociology_(Boundless)/12:_Family/12.02:_Marriage/12.2E:_Child_Rearing  

image description

آماده‌سازی فرزندتان برای نوجوانی

اغلب والدین نگران این هستند که اگر در آماده‌سازی فرزندشان برای نوجوانی عجله کنند، او را تحت فشار قرار دهند یا کنجکاوی زودهنگام او را تحریک کنند.

با این حال، نگرانی بزرگتر این است که احتمال دارد شخص دیگری از شما پیشی بگیرد. کودکان معمولاً قبل از والدینشان آماده می‌شوند. پزشکان گزارش می‌دهند که بلوغ در برخی از دختران از سن ۹ سالگی شروع می‌شود و میانگین سن اولین مواجهه با پورنوگرافی در پسران تقریباً در همین سن است.

البته، همه کودکان یکسان نیستند. به همین دلیل مهم است که با فرزند خود در سن نوجوانی وقت بگذرانید، از وضعیت رشدی او مطلع شوید و زمان‌بندی مکالمات خود را به دعا تبدیل کنید. به طور کلی، فرصت اصلی شما بین ۹ تا ۱۲ سالگی خواهد بود.
الان به کمک نیاز دارید؟

چه چیزی
در گفتگوی خود در مورد سال‌های آینده، باید برنامه‌ریزی کنید تا به حوزه‌های مختلف تغییراتی که پسر یا دخترتان در طول گذار به بزرگسالی با آنها مواجه خواهد شد – در بدنشان، تصمیم‌گیری‌هایشان و رابطه‌شان با شما – بپردازید.

بدن: مهم است که تغییرات فیزیکی پیش رو را بسیار فراتر از یک درخواست برای پرهیز جنسی در نظر بگیرید. فرزند شما به چشم‌اندازی نیاز دارد تا بداند چگونه تغییرات درونی و بیرونی پیش رو، او را برای شادی‌های ازدواج و معجزه ایجاد زندگی جدید آماده می‌کند.

تصمیم‌گیری: فرزند شما به طور فزاینده‌ای باید مسئولیت تصمیمات خود را بپذیرد و بپذیرد. همانطور که ارزش‌های کلی خانواده خود را در انتخاب رسانه‌ها، مسئولیت‌های فردی (کارهای روزمره، تکالیف و غیره) و مصرف الکل/مواد مخدر حفظ می‌کنید، باید پسر یا دختر خود را نیز در چگونگی تصمیم‌گیری‌های خوب برای خود راهنمایی کنید. نه فصل اول کتاب امثال می‌تواند راهنمای مفیدی برای یادگیری تشخیص بین خرد و حماقت باشد.

رابطه با شما: کمک به پسر یا دخترتان برای درک و پذیرش تغییرات در بدنش و در عین حال به چالش کشیدن آنها برای تحمل مسئولیت تصمیم‌گیری، با نقشی که قبلاً ایفا کرده‌اید متفاوت خواهد بود. برای فرزند نوجوان خود توضیح دهید که در طول دهه آینده، نقش شما به تدریج به یک مربی تبدیل خواهد شد که در مسیر گذار به رشد مستقل، او را راهنمایی می‌کند.
الان به کمک نیاز دارید؟

چگونه
در اینجا چند ایده برای شروع کار ارائه شده است:

برنامه‌ریزی کنید: یک زمان یا سفر ویژه با فرزندتان برای گذراندن یکی از منابع پیشنهادی برای بحث مشترک اختصاص دهید. در مورد چگونگی ایجاد محیطی برای ارتباط آزاد فکر کنید.

برای آن آماده شوید: برای مثال‌هایی از آنچه باید بگویید، به فایل صوتی با عنوان «گفتگو» که همراه با بسته «مسیر ایمان: آمادگی برای نوجوانی» ارائه شده است، گوش دهید.

گفتگو: همه صحبت‌ها را خودتان انجام ندهید. به فرزندتان اجازه دهید افکار و سوالات خود را بدون قضاوت یا سخنرانی سریع به اشتراک بگذارد.

خوش بگذرانید: اگر با ایجاد اوقات خوش، رابطه خوبی برقرار کرده باشید، احتمال اینکه فرزندتان به شما گوش دهد و با شما روراست باشد، بسیار بیشتر است

هفت چیزی که یک دختر از پدرش می خواهد.

هفت چیزی که یک دختر از پدرش می خواهد.

وقتی دخترم کوچکتر بود و احساس ترس یا نگرانی می کرد آرام آرام به طرفم می آمد و روی پاهایم می نشست. بعد سرش را راحت روی سینه ام می گذاشت. دستهایم را دور بدنش حلقه می کردم. آنوقت به او می گفتم که دوستش دارم و او همیشه نفس آرام وعمیقی می کشید. انگار همه آن غم و غصه هایی که روی دوشش سنگینی می کرد برداشته می شد. این حالت هنوز هم اتفاق می دهد، اما حالا که او بزرگتر شده است بیشتر کنارم می نشیند و مرا بغل می کند، اما وقتی به او می گویم که دوستش دارم هنوز هم همان نفس آرام بخشش را بیرون می دهد.
وقتی دختری به سن بلوغ می رسد، مردان در زندگی او رفت و آمد دارند، اما تنها مردی که همواره در دسترس بوده و از او حمایت می کند پدر اوست. رابطه بین پدر و دختر نقش خیلی مهمی را در مسیر زندگی او به سمت بزرگسالی ایفا می کند. هفت چیزی که یک دختر از پدرش می خواهد در زیر آورده شده است.

هفت چیزی که یک دختر از پدرش می خواهد.
هفت چیزی که یک دختر از پدرش می خواهد.

1-از شما می خواهد در زندگی اش حضور فعالی داشته باشید.

یک دختر از پدرش می خواهد به طور جدی به زندگی اش علاقه مند باشد. “علاقه جدی داشتن” به معنای گفتگوی خیلی کوتاه که گاهی اوقات بین یک پدر و دختر رخ می دهد نیست، زمانی که او می پرسد روزش را چطور گذرانده و دختر با یک کلمه پاسخ دهد. یک پدر باید در سرگرمی ها و فعالیتهای دختر همراه با ابراز علاقه شرکت کند. برای مثال، اگر او علاقه مند به جمع آوری سکه هاست او را به نمایشگاه سکه ببرید. برای کسب اطلاعات در مورد سکه های کمیاب از اینترنت استفاده کنید و در مورد آنها صحبت کنید. آیا دخترتان در زمینه ورزش مثلا” والیبال استعدادی دارد؟ چه او بخواهد بازی کند یا فقط از تماشای بازیها لذت ببرد، به یک هوادار و حامی پرشور تبدیل شوید! با یادگیری بیشتر در مورد زندگی او و تلاش برای تبدیل شدن به بخشی از آن به دختر خود نشان دهید که به زندگی اش علاقه مند هستید.

