مراحل رشد کودک درسالهای آغازین از تولد تا پنج سالگی،(قسمت دوم)
مراحل رشد کودک درسالهای آغازین از تولد تا پنج سالگی،ازیک تا پنج سالگی
مراحل رشد کودک: سه سالگی
بعد از اینکه کودک شما وارد سه سالگی شد متوجه می شوید که دوست دارد مستقل باشد. وقتی که آنها سعی میکنند جهان اطراف خود را درک کنند، سؤالات زیادی می پرسند. همچنین درست و غلط بودن چیزی را بهتر تشخیص میدهند و به تعریف و تمجید شما خیلی بیشتر از قبل نیاز دارند. راشل موریس،نویسنده کتاب راهنمای والدین تنها، می گوید: بچهها تا سن سه سالگی میخواهند کارها را به شیوه و روش خودشان انجام دهند.این مسئله میتواند برای والدین دشوار باشد که فرزندشان کارها را طبق گفته آنها انجام نمی دهد. سعی کنید آرام بمانید و به خاطر داشته باشید که کودک شما از روی عمد شیطنت نمیکند. آنها در واقع با این عمل خود میخواهند به شما بفهمانند که شخصیتی مستقل با خواسته ها و نیازهای خودشان هستند.

تغییرات جسمی
شما باید بین سه و چهارسالگی بدانید که کودک شما چپ دست یا راست دست است . با دانستن این نکته که اکثر بچهها هنوز میتوانند از هر دودست استفاده کنند. اما اکنون باید تصمیم بگیرند که یک انتخاب مشخصی داشته باشند. تقویت گروه های عضلانی بزرگ به این معنی است که کودک شما اکنون می تواند در فعالیت هایی مانند بالارفتن، پدال زدن سه چرخه یا استفاده از اسکوتر تسلط داشته باشد. تقویت گروههای عضلانی کوچک همراه با هماهنگی اصلاح شده چشم و دست این معنی را می دهد که کودک شما به تدریج میتواند یک مداد را بخوبی نگه دارد و ممکن است قادر باشد تصاویر مشخصی را رسم کند.
ارتباط جمعی
مهارتهای زبانی کودک شما به مرور زمان در حال بهبودی است و بسیاری از کودکان می توانند اکنون با جملات کوتاه صحبت کنند. این لحظه زمان مناسبی است که کودک خود را با حروف و صداها آشنا کنید. اگرچه شما این کار را باید با تمرکز بیشتر روی سرگرمی انجام دهید و برای یادگیری، زیاد آنها را تحت فشار قرار ندهید. اگر فرزندتان شروع به دروغ گفتن میکند، نگران نباشید خصوصاً اگر کاری را از روی شیطنت انجام داده باشد. این رفتار کاملاً طبیعی است و نشانه آن است که آنها در حال یادگیری واقعیت و خیال هستند. اگر دروغ گفتند، باید بلافاصله با آن برخورد کنید، اما عصبانی نشوید ، فقط شرایط آرامی را فراهم کنید واجازه دهید که حقیقت را بگویند.
رشد عاطفی
فرزند شما اکنون بسیار بیشتر از احساسات دیگران آگاه است. در نتیجه احتمالاً متوجه میشوید که برای خوشحال کردن شما اشتیاق دارد و به سایر افراد هم توجه بیشتری نشان میدهد. این حالت زمانی که آنها در حال بازی با سایر کودکان هستند، بیشتر به چشم میخورد. همچنین شما در این سن متوجه خواهید شد که او سعی میکند کودکی را که ناراحت است دلداری و آرامش دهد. حتی ممکن است زمانی که با اسباببازیها و عروسکهای مورد علاقه خود بازی میکند، از آنها مراقبت کند و به آنها دلداری دهد.
آموزش
اکنون حافظه کودک شما بهتر و قویتر شده است. کودکتان قادر است کلمات و لحن آوازهای مورد علاقه یا شعرهای مهد کودک را به یاد بیاورد، تا عدد 10 بشمرد و رنگها را تشخیص دهد. برخی از بچه ها همچنین شروع می کنند تا مفهوم زمان را درک کنند و اختلاف بین صبح بعدازظهر و دیر و زود را تشخیص دهند.

مهارتهای اجتماعی
همزمان که تخیل کودک شما توسعه می باید، روش بازیکردن او هم تغییر میکند.آنها اکنون از بازیهای خیالی و ساختگی لذت می برند و حتی یک دوست خیالی دارند. این حالت طبیعی و سالم به نظر میرسد. بنابراین نگران نباشید. اما مطمئن باشید که کودک شما فرصتهای خیلی زیادی دارد تا با دوستان واقعی خود بازی کند.
چالشها
استقلال یا عدم وابستگی به والدین مسئلهای است که که کودک شما در این مرحله با آن مواجه میشود. شما به زودی متوجه میشوید که آنها تمایل به فرار کردن دارند و هر زمانی میتوانند از دست شما فرار کنند. این رفتار میتواند خطرناک باشد زمانی که شما بیرون از خانه هستید. بنابراین برای جلوگیری از آن میتوانید برای چند ماه از مهار یا مچ بند استفاده کنید.
چگونه کمک کنید
در تمام مراحل رشد کودک از یک تا پنج سالگی مطمئن باشید که به او فرصت زیادی میدهید تا کارها را خودش انجام دهد. اما خصوصاً در این سن که از روش تربیتی شما بیشتر میآموزند . اگر نیاز به کمک دارند از آنها بپرسید. اما نباید وسوسه بشوید که کارهایشان را انجام دهید. در عوض با تشویق زیاد به آنها کمک کنید و وقتی که کاری را درست انجام میدهند از آنها حمایت کرده و مورد لطف و توجه خود قرار دهید.
مراحل رشد کودک: 4 سالگی
اکثر بچهها وقتی که چهارساله میشوند به مدرسه میروند،که یک رویداد مهم و بزرگی در رشد آنها محسوب میشود. برخی کودکان درباره رفتن به مدرسه خیلی هیجان زده میشوند، اما اگر کودک شما عصبی می شود، تعجب نکنید. فقط به او قوت قلب و آرامش دهید و روی این نکته تمرکز داشته باشید که در مدرسه چقدر سرگرمی خواهند داشت. بسیاری از بچهها مشتاق هستند که اصول خواندن و نوشتن را قبل از اینکه به مدرسه بروند بیاموزند و شما میتوانید در خانه برای انجام این کار کلی به او کمک کنید. دکتر دومینیک ویس، نویسنده کتاب چگونه به کودک خود کمک کنید تا بخواند و بنویسد، میگوید: بچه ها بین سنین 4 و 6 سالگی ترتیب زمانی وقایع را بیشتر از قبل درک میکنند. به این معنی که آنها شروع میکنند تا ارتباط بین حروف و صداها را به خوبی بفهمند. همچنین میتونند ارتباط بین تصاویر و کلمات را تشخیص دهند که پایه و اساس آموزش برای خواندن و نوشتن است.

تغییرات جسمی
کودکان در این سن با سرعت رشد ثابتی حدود 4 سانتیمتر در سال رشد میکنند. گاهی اوقات به نظر می رسد که این رشد به طور ناگهانی و سریع اتفاق میافتد. اگر شما نگرانید که کودک شما در حال رشد نیست یا فکر می کنید که ممکن است اضافه وزن داشته باشد، ایده خوبی است که با مراقب سلامت یا پزشک عمومی علت این موضوع را بررسی کنید.
ارتباط جمعی
تاکنون بسیاری از بچهها میتوانند به طور واضح صحبت کنند که برای بزرگسالان هم قابل فهم باشد. اما هنوز ممکن است در تلفظ برخی صداها مشکل داشته باشند- خصوصاً حروف ث، ر، چ، ج و ل که ممکن است یک یا دوسال دیگر طول بکشد تا به تلفظ این حروف تسلط پیدا کنند. کودک شما احتمالاً به نوشتن علاقه دارد و اکثر بچه ها با نوشتن نامشان شروع میکنند. بنابراین اسمشان را روی کاغذ بنویسید تا از روی آن رونویسی کنند. آنها همچنین ممکن است چند کلمه را در یک کتاب مورد علاقه تشخیص دهند. میتوانید با قراردادن انگشت خود زیر کلماتی که شما میخوانید این مهارت را در آنها تقویت کنید.
رشد عاطفی
در سن 4 سالگی، اکثر بچهها میتوانند احساسات متنوعی را بروز دهند و حتی تصور کنند که دیگران چه احساسی دارند. وقتی که آنها شروع می کنند درک قوی تری از خود داشته باشند. شما همچنین متوجه میشوید که به خلوت بیشتری نیاز دارند یا زمانی که با خودشان تنها باشند. اگر شما فضای کافی دارید سعی کنید یک اتاق یا گوشه دنجی به او اختصاص دهید تا بتواند با یک دوست یا با اسباب بازیهای خود بازی کند.
آموزش
در زمینه آموزش اختلاف زیادی بین بچهها در این سن وجود دارد.، اما اکثر آنها قادر خواهند بود که تصویر یک شخص را بکشند و برخی ممکن است حتی نام خود را هم بنویسند. اما اگر آنها عادت دارند که به کتاب زیاد نگاه میکنند، برخی ممکن است وانمود کنند که دارند کتاب میخوانند یا حتی قادر باشند کلماتی از یک کتاب مورد علاقه را حفظ کنند. وقتی که کودک شما مدرسه را شروع میکند، بیشتر درگیر بازیهای فیزیکی و پرانرژی میشود. در اثر این فعالیتها هماهنگیهای اعضای بدن مثل دست، پا و چشم بهتر شده، به این معنی که آنها اکنون میتوانند پرتاپ کنند و لگد بزنند. بنابراین فرصتی را فراهم کنید که این مهارتهای جدید را در خانه تمرین کنند.
مهارتهای اجتماعی
فرزند شما با ورود به مدرسه دوستانی پیدا میکند و ممکن است روابطی دور از خانه برقرار کند. احتمالاً فقط یک یا دو دوست صمیمی معمولاً همجنس خود خواهد داشت و همچنین در این مرحله از رشد یاد میگیرد که چگونه یک دوست خوبی باشد. آنها یاد میگیرند تا چگونه احساسات خود را باهم به اشتراک بگذارند، به احساسات همدیگر توجه کنند و همچنین به حرفهای هم گوش کنند. اما آگاه باشید که کودک شما همیشه نمی تواند این کارها را به خوبی انجام دهد، ممکن است برخی مواقع به خشونت یا بحث و جدل منجر شود.
چالشها
خیس کردن رختخواب در بچههای بین سن 4 و 5 سال خیلی رایج است بنابراین نگران نباشید اگر جای رختخواب کودک شما همیشه در طول شب خشک نمیماند. بسیاری از بچه های این سن اگر رختخواب را خیس کنند شرمنده می شوند. بنابراین سعی کنید آرام باشید و کودک خود را سرزنش نکنید. اگر قبل از اینکه شما بخوابید، کودک خود را برای استفاده از توالت بیدار کنید، ممکن است این مشکل برطرف شود. اگر مشکل شب ادراری همچنان ادامه داشته باشد با مراقب سلامت یا پزشک عمومی صحبت کنید که اگر علت مهمی داشته باشد پیگیری شود.