2- از شما می خواهد ویژگیهای یک ازدواج سالم را نشان دهید.

اولین رابطه ای که یک دختر تجربه می کند ارتباط بین پدر و مادر است. اگر پدرش با آزار جسمی یا عاطفی به همسرش بی احترامی کند، دختر ممکن است به این باور برسد که رابطه مورد انتظار با شوهر این گونه است. با این حال، پدری که محبت جسمی، احترام و مشارکت واقعی با همسرش نشان می دهد الگوی موفق و تأثیرگذاری ارائه می دهد که دختر او دوست دارد در زندگی خود انعکاس دهد.

3- او می خواهد حمایتش کنید.

اگرچه یک پدر ممکن است همیشه موافق دخترش نباشد، اما باید بداند که شما از او حمایت می کنید. وقتی که یک پدر به طور کامل و از صمیم قلب از دخترش حمایت می کند، او عزت نفس قوی و تصور مثبتی از خود ایجاد خواهد کرد. این بدان معنا نیست که همیشه باید با او موافقت کنید، اما به او نشان دهید در حالی که ممکن است با انتخاب او موافق نباشید، اما همیشه به عنوان یک فرد او را باور دارید و به تواناییهایش اطمینان می کنید.

ارتباط دخترها با پدر
هفت چیزی که یک دختر از پدرش می خواهد.

4- او باید به شما به عنوان یک محرم راز اعتماد داشته باشد.

“وقتی که دخترتان در مورد مسائل یا مشکلات شخصی بحث و گفتگو می کند، با احترام و اعتماد با او برخورد کنید. “
وقتی دخترتان نزد شما می آید و درمورد مسائل و مشکلات شخصی بحث و گفتگو می کند، باید بداند که شما با احترام و اعتماد با او برخورد می کنید. این مسائل نباید به گفتگوی پشت میز شام همراه با سایر اعضای خانواده تبدیل شود.

5- او نیازمند عشق بدون قید و شرط است.

همانگونه که پدر آسمانی ما عشق بدون قید و شرط را ابراز می کند، پدران زمینی هم باید این عشق را بروز دهند. عشق بدون قید و شرط مستلزم این است که یک دختر بداند مهم نیست که چه اندازه کاری را اشتباه انجام می دهد ، پدرش همیشه برای کمک آماده است، نه با تمسخر و تحقیر بلکه با عفو و گذشت.

6- او به یک رهبر معنوی تأثیرگذار نیاز دارد.

یک پدر باید رهبر معنوی یک خانواده باشد و مسئولیت آموزش مذهبی فرزندان را به عهده بگیرد. همراه با دختر خود نماز و دعا بخوانید! از اینکه در گفتگوی خود با دخترتان از خداوند یاد می کنید خجالت نکشید.

رابطه دختر و پدر
هفت چیزی که یک دختر از پدرش می خواهد.

7- او نیازمند یک الگوی مثبت است.

امرزوه بسیاری از دختران فاقد یک سرمشق یا الگوی مثبت مردانه در زندگی خود هستند. پدر اولین مرد در زندگی یک دختر است که رابطه نزدیک و صمیمانه ای با او دارد. پدرش الگوی اخلاقی و رفتاری مناسبی را برای همه مردان دیگر زندگی اش تعیین می کند، و یک الگوی مثبت به او کمک می کند تا در آینده شوهر خوبی انتخاب کند. لحظه ای تأمل کنید و از خودتان بپرسید. آیا عادتهایی دارید که باید ترک کنید؟ آیا مسائلی در زندگی شما هست که به یک “بازسازی معنوی” و دعا نیاز داشته باشد؟ وقتی دخترتان می بیند که شما مایل هستید زندگی خود را دقیق بررسی کنید و در صورت لزوم تغییراتی به وجود بیاورید، بهترین الگویی ارائه می دهید که او می تواند همواره برای پذیرفتن مسئولیت اعمال خود از آن بهره بگیرد.

هفت چیزی که یک پسر از پدرش می خواهد.

هفت چیزی که یک پسر از پدرش می خواهد.

وقتی یازده ساله بودم خانواده ام به شهر جدیدی نقل مکان کردند و من از آن شهر متنفر بودم. من از خانه جدید، مدرسه جدید و بچه های محله جدیدمان خوشم نمی آمد. هر روزی که به مدرسه می رفتم فقط می خواستم آنجا را ترک کنم و به شهر قدیمی خود بازگردم. پس وانمود می کردم که مریض هستم تا مرا به خانه بفرستند.چندین روز بعد از این ماجرا، پدرم به مدرسه آمد و مرا در مطب پرستاری ملاقات کرد. او در مورد اینکه می دانست چقدر شرایط سخت است با من صحبت کرد، اما از من خواست تا آن را امتحان کنم. احساس کردم که دیگر در این مسئله تنها نبودم. حضور او تنها چیزی بود که نیاز داشتم تا نگرش خودم را تغییر دهم.

هیچ رابطه ای مثل رابطه پدر و پسر نیست. وقتی یک پسر به سن بلوغ می رسد، افراد زیادی هستند که روی او و رشدش به سمت بزرگسالی اثر می گذارند. شما به عنوان یک پدر، مهمترین الگوی او هستید و باید باشید. او به شما نیاز دارد. هفت چیزی که یک پسر از پدرش می خواهد عبارتند از:

1- او از شما می خواهد تا به مادرش محبت و توجه زیادی داشته باشید.

وقتی که شما به همسر خود یا مادر پسرتان توجه و اهمیت می دهید، به او نشان می دهید که چگونه با مادرش، خواهرانش و همه زنانی که در
زندگی خود با آنها ملاقات می کند، رفتار نماید. این پایه و اساس روابطی است که او بعداً در زندگی خود خواهد داشت. اگر از همسر خود جدا شده اید و برقراری ارتباط دشوار است، تا جایی که می توانید با مادرش با احترام رفتار کنید.رابطه پدر پسری

2- او نباید فقط موفقیت بلکه شکست شما را هم ببیند.