چگونه کمک کنید
درباره عضویت کودک در کتاب خانه محله و بردن او به همراه خود طبق یک برنامه منظم فکر کنید. برخی از کتابخانه ها جلسات دورهای و منظم داستانی برای ردههای سنی مختلف برگزار می کنند. کودک شما مطمئن باشد که کتابهای زیادی پیدا میکند که با نگاه کردن به آنها لذت میبرد. سعی کنید تا این بازدیدها را فراهم کنید و تا جایی که امکان دارد هیجان انگیز باشد، طوری که همراه بودن با کتاب برای او سرگرم کننده باشد.
مراحل رشد کودک: 5 سالگی
کودکان در سن 5 سالگی نسبت به تواناییهای خود بیشتر مطمئن میشوند. اغلب این توانایی در زمینه حرف زدن و پیشرفت زبان آنها مشهود است. چنانچه یک کودک 5 ساله متوسط هرگز از صحبت کردن خسته نمیشود. فرزند شما مشتاق است تا موفقیتهایش را به دیگران نشان دهد. بنابراین مهم است تا به کار مدرسه او علاقه نشان دهید و یک مکانی پیدا کنید تا نقاشیهای خود را به نمایش بگذارد. دکتر پت اسپونگین از وبسایت فرزندپروی و پرورش کودکان در انگلیس میگوید این یک دوره مهم رشد فکری کودک محسوب میشود، چون کودک شما به تدریج سعی میکند تا ایدههای مفهومی مانند اعداد، زمان و فاصله را بیشتر درک کند. مهم این است توجه داشته باشید که کودکان از نظر جسمی و ذهنی با سرعتهای متفاوتی رشد میکنند. این مسئله زمانی که کودکان در مدرسه تحت یک برنامه آموزشی یکسان هستند، اغلب فراموش میشود.اگر کودک 5 ساله شما نسبت به سایر همسالان خود آمادگی کمتری برای مدرسه داشته باشد، نگران نباشید. به خصوص اگر بچه شما پسر باشد. او سالهای زیادی پیش رو دارد تا بتواند به همان استاندارد لازم برسد.
تغییرات جسمی
در پنج سالگی بچهها از لحاظ جسمی قویتر می شوند می تواند سریعتر بدوند، روی یک پا تعادل داشته باشند و پرتاب کنند. برخی کودکان در این سن دندان شیری خود را از دست می دهند. ممکن است یک فاصله طولانی بین افتادن دندان شیری و ظاهر شدن دندان جدید وجود داشته باشد. دندان جدید در ابتدا ممکن است کج به نظر برسد، اما معمولاً به موقع یکدست میشوند.
رابطه جمعی
تاکنون بسیاری از کودکان می توانند گفتگو کنند و ممکن است این توانایی را داشته باشند که وقایع و رویدادها را شرح دهند و داستانهای مورد علاقه را تکرار کنند. بسیاری از بچه ها مشتاقند که چیزهایی را که آموختهاند به شما آموزش دهند. بنابراین از فرزند خود بپرسید که امروز در مدرسه چه چیزی یاد گرفته است. چون این یک روش مهمی برای بهبود مهارتهای زبان او محسوب میشود. برخی کودکان اکنون آماده هستند که در این سن شروع به خواندن کنند.اما نکته مهم این است که نباید آنها را تحت فشار قرار دهید مگر اینکه خودشان علاقمند باشند که چگونه یاد بگیرند.
رشد عاطفی
وقتی که کودک شما به زندگی در مدرسه عادت میکند، شما ممکن است برخی تغییرات را در رفتارش ملاحظه کنید. این طبیعی است برای کودکان که در این مرحله رشدی رفتارهای پرخاشگرانه از خود نشان دهند. چون آنها هنوز تفاوت بین آن چیزی که درخواست میکنند و آنچیزی که برایشان لازم است را درک نکردهاند. اگر کارها به شیوهای که آنها میخواهند انجام نشود، ممکن است با ضربه زدن و لگد کردن ناامیدی خود را نشان دهند. اگر فرزندتان به کارهای گروهی عادت کند، این مسئله کمتر بروز مینماید. در همین مرحله رشدی ممکن است متوجه شوید که او بیشتر از قبل میترسد، معمولاً از حیواناتی مثل سگ و مار. ترس از تاریکی، اشباح، هیولا، طوفانهای همراه بارعد و برق، سیلاب یا هر گونه رویدادهایی که آنها ممکن است در اخبار دیده باشند، همچنین در این رده سنی معمول است. دختران نسبت به پسران بیشتر میترسند. اما سعی کنید صبور باشید و ترس و نگرانی به خود راه ندهید و به خاطر داشته باشید که بچه ها خیلی سریع این مرحله را پشت سر میگذارند.
آموزش
تا این مرحله از رشد ممکن است ملاحظه کنید که فرزندتان در برخی از کارها بهتر عمل میکند. البته این کاملاً طبیعی است. برخی از کودکان ممکن است فقط با فعالیتهای معینی در کشمکش باشند، چون به آن فعالیتها علاقهای ندارند. بنابراین نگران نباشید اگر مدتی طول میکشد تا کودک شما چیز جدیدی را یاد بگیرد. فقط سعی کنید زمانی که آنها چیزی را یاد بگیرند، زیاد مورد تحسین و تشویق خود قرار دهید. برخی بچهها در این سن آماده می شوند که ساعت را یاد بگیرند. برایش توضیح دهید که یک ساعت چگونه کار میکند و شرح دهید که چگونه کارهای معینی مثل مدرسه رفتن و آماده شدن برای خواب را در زمانهای معینی از روز انجام میدهید. میتوانید برایش یک ساعت مچی بخرید تا او را به تمرین کردن تشویق کنید.
مهارتهای اجتماعی
بچهها در این سن زمانهای طولانی را با دوستان خود در حال بازی کردن سپری خواهند کرد و اگرچه دوست دارند بهترین باشند و اگر در بازی برنده نشوند یا اینکه نفر اول نباشند، ناراحت می شوند. این مسئله می تواند مشکلاتی را برای سایر کودکان ایجاد کند، بنابراین مهم است برایش توضیح دهید که شرکت در بازی کردن مهمتر از برنده شدن است. آنها را به خاطر به رخ کشیدن موفقیتهای خود برای دیگران ناامید و دلسرد نکنید.
ترجمه: اکرم شمسی
منبع:.goodtoknow
مراحل رشد کودک درسالهای آغازین از تولد تا پنج سالگی،(قسمت اول)
مراحل رشد کودک در سالهای آغازین تولد: از یک تا پنج سالگی
وقتی که مراحل رشد کودک از سنین یک تا پنج سالگی مطرح میشود، شما والدین باید برای رفتار و برخورد بهتر با این رده سنی از قبل اطلاعات لازم و کافی داشته باشید. مراحل رشد کودک در این دوره پنج ساله بسیار سخت و پیچیده است، رشد و یادگیری زیادی طی این دوره در کودک شما رخ میدهد. اگرچه کودکان با سرعت معمول خود رشد میکنند، رویدادهای مهم رشدی در این مرحله که معمولاً توسط اکثر مردم پذیرفته شده است، اطلاعاتی درباره پیشرفت فرزندتان در بخشهای متنوعی مثل ارتباط جمعی، رشد جسمی، مهارت اجتماعی و آموزش به شما ارائه میدهد. مهم است به این نکته توجه داشته باشید که وقایع مهم رشدی ذکر شده برای یک کودک در حالت عادی است. رشد کودک میتواند توسط متغیرهای متعدد محیطی و ژنتیکی تحت تأثیر قرار گیرد. بنابراین اگر تمام مراحل رشدی را که در ذیل آورده میشود به طور کامل در کودک خود مشاهده نکردید، نباید ترس و نگرانی داشته باشید. در صورت بروز هر گونه نگرانی میتوانید جهت آزمایش و مشاوره بیشتر با پزشکتان صحبت کنید.
مراحل رشد کودک: یک تا پنج سالگی

مراحل رشد کودک: یک سالگی
اکثر والدین دوره یک سالگی را به عنوان یک مرحله رشدی مهم که گذر از نوزادی به نوپایی است،مورد توجه جدی قرارمیدهند. کودک شما طی دوازده ماه بین یک سالگی و دوسالگی یک دوره رشدی سریعی را پشت سر میگذارد. معمولاً والدین خیلی عجله دارند و صبر نمیکنند تا کودک راه رفتن و حرف زدن را یاد بگیرد. اما باید به یاد داشته باشید که هر کودک با سرعت معمول خود رشد میکند، بنابراین سعی نکنید او را با سایر کودکان مقایسه کنید. جرادلین باتلر، مراقب سلامت و نویسنده کتاب خودآموز و راهنمای مفید سرویس بهداشتی برای کودکان، میگوید که اکثر بچهها وقتی که هیجده ماهه میشوند، اولین بار شروع به گام برداشتن میکنند و اولین کلمات خودشان را به زبان میآورند. بسیاری از بچه ها وقتی که وارد یکسالگی میشوند، تحرک دارند، برخی به صورت نشسته یا روی چهار دست و پا راه میروند و برخی نیز میتوانند روی دو پا یا ایستاده راه بروند. این لحظه زمانی است که باید به فکر ایمنی خانه باشید و مراقب باشید کودک شما زمانی که به دنبال چیزی در خانه میگردد، به خودش آسیبی نزند.
تغییرات جسمی
در حالیکه انتظار دارید فرزندتان طی مراحل رشدی یک تا پنج سالگی بیشترین رشد جسمی را داشته باشد. در واقع، بیشترین تغییرات رشدی بعد از پشت سر گذاشتن دوازده ماه اول تولد رخ میدهد. وقتی که آنها می آموزند تا راه بروند، بدوند و از پله ها بالا بروند. قدرت و تعادل عضلانی در این مرحله بهبود یافته، به این معنی که کودک شما می تواند بدون هیچ حمایتی به مدت کوتاهی بعد از یکسالگی بایستد. تقریباً در همین زمان یاد میگیرد تا چگونه چیزهای کوچک را با نگهداشتن بین انگشت شست و اشاره بلند کند که به گاز انبری گرفتن معروف است و این امکان را برای کودکتان فراهم میسازد تا خودش غذایش را بخورد، با یک مداد رنگی خط خطی کند و با استفاده از مکعبهای خانه سازی برج بسازد.

ارتباط جمعی
بیشتر بچهها در سن یکسالگی از یک تا دو کلمه استفاده میکنند و زمانی که به هیجده ماهگی میرسند، از 6 تا 20 کلمه قابل تشخیص استفاده میکنند و تا زمانی که دو ساله می شوند یک فرهنگ لغت تقریباً 50 کلمه ای خواهند داشت. در همین مدت آنها ممکن است دو کلمه را در کنار هم قرار دهند: مثل “بابا کار”. چون آنها قبل از گفتن هر کلمهای آن را خوب فهمیده و درک میکنند، احتمالاً قادر خواهند بود از 12 تا 18 ماهگی از دستورات ساده پیروی کنند.
رشد عاطفی
کودک شما در این دوره سنی به عشق و عاطفه زیادی نیاز دارد تا احساس خوشحالی و امنیت کند. آنها با والدین خود، پدربزرگ، مادربزرگ و یک پرستار کودک مطمئن ارتباط نزدیکی دارند. با وجود این، بسیاری از بچهها با غیبت و عدم حضور شما احساس دلتنگی میکنند و سعی می کنند تا به شما دسترسی پیدا کنند و این می تواند برگشتن شما به سر کار، بیرون رفتن برای چند ساعت یا ترک اتاق به مدت یک تا دو دقیقه باشد. این اضطراب جدایی معمولاً در 18 ماهگی به اوج خود می رسد. اما می تواند بیشتر از این مدت هم ادامه یابد. بنابراین مطمئن باشید که به کودکتان اطمینان زیادی میدهید تا با این شرابط عادت کند.