“شکست بهترین معلم است. بهترین نوع شکست برای درس گرفتن از آن، شکست فرد دیگر است”
شکست بهترین معلم است. بهترین نوع شکست برای درس گرفتن از آن، شکست فرد دیگر است. وقتی پسرتان می بیند که شما شکست     می خورید و آن را خوب مدیریت می کنید، می فهمد که اشتباه کردن اشکالی ندارد و اینکه اشتباهات می توانند معلمان بزرگی باشند. پسری که از اشتباه کردن نمی هراسد به انسان توانمندی تبدیل می شود تا چالشهای خیلی بزرگ را بپذیرد و بر آنها غلبه نماید.

3- او به شما به عنوان رهبری خدمتگزار نیاز دارد.

شاید شما در محل کار خود رئیس نباشید. در کلیساکشیش یا پیشوای روحانی نباشید. در جامعه خود رهبرنباشید. اما در خانواده خود رهبر هستید. پسرتان باید راهنمایی و نظارت را در خانه شما ببیند. او به شما به عنوان رهبری خدمتگزار نیاز دارد. وقتی که شما با خدمت کردن به دیگران رهبری می کنید، او رهبری را بهتر درک می کند و قادر خواهد بود تا در برابر پیروی از همسالان خود کنترل و نظارت کارآمدتری داشته باشد. وقتی که بزرگ می شود، خانواده خود، محل کار، کلیسا و جامعه خود را بهتر هدایت خواهد کرد.

رابطه پدر پسری
ارتباط پدر پسری

4- او از شما می خواهد تا حضور داشته باشد.

وقتی که همه نقشهای متفاوت خود را ایفا می کنید، ممکن است درگیر مسائل مختلفی شوید. او از شما می خواهد تا در تعلیم و تربیت او، در زندگی اجتماعی و درهمه عرصه های زندگی او حضور داشته باشید. برخی از خواسته ها و نیازها به تنهایی توسط مادر یا دوستانش تأمین نمی شود. حضور شما در همه زمینه ها به او حمایت لازم را می بخشد.

5- او صرف نظر از انتخابهایش به محبت و توجه شما نیاز دارد.

شاید شما بزرگترین معتاد ورزشی باشید که در بریستول، کنتیکت (جایی که دفتر مرکزی شبکه سرگرمی و برنامه ریزی ورزشی واقع شده است) زندگی نمی کنید. اگر شما توپ را روی پای پسرتان قرار دهید ممکن است قادر نباشد به آن لگد بزند، و به این مسئله اهمیتی هم ندهد. مهم نیست پسرتان چه انتخابی داشته باشد، حتی اگر انتخابش با انتخاب شما متفاوت باشد از شما انتظار توجه و محبت دارد. حتی وقتی آنها انتخابهای نادرستی باشند. توجه و راهنمایی شما در اعتماد و پذیرش را برای ایجاد ارتباط باز می کند و این کار باعث ایجاد عزت نفس در او می شود.

 رابطه پدر پسری
ارتباط پدر پسری

6- او از شما می خواهد تا او را تأیید کنید.

” دوستت دارم، پسر” به تو افتخار می کنم، پسر” تو فوق العاده ای، پسر ” می دانم که از عهده این کار برمی آیی، پسر ” بازی که انجام دادی فوق العاده بود، پسر”، تو فرد سختکوشی هستی، پسر” اشتباه کردی، اما می دانم که موفق می شوی، پسر”. پسرتان به تشویق شما نیاز دارد. او می خواهد حرفهایی بشنود تا آگاهش کند که او را به عنوان یک پسر دوست داشته باشید.

7- از شما می خواهد تا با عشق و محبت او را تأدیب کنید.

وقتی که نظم و انضباط را به پسر خود آموزش می دهید، حد و مرزها و انتظارات را تعیین کنید. او قرار است اشتباهاتی مرتکب شود درست شبیه مواردی که بچه بودید و اکنون مرتکب می شوید. اما او همچنین باید بداند که اعمالش عواقبی به دنبال دارد. تأدیب او با عشق و محبت به او می آموزد تا عواقب اعمالش را در نظر بگیرد. این امر او را آماده می کند تا به چیزهایی که اکنون و در آینده انتخاب می کند بیندیشد و آنها را خوب ارزیابی کند.

منبع: allprodad.com

مترجم: اکرم شمسی

ده راهکار مهم برای تربیت کودکان دارای اعتماد به نفس بالا

ده راهکار مهم برای تربیت کودکان دارای اعتماد به نفس بالا

شاید بزرگترین شکست غیر منتظره ورزشی در طول تاریخ معجزه روی یخ باشد زمانی که تیم هاکی المپیک ایالات متحده در رده دانشگاهی تیم برتر شوروی را در دریاچه پلاسید سال 1980 شکست داد. حتی از  تیم ایالات متحده انتظار نمی رفت که در آن بازی به خوبی عمل کند. آنها پس از گلزنی در دقیقه آخر و  کسب نتیجه مساوی با سوئد در اولین بازی، در ادامه بقیه بازیها را بردند. بسیاری از آن نتایج موفقیت آمیز پس از  باخت در  یک بازی بدست می آید. با هر بازی، آنها اعتماد به نفس بیشتری کسب کردند. گاهی اوقات بزرگترین تفاوت بین موفقیت و شکست میزان اعتماد یک شخص است.

تربیت کودکان با اعتماد به نفس
ده راهکار مهم برای تربیت کودکان با اعتماد به نفس بالا

“گاهی اوقات بزرگترین تفاوت بین موفقیت و شکست میزان اعتماد یک شخص است”

اعتماد به نفس یک ویژگی اکتسابی است و باید پرورش داده شود. در مواقعی می تواند شکننده باشد. برخی از موفقترین افراد روی کره زمین دوره های کوتاهی از عدم اعتماد به نفس و تردید را تجربه می کنند.  این حالت چیز بدی نیست. معمولا حتی به دستاوردهای بزرگتری منجر می شود. با وجود این، هدف کلی برای کودکان ما این است تا نسبت به کسی که خلق شده اند احساس امنیت و اطمینان کنند. در زیر نحوه ایجاد اعتماد به نفس در کودکان شما آورده شده است:

  • گوش دادن

کار ساده ای به نظر می رسد. شگفت آور  اینکه گوش دادن ساده چقدر  می تواند دشوار باشد. بدون ارائه راه حل، بدون راهنمایی و بدون انتقاد، گوش دهید. همه بچه ها آنچه را که در ذهنشان است به شما خواهند گفت. آنها فقط از شما می خواهند تا حرفهایشان را بشنوید. به کودک خود صبر و زمان لازم را بدهید. این کار  برای حفظ سلامت جسم یا ذهن فرد بسیار مفید است.

  • گروه تشویق کنندگان

همه ما به کمی تشویق کردن نیاز داریم. اینکه طرفدار چه کسی باشیم و چه کاری انجام دهیم. تشویق در رشد کودکان امری حیاتی است. این کار را برای کودکان خود انجام دهید. به  تماشای بازی، اجرای تک نفره موسیقی و اجرای نمایش بروید. به نمرات خوب پاداش دهید. با پای خود به سازی که در حال نواختن هستند ضربه بزنید. بگذارید بدانند که چقدر به تلاششان افتخار می کنید.

  • تصویر بزرگ

برخی کودکان تواناییهای  ظاهری دارندکه آشکار و به آسانی قابل تشخیص است. برای مثال، پسرتان ممکن است یک بازیکن فوتبال فوق العاده ای باشد با این حال،  این تمام آن چیزی نیست که در او وجود دارد. اطمینان حاصل کنید که سایر خصوصیات کمتر دیده شده او را نیز تأیید می کنید. شاید او خیلی مهربان و باملاحظه باشد. سخاوتمندانه تصویر کامل کودک خود را بینید و آن را تصدیق کنید. شما نمی خواهید تا فردی پرورش دهید که فقط در یک زمینه مهارت داشته باشد.

  • زمان خیلی مهم است

فرزندان شما تمایل دارند تا در زندگی آنها دخالت داشته باشید. برای این امر باید برنامه زمانی خود را تنظیم کنید. دو ساعت در شب با دیدن شما که روی کاناپه نشسته اید یک رابطه نزدیکی را تضمین نمی کند. در جلسات معلم شرکت داشته باشید.  ملاقات گاه به گاهی با مدرسه برای ناهار داشته باشید،  هر زمانی که می توانید رو در رو با هم بحث و گفتگو کنید. تا جایی که می توانید برای هریک از فرزندان خود جداگانه وقت بگذارید. این کار به آنها نشان می دهد که برایتان اهمیت دارند.

  • امنیت باعث ایجاد اعتماد به نفس می شود

بابای خرسی. این لقب شماست. پشمالو و نوازشگر،  اما در صورت لزوم مواقعی که خطر در کمین باشد خشن و ترسناک می شود. بچه ها باید خیلی زیاد احساس امنیت کنند. خانه باید یک مکان دوست داشتنی و امنی باشد. این وظیفه شماست تا چنین کاری انجام دهید. این قضاوت صحیح و منطقی به نظر می رسد،  اما بسیاری از بچه ها فاقد این امنیت در زندگی خود هستند. دعواهای والدین، عادتهای مخرب، سوء مصرف مواد مخدر و موارد بسیار زیاد دیگری از این دست می توانند امنیت احساسات کودک شماو در نتیجه اعتماد او را ازبین ببرند. هوشیار باشید و به وظیفه خود عمل کنید، بابای خرسی. به خاطر داشته باشید بچه های شما همه کارهایتان را تماشا می کنند.

  • هدف والاتر

بین اعتماد به نفس و خود پسندی تفاوت عمده ای وجود دارد. تکبر هم با آن متفاوت است. شما نمی خواهید تا هیولاهای کوچکی تربیت کنید که در دنیا رها سازید. تعداد کافی از این افراد در جهان وجود دارد. ما با طرح خداوند هدف والاتری در زندگی داریم. ما باید فروتن و در عین حال قوی، مطمئن و در عین حال بخشنده،باهوش و در عین حال دلسوز باشیم. به آنها آموزش دهید تا فراتر ازخواسته ها و نیازهای خود را ببینند.

  • وقتی که زمین می خورند دستشان را بگیرید

زندگی همیشه با خوشحالی و راحتی همراه نیست.  لحظات سخت و دشوار مطمئناً همیشه از راه می رسند. آنها لحظاتی هستند که شخصیت ما را می آزمایند و ما را به عنوان انسان محدود می کنند. وقتی ناامیدی  یا غم و اندوه  سراغ کودک تان می آید، آنجا باشید تا به او در درک شرایط کمک کنید. نه لزوماً برای حل آن، بلکه برای حمایت. آنها به این دوران نیاز دارند همانند گلها که به باران نیاز دارند. چشم انداز لازم برای درک این لحظات را به آنها بیاموزید و آنها را به جلو حرکت دهید.

تربیت کودکان با اعتماد به نفس بالا
ده راهکار مهم برای تربیت کودکان با اعتماد به نفس بالا

  • پره های داخل چرخ

به عنوان بزرگسال، می دانیم که همه ما استعدادها و تواناییهای طبیعی برای ارائه به دنیا داریم. ما همه دقیقاً پره های داخل چرخ بزرگ هستیم. کودکان ممکن است مسائل را به طور واضح نبینند. دختر شما احتمالاً درک نمی کند که چرا او یک سرگروه تشویق کننده نیست و بهترین دوستش هست. پسر شما ممکن است دوستی داشته باشد که در ریاضیات برتر است و او با این قضیه مشکل دارد.  همانطور که مادر می گوید، ” تنوع چاشنی زندگی است.” اگر همه ما مثل هم آفریده می شدیم، خیلی خسته کننده می شد. به فرزندان خود کمک کنید تا استعدادهای خود را کشف کنند و برای استعدادها و تواناییهای دیگران ارزش قائل شوند.

  • قدرت تفکر مثبت

دقیقاًچه چیزی باعث می شود که آن مورچه کوچک فکر کند که آن درخت کائوچو را حرکت خواهد داد؟ او همانطور که آواز سر می دهد امیدهای زیادی دارد. وقتی ذهنمان متمرکز و روحیه ما بالا باشد، می توانیم معجزه کنیم. تفکر مثبت کوهها و  همچنین درختان کائوچو را به حرکت در می آورد. به کودکان خود اجازه  دهید تا رؤیای بزرگی داشته باشند و هرگز تسلیم نشوند.  آنها را برای انجام کار خوب و رسیدن به موفقیت تشویق کنید.