آموزش
کودکان شما از طریق بازی کردن یاد می گیرند، بنابراین مهم است که به آنها فرصت زیادی بدهید که این کار را انجام دهند. حتی اگر به این معنی باشد که یک فعالیت را برای چندین بار تکرار کنند. تعجب نکنید اگر کودک شما یک اسباب بازی پیچیده و گران قیمت را در عوض لوازم ساده خانگی رد میکند. کوبیدن قابلمه و ماهیتابه، تکان دادن ظرفهای پر از دانههای برنج خشک، ماکارونی یا لوبیا یا بازی با مکعبهای خانه سازی یا چیدن فنجانها می تواند توانایی آنها را برای بلندکردن کردن اشیای کوچک بهبود بخشیده و همچنین انواع صداها، رنگها، اشکال و بافتها را آموزش دهد.
مهارتهای اجتماعی
یک کودک یکساله در حالت معمول شادترین لحظات را با والدین خود خواهد داشت و میتواند در برابر غریبهها و افرادی را که خوب نمیشناسد، خجالتی باشد. حتی کودکانی که کمی اجتماعیتر هستند و اعتماد به نفس بالاتری دارند هم به قوت قلب و آرامش شما نیاز دارند خصوصاً در موقعیتهای جدید و ناآشنا. وقتی که کودک وارد سن دو سالگی میشود، به تدریج علاقه بیشتری به سایر کودکان نشان میدهد. با این حال، اگر در همان لحظه اول مشتاق نباشند که با آنها بازی کنند، تعجب نکنید. برای اینکه به بودن در کنار آنها عادت کنند، مدتی طول میکشد. خصوصاً اگر بچه شما کمرو و خجالتی باشد.
چالشها
اکثر بچهها در یک سالگی با مسئله دندان درآوردن درگیر می شوند که می تواند منجر به اختلال در خواب کودک شده و در غذاخوردن ایجاد مشکل کند. اگر به نظر می رسد که فرزندتان خیلی سخت با این مسئله درگیر است، از ژل دندانگیر یا شربت مسکن برای آرام کردن او استفاده کنید. همچنین میتوانید باریکه هایی از خیار سرد به او بدهید تا درد لثه او را تسکین دهد.
چگونه کمک کنید
بچهها تغییرات خیلی زیادی بین سنین اول و دو سالگی رشد خود تجربه می کنند. آنها از یک شیوه معمول و خوبی بهره می برند تا احساس امنیت و آرامش کنند. فکر نکنید که حتماً باید قوانین خیلی سختی وضع کنید. فقط یک حمام ساده، کتاب و یک رختخواب معمولی می تواند کودک را برای یک خواب شبانه خوب آماده کند.
مراحل رشد کودک: دو سالگی
اکثر والدین از دوسالههای آزاردهنده میترسند و نگرانند که چگونه باید با رفتار خشونت آمیز آنها که قبل از دو سالگی شروع میشود، برخورد نمایند. عادت کردن به تغییر رفتار شدید آنها میتواند کار سختی باشد. اما سعی کنید به خاطر داشته باشید که آنها بیشتر از قبل به شما نیاز دارند. چون آنها یک دوره از تغییرات عاطفی و جسمی خیلی سختی را تجربه میکنند. اکثر والدین تصمیم می گیرند که استفاده از سرویس بهداشتی را بین سن دو و سه سالگی به کودک آموزش دهند. لاورن آنتروباس، نویسنده کتاب “این کار بدی نیست”، می گوید: سن متوسط برای اینکار 33 ماهگی است، اما بعضی از کودکان زودتر آماده می شوند و بعضی برای مدت طولانیتری به این کار علاقه نشان نمیدهند. اگر کودک شما آماده نیست یا دوست ندارد او را به سمت دستشویی هل ندهید و در مورد این مسئله نگران نباشید. به یاد داشته باشید این کار یک مسابقه نیست دیر یا زود آن را یاد میگیرد.
تغییرات جسمی

اکنون کودک شما برای چندماه است که راه میرود و شما متوجه میشوید که روی پای خودمحکمتر می ایستد، می دود و پرش میکند. پس از گذشت چند ماه هماهنگیهااصلاح میشود. می بینید که میتواند اشیای کوچک را با دست بگیرد، در را باز کند و حتی لباس را درآورد و بپوشد.
ارتباط جمعی
تفاوت خیلی زیادی در نحوه حرف زدن بچهها بین سنین یک و دو سالگی وجود دارد. برخی کودکان با جملات پنج یا شش کلمهای صحبت میکنند. برخی ممکن است فقط چند تا کلمه پراکنده به زبان بیاورند . اگر نگران هستید با مراقب سلامت خود موضوع را درمیان بگذارید، اما به شرطی که شما و فرزندتان همدیگر را به طور منطقی و خوب درک کنید. احتمالا هیچ دلیلی برای نگرانی وجود ندارد.
رشد عاطفی
بچهها در دو سالگی شروع می کنند تا احساسات مختلف و متنوعی را بروز دهند. بنابراین برای تغییرات شدید رفتاری آماده می شوند، چون آنها یاد می گیرند که چگونه احساسات خود را مدیریت کنند. آنها برای درک احساس خود به کمک شما نیاز خواهند داشت. وقتی این توانایی را بدست می آورند که توضیح دهند چه چیزی می خواهند و درباره آن چه احساسی دارند، میزان خشونتها کاهش مییابد.
آموزش
کودک شما یک حافظه قویتر و درک بهتری از گذشت زمان خواهد داشت. آنها قادرند رویدادی را که هفتهها و روزهای قبل اتفاق افتاده است، به یاد بیاورند. بنابراین ممکن است برای بازیهای مورد علاقه خود یک سلیقه مشخصی نشان دهند یا برای انجام دادن کارها روشهای خاصی داشته باشند. اکثر بچه ها نام کاملشان را خواهند دانست و احتمالاً قادر خواهند بود به تصاویر در کتاب اشاره کنند. و ممکن است بتوانند نقطه، خط و دایره بکشند.
مهارتهای اجتماعی
کودک دوساله بیشتر به بازی کردن با بچه های دیگر علاقه مند میشود. هرچند ممکن است نیاز باشد برای شروع این کار به او کمک کنید. در ابتدا آنها ترجیح میدهند در کنار بچههای دیگر بازی کنند. شاید از روشهای آنها الگوبرداری کنند. شما باید به آنها کمک کنید که چگونه به نوبت بازی کنند و تقسیم کار داشته باشند. بنابراین باید نزدیک آنها باشید و نظارت کنید. تعجب نکنید که گاهی زمانهای بازی به بحث و جدل ختم میشود. مدتی زمانی می برد که کودک شما به آن عادت کند.

چالشها
خستگی ریشه بسیاری از مشکلات رفتاری است. مطمئن باشید که کودک شما هر روز حدود 12 ساعت خواب همراه با چرت روزانه داشته باشد. اگر کودک شما در خوابیدن مشکل دارد. از مراقب سلامت درباره تکنیکهای که به آنهاکمک کند تا خواب مورد نیاز خود را داشته باشند، مشاوره بگیرید
چگونه کمک کنید
کودک شما از عشق و توجه شما لذت می برد. بنابراین خود را ملزم کنید که روزانه ده دقیقه به آنها توجه کامل داشته باشید. با آنها بازی کنید، صحبت کنید و بدون هیچ حواس پرتی به کتابهایش نگاه کنید. به یاد داشته باشید که از دستور آنها پیروی کنید و زیاد مورد تشویق و حمایت خود قرار دهید.
شما عزیزان ادامه این مطلب را می توانید در قسمت دوم همین بخش مطالعه فرمائید.
ترجمه: اکرم شمسی
منبع: goodtoknow
یازده توصیه برای شما که می خواهید والدین بهتری باشید(2) /والدین بهتر
والدین بهتر/یازده توصیه برای شما که می خواهید والدین بهتری باشید(2)
برای اینکه شما به شرایط مطلوبی برسید، باید توقعات خود را کمی پایین بیاورید تا یاد بگیرید چگونه پدر و مادر بهتری باشید. در هر مسیری اشتباهاتی وجود دارد. صرف نظر از اینکه شما چقدر سخت تلاش می کنید، باید بدانید که کامل نیستید و فرزندتان ممکن است مسائل و مشکلاتی داشته باشد که از کنترل شما خارج باشد. به خاطر داشته باشید آنها ممکن است با خواسته ای به دنیا بیایند که با خواسته شما در تعارض باشد. در قسمت اول این مقاله، شش توصیه کاربردی برای بهتر شدن والدین آورده شد. در این قسمت پنج توصیه دیگر را می خوانید.

7- هروقت لازم باشد عذرخواهی کنید
ما همه اشتباه می کنیم. با این حال والدینی هستند که مهم نیست چقدر اشتباه در قبال فرزندان شان مرتکب شده اند، اما حاضر به عذرخواهی نیستند. آنها به اشتباه تصور می کنند که عذرخواهی نشانه ضعف است. عذرخواهی از فرزند نشانه احترام به رابطه کلی شما با او است. اشتباه کردن کار آدمیزاد است. من به شما اطمینان می دهم که کودک شما کمتر از شما فکر نمی کند. اگر شما عذرخواهی نکنید، فرصت آموزش اهمیت مسئولیت پذیری را از دست می دهید. با این حال، شما از کودک خود می خواهید که به خاطر کار اشتباهی که مرتکب شده از شما معذرت خواهی کند. اگر بچه ها دروغ بگویند یا با یکدیگر پرخاشگری کنند یا چیز باارزشی را بشکنند، از آنها می خواهید که مسئولیت اشتباه خود را بپذیرند و برای آن چیزی که اتفاق افتاده عذرخواهی کنند. در این لحظات است که به فرزند خود آموزش می دهید که عذرخواهی کردن عمل درستی است. اگر شما هم این کار را نکنید، پس دقیقاً چه چیزی شما می خواهید آموزش دهید؟ ممکن است عذرخواهی کردن برای شما دشوار باشد، چون احساس برتری می کنید و از اینکه اقتدار خود را از دست بدهید، می ترسید. در واقع فرزندتان شما را به عنوان یک انسان می بیند و ممکن است احساس نزدیک تری از قبل به شما داشته باشند. به کودک تان نشان دهید که هیچ انسانی کامل نیست و همه افراد در زندگی مرتکب اشتباه می شوند. عذرخواهی می تواند بسیاری از اشتباهات را اصلاح کند. فقط چند کلمه ساده می تواند جلوی بدترین تخلفات را بگیرد.
یک حرف حکیمانه: غرورتان را کنار بگذارید، بگویید که ناراحت هستید و رفتار خود را اصلاح می کنید. اگر این کار را انجام دهید، یک رابطه محکم و قوی بر مبنای عشق و احترام با فرزندتان ایجاد خواهید کرد.