  • گروه درست و مناسب

شما همیشه همراه فرزند خود نیستید. در حقیقت، بیشتر اوقات شماحضور ندارید. آنها در مدرسه هستند و شما سرکار هستید. شما در حال چمن زنی هستید و آنها مشغول بازی با یک دوست هستد. بنابراین، به طور بدیهی، افراد دیگر تأثیر زیادی روی کودک شما دارند. اینکه این افراد دیگر چه کسی هستند بسیار مهم است. با دوستان مهم در زندگی کودک خود آشنا شوید. والدینشان رابشناسید. حلقه دوستان ما باید متنوع و شوق برانگیز باشد. دوستانی که کمک می کنند تا ما را به جایگاههای بالاتری برسانند. دوستانی که ما را به سمت بهتر شدن سوق می دهند. گروهی که درست ومناسب هستند.

منبع:allprodad.com

ترجمه: اکرم شمسی

مهم ترین نکات مهارت های گفتگو در کودکان

مهم‌ترین نکات مهارت ‌های گفتگو در کودکان

• یادگیری نحوه گفتگو برای رشد و روابط کودکان و داشتن زندگی بهتر حائز اهمیت است.
• می‌توان با صحبت کردن و گوش دادن مداوم به کودکان کمک کرد تا مهارت ‌های گفتگو را در خود افزایش دهند.
• الگوسازی نقش، تشویق و یادآوری، راهنمایی و تمرین به بچه‌ها کمک می‌کنند که مهارت ‌های گفتگو را یاد بگیرند.
• با گفتن از قوانین برای مکالمات مؤدبانه و همچنین عواقب بی‌ادبی می‌توان وسط حرف دیگران پریدن و حاضر جوابی کودکان را مدیریت کرد.
در این متن به موضوعات زیر پرداخته می‌شود:
• مهارت ‌های گفتگو چیستند و چرا اهمیت دارند
• کمک به کودکان برای تقویت مهارت ‌های گفتگو
• مدیریت قطع صحبت دیگران
• برخورد با حاضر جوابی یا پاسخ بی‌ادبانه کودکان
• موارد تأثیرگذار در مهارت ‌های گفتگوی کودکان

مهارت ‌های گفتگو چیستند و چرا اهمیت دارند.

مهارت ‌های گفتگو برای رشد و بهتر زیستن کودکان مهم هستند. به همین دلیل، توانایی کودکان برای گفتگو به آنها کمک می‌کند با هم دوست شوند، شنیده شوند، نیازهای خود را درخواست کنند و روابطی محکم با دیگران برقرار کنند.
مهارت ‌های گفتگو به معنی توانایی خوب حرف زدن و خوب گوش دادن است که شامل موارد زیر است:
شروع مکالمه، برای مثال با ادای احترام و گفتن «سلام» یا طرح سؤال
دانستن نحوه جلب توجه به شیوه صحیح، برای مثال با گفتن «ببخشید»
برقراری ارتباط چشمی
به نوبت حرف زدن و گوش دادن
مؤدبانه صحبت کردن
دانستن زمان قطع کردن صحبت
برای تقویت مهارت ‌های خوب گفتگو کودک شما باید کلمات، جملات ساده و رعایت نوبت را یاد بگیرد و علاوه بر این، از قواعد خانوادگی خود راجع به نحوه صحبت با یکدیگر و با دیگران پیروی کند.

گفتگو با کودکان
مهارت های گفتگو در کودکان

کمک به کودکان برای تقویت مهارت ‌های گفتگو

کودک از صحبت کردن و گوش دادن به حرف‌های شما چیزهای زیادی درباره گفتگو می‌آموزد. می‌توانید فقط با متوقف کردن صحبت با کودک خود، مهارت ‌های گفتگو را در او تقویت کنید.
همچنین، کودک از طریق مشاهده گفتگوی شما با دیگران این مهارت را فرا می‌گیرد. می‌توانید به او کمک کنید تا مهارت ‌های خوب گفتگو را با حرف زدن با هم صحبت شما، دوستان و بچه ها به روشی که شما مایل هستید، توسعه دهد. برای مثال:
لبخند بزنید، ارتباط چشمی برقرار کنید و از سلام و احوالپرسی های دوستانه استفاده کنید. مثل گفتن «صبح به خیر» به اعضای خانواده، «خوش آمدید» به مهمانان و «حال شما چطور است؟» به همسایه ها.

با هم صحبت خود به روش های مثبت گفتگو کنید و تعارض ها را به شکل سازنده مدیریت کنید.

زمانی که با دیگران صحبت می‌کنید، از زبان بدن و لحن صدا برای نشان دان علاقه و توجه خود بهره ببرید.

اگر فردی می‌ خواهد با شما صحبت کند و شما در حال گفتگو با تلفن هستید، گوشی را بگذارید. با این روش می‌توانید توجه کاملی به فرد مقابل داشته باشید.
یادگیری نحوه گفتگو و گوش دادن به افراد به زمان و تمرین نیاز دارد. برخی بچه ها به ‌سرعت آن را فرا می ‌گیرند و برخی دیگر ممکن است به تمرین، ترغیب، یادآوری و راهنمایی بیشتری نیاز داشته باشند. برای مثال:

گفتگو را با کودک خود تمرین کنید و به نوبت سؤال بپرسید و به پاسخ ها گوش دهید.

کودک خود را ترغیب کنید. مثلاً بگویید: «لطفاً از مادربزرگ خود به خاطر بردنت به پارک تشکر کن.»

زمانی که نیاز باشد از یادآورهای ملایم و واضح استفاده کنید. مثلاً بگویید: «لطفاً وقتی داری با من صحبت می‌کنی، به من نگاه کن.»

درباره اینکه کودک شما چطور می‌تواند یک گفتگو را درباره علایق شخص دیگر شروع کند، پیشنهاد دهید. مثلاً بگویید: «عمو یک ماشین نو خریده است. اگر درباره ماشینش از او سؤال کنی خوشحال می‌شود.»

کودک خود را راهنمایی کنید. مثلاً بگویید: «وقتی من دارم با کسی صحبت می‌کنم، باید اول بگویی ببخشید و بعد صبر کنی تا من برای شنیدن حرف تو آماده شوم.»