8- اجازه دهید بچه ها همان گونه باشند که دوست دارند
پدربزرگ مادری من در هاوانای کوبا وکیل و نویسنده بود. او از دایی من می خواست که شغل او را دنبال کند. اگرچه دایی من می خواست هنرمند بشود و رؤیاهای خود را در پاریس دنبال کند. در آن زمان، پدربزرگ من به هنر مثل شغلی واقعی یا حرفه ای که امنیت شغلی داشته باشد نگاه نمیکرد. دایی من با اینکه می دانست پدرش چه احساسی نسبت به او دارد، با او ملاقات کرد و اهدافش را توضیح داد. خوشبختانه، پدربزرگ من درباره این موضوع کمی فکر کرد و به این نتیجه رسید که با خواسته او موافقت کند و برای تنها پسرش طلب خیر کرد. همچنین با پرداختن همه هزینه های ضروری و تهیه بهترین امکانات، مقدمات سفر او را به فرانسه فراهم کرد. او در بهترین شرایط و در رشته مورد علاقه خود به مطالعه پرداخت. دایی من هنرمندی مشهور در فرانسه شد. هنر سوررئالیست شگفت انگیز دایی ام امروزه هنوز هم به فروش می رسد. اگر پدربزرگ من روی خواسته اش اصرار می کرد، این وضعیت می توانست طور دیگری رقم بخورد. او می توانست دایی من را وادار کند که مثل خودش وکیل شود. خوشبختانه، او متوجه شد به پسرش اجازه دهد همان کسی بشود که دوست دارد و این کار درستی بود که او انجام داد. دایی من نیز قدردان زحماتش بود و توانست فرد معروف و مشهوری شود. پدربزرگ من به او افتخار می کرد و رابطه آنها محکم و قوی شد. اجازه دهید فرزند شما همان گونه که می خواهد باشد، نه آن کسی که شما در ذهن خود تجسم می کنید. با این حال این زندگی آنهاست، سفر آنهاست، شما فقط هستید که مراقبشان باشید و هر وقت لازم باشد آنها را راهنمایی کنید.

9- همراه با فرزند خود رشد کنید
بچه ها درست شبیه ما رشد و تکامل می یابند. مهم است که با آنها رشد کنید و هماهنگ باشید و روش تربیت و گفتار خود را متناسب با رفتار آنها تنظیم کنید. به عنوان مثال، اگر کودک 4 ساله شما از روی بدرفتاری حقیقت را کتمان می کند یا قصد آزار شما را دارد، ممکن است این رفتارهای عجیب و غریب او را نادیده بگیرید و در مواجهه با دروغگویی آنها آرام بمانید و حرفی نزنید. اگر با یک کودک 8 ساله سر و کار دارید، این کودک فرق بین درست و غلط را می فهمد و از شما می خواهد که او را راهنمایی کنید. ضمناً نوجوانان باید طور دیگری مورد خطاب قرار گیرند. برخورد با این گروه سنی دشوار و چالش برانگیز است. گروهی که به توجه و مراقبت خیلی زیادی نیاز دارد. شما نمی توانید با یک نوجوان 16 ساله مانند یک کودک 9 ساله صحبت کنید.
10- به احساسات آنها احترام بگذارید و آنها را درک کنید
بچه ها در حالی که به سن بلوغ نزدیک می شوند، با مسائل و مشکلاتی روبرو خواهند شد که باید احساسات متفاوتی را تجربه کنند. شما در نقش والدین باید با گذاشتن زمان کافی به احساسات آنها توجه جدی داشته باشید و شرایط آنها را درک کنید. سعی کنید احساسات شان را تحقیر نکنید و طوری رفتار نکنید که آنها مهم نیستند. چند روز پیش نوه دختری من که هشت سال و نیمش است، با چشمانی گریان به منزل ما آمد. او با چشمانی ناراحت به من نگاه کرد و گفت: «دلش برای بهترین دوستش تنگ شده، از زمانی که قرنطینه عمومی شروع شده تاکنون 6 ماه است که او را ندیده است.» من به جای اینکه به او بگویم: «نگران نباش، بالاخره یک روز او را می بینی. زیاد درباره آن فکر نکن.» به چشمانش نگاه کردم و گفتم: «خیلی سخت است که بهترین دوستت را برای مدت زیادی ندیده ای.» وقتی سرش را با ناراحتی تکان می داد، چشمانش پر از اشک شد. من احساسات او را درک کردم و او فهمید حرف هایش شنیده شد. بعد از آن اتفاق، به دوستش اجازه داده شد که روز بعد او را ببیند. او دوباره به من مراجعه کرد. اما این دفعه از روی شادمانی فریاد کشید: «امروز شادترین روز قرنطینه من بود.»
اگر شما به احساسات کودک توجه جدی نداشته باشید، آنها فکر می کنند احساسات شان اهمیتی ندارد و یاد می گیرند که اصلاً چیزی را با شما در میان نگذارند. شما که این را نمی خواهید. باید از تغییر احساسات آنها با خبر شوید. شما باید مطمئن باشید در آینده که مسائل و مشکلات جدیدتری به وجود می آید، بیشتر به شما مراجعه می کنند. از روی دلسوزی و همدردی به حرف های آنها گوش دهید و ارتباط برقرار کنید.
11- سؤالاتی بپرسید که نیاز به توضیح بیشتر داشته باشد
هر وقت نوه پسری 16 ساله ام را از مدرسه به خانه می رساندم، از او می پرسیدم: «امروز مدرسه چطور بود؟» شما احتمالاً می توانید جوابش را حدس بزنید. همیشه فقط یک کلمه بود: «خوب.» بنابراین تصمیم گرفتم طور دیگری بپرسم: «سؤال هایی با پاسخ های طولانی تر.» دفعه بعد که من او را به خانه رساندم، از او سؤال کردم بهترین لحظه ای که امروز داشتی چه لحظه ای بود؟ برای او غیر ممکن بود که به این سؤال فقط پاسخ مثبت بدهد که خوب بود. او مجبور شد درباره اتفاقاتی که قبلاً روی داده کمی بنشیند و فکر کند مهم نیست آنها چه بگویند. نکته مهم این است که آنها را وادار به گفتگو کنید. با این کار شما می فهمید که در زندگی آنها چه اتفاقاتی در شرف وقوع است. این موضوع نه تنها در مورد کودکان بلکه در بزرگسالان نیز مؤثر است. مثلاً وقتی شما از کسی می پرسید: «آیا شغل خود را دوست داری؟» آنها ممکن است با بله یا خیر جواب دهند. اما اگر بپرسید: «در مورد شغل خود چه چیزی را دوست داری و از چه چیز متنفری؟» اطلاعات زیادی را دریافت خواهید کرد. سؤالات با جواب تشریحی اهمیت دارند و شما می توانید از آنها اطلاعاتی را کسب کنید که در آینده با استفاده از آنها بهتر با احساسات کودک آشنا شوید و به مدیریت امور بپردازید!