درباره اینکه وقتی با فرد جدیدی ملاقات می کنند چه چیزی می‌توانند بگویند، به آنها پیشنهاد بدهید. مثلاً ممکن است به کودک خود آموزش دهید تا بگوید: «سلام اسم من ورونیکا است. من در خانه یک کبوتر دارم. آیا شما حیوان خانگی دارید؟»

زمانی که ارتباط خوبی برقرار می‌کنند از آنها تعریف و تمجید کنید. این کار باعث می‌شود تا بخواهند ادامه دهند. مثلاً بگویید: «من روشی را که تو منتظر می‌مانی تا صحبتم تمام شود و بعد شروع به حرف زدن می‌کنی خیلی دوست دارم.» یا «در حال حاضر واقعاً کار خوبی کردی و از لطفت متشکرم.»
ممکن است درباره صحبت کردن و گفتگوی مؤدبانه قوانینی وضع کنید. مهم است که با کودک خود درباره قوانین صحبت کنید تا انتظارات شما را درک کند. اگر کودکتان جواب شما را می‌دهد یا با بی ادبی صحبت می‌کند، از عواقب این کارها برایش بگویید.
بچه ها از طریق بازی بهتر یاد می‌گیرند. بنابراین، بازی وانمود کردن می‌تواند روشی سرگرم کننده برای رشد و تمرین مهارت ‌های گفتگو باشد. مثلاً بگویید: «بیایید وانمود کنیم که تو مامان هستی و داری با تلفن صحبت می‌کنی و من هم پسر کوچولو هستم. اگر بخواهم با تو صحبت کنم باید چه کاری انجام دهم؟» برای گفتگوی ساختگی درباره چیزهای خنده دار، جالب و حتی بچه گانه می‌توانید از اسباب بازی یا عروسک استفاده کنید.

مهارت های ارتباطی با کودکان
مهارت های گفتگو با کودکان

مدیریت قطع صحبت دیگران

قطع کردن حرف دیگران معمولاً وقتی اتفاق می‌افتد که کودکان نمی توانند اصرار خود را برای صحبت کردن کنترل کنند. اما اگر حالت اضطراری وجود نداشته باشد، مهم است به کودک خود کمک کنید تا یاد بگیرد منتظر بماند. اجازه دادن به دیگران برای اتمام آنچه در حال گفتن یا انجام دادن است، بخشی از ارتباطات مثبت است و به کودکان کمک می‌کند تا با دیگران روابط دوستانه ای داشته باشند.
روش شما برای مدیریت قطع کردن صحبت دیگران به سن و مرحله رشدی کودکتان بستگی دارد. مثلاً ممکن است برای بچه های کوچک تر و بچه هایی که نیازهای خاصی دارند درک اینکه باید بگویند «ببخشید» و منتظر پاسخ شما بمانند دشوار باشد. کودکان پیش دبستانی ممکن است بتوانند قبل از اینکه به آنها توجه کنید از عهده فقط «یک لحظه صبر کن» سریع بربیایند. بچه مدرسه ای ها باید بتوانند بیشتر منتظر بمانند.


نکات کلی زیر برای مدیریت قطع کردن صحبت به بیشتر بچه ها کمک خواهد کرد:
به کودک خود اجازه دهید بداند چه زمانی صحیح است تا بتواند حرف زدن شما را با عجله قطع کند. برای مثال، اگر اتفاق خطرناک یا فوری در حال وقوع است، باید اجازه داده شود تا او وسط حرفتان بپرد.

به کودک خود آموزش دهید وقتی در حال صحبت هستید و لازم است چیزی بگوید، دست‌های خود را روی بازوی شما قرار دهد. سپس شما می‌توانید دست خود را روی سرش بگذارید تا بفهمد که متوجه شده اید. وقتی کودک شما بزرگ تر می‌شود و می‌دانید که می‌تواند منتظر بماند، سعی کنید تمام یا برخی از این ایده ها را برای قطع صحبت مدیریت کنید:

قانون خانوادگی درباره قطع گفتگو را به او یادآوری کنید. سپس به گفتگوی خود ادامه دهید تا زمانی که کودک شما بگوید «ببخشید» یا از اشاره غیر کلامی استفاده کند.

وقتی کودک شما «ببخشید» می‌گوید، سعی کنید با توجه سریع خود به او پاداش بدهید. کودک شما خواهد دید که وقتی کار درستی انجام دهد، آنچه را می‌خواهد به دست می‌آورد.

وقتی فرزندتان «ببخشید» می‌گوید و برای جلب توجه شما منتظر می‌ماند، او را تحسین کنید. این عمل او را تشویق می‌کند تا به صحبت کردن به این روش ادامه دهد. برای مثال بگویید: «قبل از اینکه برای عروسکت درخواست کمک کنی، منتظر ماندی تا گفتگوی تلفنی من تمام شود. آفرین!»

اگر تماس تلفنی یا فعالیت مهمی دارید که واقعاً امکان قطع کردن آن وجود ندارد، سعی کنید توجه او را با برخی از اسباب بازی های خاص یا یک فعالیت جالب منحرف کنید.

چگونه با کودکان صحبت کنیم
مهارت های گفتگو با کودکان

برخورد با حاضر جوابی یا پاسخ بی ادبانه کودکان

وقتی شما محدودیت هایی را تعیین می‌کنید، دستورالعمل هایی را ترتیب می‌دهید یا عواقبی را در نظر می‌گیرید، ممکن است کودکان مخالفت کنند. برای مثال، ممکن است از لحن بی ادبانه ای استفاده کنند، بحث کنند یا سعی ‌کنند در زمان نامناسبی گفتگو و مذاکره کنند. شما می‌توانید این رفتار را به روشی سازنده مدیریت کنید و احتمال وقوع آن را به مرور زمان کاهش دهید. اگر فرزندتان با بی ادبی پاسخ شما را می‌دهد، در اینجا روش هایی آمده است که ممکن است کمک کننده باشند:
به آرامی پاسخ دهید و قوانین خانوادگی درباره صحبت مؤدبانه و رفتار محترمانه با یکدیگر را به کودک خود یادآوری کنید.

اگر کودک شما به رفتار بی ادبانه ادامه می‌دهد، عواقبی برای آن در نظر بگیرید که می‌تواند هر چیزی مثل تمرین روش دیگری برای صحبت کردن تا از دست دادن امتیازی مثل استفاده از موبایل، تبلت و امثال اینها باشد.

از خندیدن و توجه زیاد به کودک خود بپرهیزید. با این کار احتمالاً به طور ناخودآگاه برای گفتار بی ادبانه به او پاداش می‌دهید.

مهارت های ارتباطی درکودکان
مهارت های گفتگو در کودکان

موارد تأثیرگذار در مهارت ‌های گفتگوی کودکان

در اینجا دو مورد که ممکن است بر نحوه توسعه مهارت ‌های گفتگوی کودکان تأثیرگذار باشد آورده شده است:

خودگردانی:
این مهارت شامل توانایی مدیریت رفتار و عکس العمل شما در برابر اتفاقات پیرامونتان است. صحبت کردن و گوش دادن بخش مهمی از یادگیری است. کودکان هم زمان با رشد می‌ توانند خودگردانیشان را توسعه ‌دهند.

خلق و خو: برای مثال، یک کودک با روابط اجتماعی بالا ممکن است بخواهد در هر گفتگویی وارد شود و در گوش دادن مشکل داشته باشد. از سوی دیگر، کودکی که خجالتی است یا با افراد و موقعیت های ناآشنا دیر ارتباط برقرار می‌کند، ممکن است راحت تر گوش کند اما سخت تر پاسخ دهد.

برگرفته:conversation-skills

ترجمه: اکرم شمسی

تربیت کودک باهوش/16 نکته طلایی برای اینکه کودک باهوش تربیت کنیم.

بیش از پنجاه درصد نکات فرزندپروری در مورد نحوه پرورش یک کودک باهوش

پرورش یک کودک باهوش به طور کلی به معنی رشد و توسعه استعدادهای بالقوه اوست که او را به فردی تبدیل می کند که می تواند باشد.
مغز کودک شما با افزایش سن به طور خودکار رشد نمی کند، بلکه حاصل تجربه و تمرینی است که دریافت می کند. دیدن، صدا کردن، لمس کردن، چشیدن و بوییدن اتصالات سلولی مغز را (که سیناپس نامیده می شود) تحریک می کند و بیش از تریلیون ها اتصال برقرار می کند. هر چه این اتصالات بین سلولی پیچیده تر باشد، کودک شما باهوش تر خواهد بود. وقتی تحریک اولیه و دامنه وسیعی از تجربیات را برای کودک خود فراهم می کنید می توانید به رشد مغز او شتاب دهید.
همچنین، رشد مغز کودک شما پویا است، از تحرک باز نمی ایستد. یا در حال بهبودی یا رو به زوال است. وقتی تواناییها و استعدادهای کودکی به کار گرفته میشود، رشد مغز پیشرفت می کند. هنگامی که از آنها استفاده نمی شود، اتصالات عصبی از بین می رود، و رشد مغز عقب می افتد. بر این اساس، یک کودک فوق العاده باهوش اما “تحریک نشده” این اتصالات را بیشتراز دست می دهد.

آنچه کودک شما در سالهای اولیه رشد تجربه می کند، نوع شخصیت او را شکل می دهد-

اینکه چگونه ارتباط دوستانه برقرار می کند، چگونه احساسات خود را کنترل می کند، در مدرسه چگونه عمل می کند، چه نوع روابطی برقرار می کند و حتی به چه نوع والدینی در آینده تبدیل خواهد شد. به همین دلیل است که چگونه کمک شما می تواند باعث رشد فکری او شده که در بزرگسالی روی او تأثیر می گذارد. برخی از پیشنهادهای تأیید شده علمی و مشاهدات صورت گرفته توسط کارشناسان کودک برای کمک به رشد فکری و افزایش هوش کودک در زیر آورده شده است:

1. یک شروع اولیه به کودک خود ارائه دهید

– طبق مطالعه انجام شده توسط رونالد فرگوسن، مدیر طرح ابتکاری فاصله موفقیت در دانشگاه هاروارد، ایجاد علاقه در کودک برای یادگیری باید “از درون گهواره”آغاز شود. وی فعالیتهای زیر را برای حمایت از رشد اولیه کودک توصیه می کند: به حداکثر رساندن پاسخ محبت آمیز و به حداقل رساندن فشار روانی، صحبت کردن، آواز خواندن و حرکات و اشارات زیاد دست ، استفاده از بازی های اعداد و ریتمی، تواناییهای سه بعدی را امکانپذیر و تقویت می کند و علاقه به یادگیری را پرورش میدهد.

 تربیت کودک باهوش
16 نکته طلایی تربیت کودک باهوش

 

2. خلاقیت کودک خود را تقویت کنید-

خلاقیت یک ویژگی ارزشمند ذهنی در هنر، علم، و هر گونه فعالیتی است که به طور کلی شامل حل مسئله باشد. کودکان به طور طبیعی خلاق هستند. اگرچه برخی کودکان از لحاظ ژنتیکی با استعدادتر از سایر کودکان هستند،. اما این می تواند یک رفتار آموخته شده باشد که از کودکی قابل پرورش است. برخی از روشهای پرورش خلاقیت شامل در معرض قرار دادن کودک با ادبیات، موسیقی و هنر و در دسترس قرار دادن ابزاهایی مثل کاغذ و رنگ تا روی آنها کار کند.

3. با کودک خود صحبت کنید-

این کار مهارتهای زبانی قوی کودک شما را توسعه می دهد. همچنین، هنگامی که کودک در حال حرف زدن است به او گوش دهید. این امر تلاش او را برای برقراری ارتباط تقویت کرده و امکانات زبانی او را افزایش می دهد. یک مطالعه نشان می دهد کودکانی که در خانه بیشترگفتگو می کنند، دارای فعالیت مغزی و نگرش کلامی بیشتری هستند. به جای شرکت در یک روایت یک طرفه، سؤال کنید و منتظر پاسخ بمانید. می توانید شکلک های بچه گانه و صداهای خاصی را رد و بدل کنید.

4. با کودک خود تعامل داشته باشید، با او بازی کنید، و احساس عشق و محبت در او ایجاد کنید-

محققان مشاهده کردند نوزادانی که بغل نمی شوند، با آنها بازی نمی کنند و مورد محبت قرار نمی گیرند رشد مغز آنها متوقف می شود. آنها همچنین مشاهده کردند نوزادانی که در آغوش قرار نمی گیرند و توجهی دریافت نمی کنند، رشد نمی کنند، افسرده می شوند، و سرانجام از بین می روند. از سوی دیگر، بسیاری از مطالعات نشان داده است که دوست داشتن، در آغوش گرفتن ، تعامل و بازی با کودک تأثیر زیادی در رشد هوش او دارد. برقراری ارتباط محبت آمیز و تعامل دو نفره بین شما و فرزندتان پایه و اساسی را برای مهارتهای بالاتر تفکر فراهم می کند. والدینی که مراقبین حساس و دقیقی هستند ” بلافاصله و به طور مناسب به سیگنالهای کودک پاسخ می دهند” و “پایگاه امنی” برای فرزندان فراهم می کنند تا جهان را کشف کنند.

5. از کودک خود یک کتابخوان بسازید-

عشق و علاقه به کتابخوانی مزایای زیادی برای کودک شما به همراه دارد. این یکی از مهمترین قابلیتهایی است که می توانید در کودک خود توسعه دهید تا به فرد باهوشی تبدیل شود. خواندن میل طبیعی کودک را برای علم و آگاهی افزایش می دهد. هر چه بیشتر کودک شما از خواندن بیاموزد، بیشتر می خواهد که بداند. فرزند شما با خواندن در اوایل زندگی آمادگی خوبی برای درک و فهم پیچیدگیهای ریاضیات، علوم، تاریخ، مهندسی، مکانیک، علوم سیاسی و سایر علوم مورد نیاز برای یک زندگی پربار و هدفمند کسب خواهد کرد.

نکات طلایی برای تربیت کودک باهوش
تربیت کودک باهوش

6. به کودک خود اجازه دهید که بازی کند-

زمانی که کودک شما بازی می کند، او نه تنها از بازی لذت می برد بلکه در حال رشد مغز خود می باشد. او در حال ایجاد زمینه ای برای مهارتهای فکری، اجتماعی، جسمی و عاطفی خود است. وقتی با سایر کودکان بازی می کند، یاد می گیرد تا ایده ها، نظرات، و احساسات را با عقاید و تجربیات آنها ترکیب کند.

7. بهترین اسباب بازیها برای کودک خردسال شما نباید لزوماً گران قیمت باشد-

اسباب بازیهایی انتخاب کنید که بتوانند به چند روش با آنها بازی کنند. – آنهایی که این امکان را برای او فراهم می سازند تا با کمک تخیل خود به روشهای گوناگونی سرگرم شود. اسباب بازهایی انتخاب کنید که تخیل کودک شما را تمرین دهد و یا اینکه کودک بتواند مهارتهای متنوعی از آنها بیاموزد.

8. کودک خود را به ورزش کردن تشویق کنید-

فعالیت جسمانی نه تنها کودک شما را قوی می کند، بلکه او را باهوش می سازد. ورزش کردن باعث افزایش جریان خون به مغز و ساخت سلولهای جدید در مغز میشود. ورزش برای وضوح ذهنی بزرگسالان مفید است، اما روی مغز کودک شما که هنوز در حال رشد است اثر طولانی مدت بیشتری دارد.

9. برای کودک خود کتاب بخوانید: شروع به خواندن کنید حتی اگر او کلمات را نفهمد.

این کار مقدمه خوبی در توسعه مهارتهای زبانی به او ارائه می دهد. کودکانی که در سنین پایین برای آنها کتاب خوانده می شود، در طول زندگی خود علاقه بیشتری به مطالعه دارند. در مدرسه به خوبی عمل می کنند، و در زندگی بزرگسالی موفق می شوند، خواندن کتاب یکی از مهمترین فعالیتهایی است که کودک را باهوش می سازد.

پرورش یک کودک باهوش
نکات طلایی برای تربیت کودک باهوش

 

10. موسیقی را بخشی از زندگی کودک خود قرار دهید- 

مطالعات نشان داده است که گوش دادن به موسیقی می تواند باعث تقویت حافظه، توجه، انگیزه و یادگیری گردد. همچنین می تواند فشار روانی را که برای مغز کودک شما مخرب است، کاهش دهد. یک مطالعه نشان داده است که مغز کودکان با آموزش موسیقی سریعتر رشد می کند.

11. کودک را وادار کنید که درسهای موسیقی را فراگیرد-

فراگیری درسهای موسیقی یا نواختن ساز می تواند ذهن کودک شما را تیزتر کند و ممکن است مغز کودک در زندگی آینده از آن بهره ببرد. حتی اگر در بزرگسالی آموزش موسیقی را ادامه ندهد.

12. به کودک خود اجازه دهید که کارهای هوشمندانه شما را مشاهده کند-

کودکان با الگوبرداری از رفتار بزرگسالان یاد می گیرند و اگر او ببیند که شما مشغول خواندن کتاب ، نوشتن، نواختن موسیقی یا کارهای خلاقانه دیگر هستید، از شما تقلید خواهد کرد و از این راه خود را باهوش می سازد.

13. تماشای تلویزیون کودک خود را محدود کنید-

کودک شما نباید قبل از دوسالگی تلویزیون تماشا کند. بر تماشای تلویزیون کودک خود نظارت و کنترل داشته باشید و برنامه هایی که مناسب سن او باشد انتخاب کنید. اجازه تماشای بیش از حد تلویزیون، او را از انجام فعالیتهایی که برای مغز در حال رشد او مهمتر هستند مانند بازی کردن، معاشرت و کتاب خواندن دور می کند.

14. اگر به کودک خردسال خود اجازه استفاده از تلفن هوشمند یا تبلت می دهید، با استفاده از برنامه های آموزشی با او بازی و تعامل کنید.

بازی کردن به تنهایی و بیش از حد با رسانه های تعاملی ممکن است بر توسعه بصیرت، همدلی، نحوه شناخت خود و پیوستگی با روابط تأثیر بگذارد. استفاده بیش از حد از این وسایل می تواند منجر به بروز مشکلات جسمانی و عاطفی شود.

کودک باهوش
نکات طلایی برای تربیت کودک باهوش

15. برای کودک خود بازی رایانه ای هوشمند فراهم کنید-

مناسب ترین بازیهای رایانه ای برای کودک در باره حروف؛ ریاضیات، موسیقی، آواها و بسیاری موارد دیگر آموزش می دهد. همچنین هماهنگی چشم و دست را تقویت می کند و او را یرای مواجهه با فناوری آینده مهیا می کند. مهمتر از همه اینکه این موارد را در حین بازی یاد می گیرد. یادگیری و داشتن سرگرمی به طور همزمان بهترین راه برای آموزش کودک شماست.

16. به کودک خود اجازه دهید که زمانی دست از فعالیت برداشته و احساس خستگی یا بی حوصلگی کند-

طبق گفته جولیا رابینسون، مدیر آموزش و پرورش انجمن مدارس ابتدایی، اشکالی ندارد که کودک شما خسته یا بی حوصله میشود. این گونه رفتار بخشی از آمادگی او برای ورود به دوره بزرگسالی است. کودک شما به جای اینکه مجبور شود تا روزهای خود را با انواع فعالیتها سپری کند، باید یاد بگیرد که از “آرامش فکری” لذت ببرد.

 

منبع:.raisesmartkid.com