نظرات نهایی
پدر و مادر خوب و مسئول بودن یکی از باارزش ترین وظایف در جهان است. اگرچه بدون تلاش حاصل نمی شود و به صبر و کار زیادی نیاز دارد. اجرای یازده توصیه ارائه شده در قسمت اول و دوم این مقاله، یک خانواده کامل را تضمین نمی کند. اما شما یک پایه محکم و قوی ایجاد خواهید کرد و با آن رشد می کنید. فرزند شما بازتاب شماست و شما هر اخلاق و رفتاری که داشته باشید، در فرزندتان نیز تأثیر خواهد گذاشت. آرزو دارید چه بازتابی داشته باشند؟ یاد بگیرید چگونه والدین بهتری باشید و کمک کنید تا میراثی از انسان های برجسته را تربیت کنید.
منبع:.lifehack
یازده توصیه برای شما که می خواهید والدین بهتری باشید.(1)/ والدین بهتر
قسمت اول
یازده توصیه برای شما که می خواهید والدین بهتری باشید(1)/ والدین بهتر
تربیت یک انسان و پدر و مادر بهتری بودن برای او همواره چالش برانگیز بوده است. اگرچه پرورش یک کودک بدون اجرای قوانین ویژه امکان پذیر نیست. برای اینکه والدین بتوانند در تربیت فرزندان خود موفق باشند، باید دارای خصوصیاتی ممتاز باشند. پدر و مادر باید شخصیتی قابل احترام، مستقل و مسئولیت پذیر داشته و در عین حال مهربان، باملاحظه، سخاوتمند و دوست داشتنی باشند و بتوانند احساسات کودک را کاملاً درک کنند. به کارگیری یازده توصیه که در ادامه آورده شده است، شانس بیشتری را برای شما فراهم میکند تا انسانی خارق العاده تربیت کنید که بعداً مایه افتخارتان باشد. در قسمت اول شش توصیه و در قسمت دوم پنج توصیه دیگر را ملاحظه خواهید کرد.

1- با دقت به حرف های فرزندتان گوش دهید
من پدر و مادری را می شناختم که صاحب دختربچه ای باهوش، دوست داشتنی، زیبا و جذاب بودند. اما والدین او افکاری سنتی داشتند. آنها به این ضرب المثل معتقد بودند که یک بچه باید دیده شود، نه اینکه شنیده شود. یعنی بچه ها باید سکوت کنند و حق اظهار نظر نداشته باشند. متأسفانه دختر کوچولو ایده ها و نظرات هیجان انگیز زیادی برای گفتن داشت. او مانند عروسکی بود که در یک صندوقچه گذاشته شده بود. بچه ها موجوداتی جالب، بامزه و کنجکاو هستند. آنها به والدینشان نگاهی ویژه دارند و آنها را مانند قهرمان تصور میکنند. بچه ها اندوخته ای از دانش و دیدگاه عالی نسبت به زندگی دارند. گوش دادن به حرف های آنها بزرگترین هدیه ای است که می توانید به آنها بدهید. آنها با این کار شما احساس با ارزش بودن می کنند و با این باور که فرد مهم و قابل احترامی هستند، بزرگ میشوند. گوش دادن همیشه کار آسانی نیست. گاهی اوقات آنها بدون اینکه روی موضوعی دقیق شوند و درباره آن توضیح بیشتری دهند، فقط یکسره حرف میزنند. اما اگر آنها باور کنند که شما واقعاً به آنها گوش میدهید، احساس مهم بودن خواهند کرد و اطلاعات شگفت انگیزی را در اختیار شما قرار خواهند داد.

توجه: سعی کنید از روی صداقت و صمیمیت به حرفهای فرزندتان گوش دهید. در حالی که چند کار را با هم انجام میدهید و مدام زیر لب میگویید: «آهان! خوبه عزیزم.» به او گوش نکنید. متأسفانه من پدر و مادرهایی را دیده ام که سرشان را توی موبایل میکنند و بچه ها با ناامیدی سعی میکنند توجه شان را جلب کنند. اسکات پک در کتاب «از این مسیر مسافر کمتر میگذرد» می نویسد: «شما نمی توانید واقعاً همزمان هم گوش کنید و هم به کار دیگری مشغول باشید. گوش دادن واقعی و توجه و تمرکز کامل روی طرف مقابل نوعی اظهار عاشقانه است.»
2- عشق بدون قید و شرط ابراز کنید
من مادری را می شناختم که بسیار عاشق پسرش بود. اما عشقش برای او خیلی گران تمام شد. پسر همان گونه که مادرش از او انتظار داشت، رفتار میکرد. مادرش میخواست که پسرش همانند یک ستاره ورزشی معروف شود یا در تحصیلات دانشگاهی فرد موفقی بشود. با همین تفکر، او را از عشق خود لبریز می کرد. او به پسرش می بالید و روزنامه هایی را که درباره موفقیت پسرش چاپ میشد قاب می کرد و به دیوار می زد. اما همان پسر وقتی بزرگ شد، با مشکلات زیادی دست به گریبان بود و رفتاری سرکش و خشن داشت. در این زمان روزنامه های قاب شده از روی دیوار برداشته شد و او برای مدتی با کسی صحبت نمی کرد.
ابراز عشق بدون قید و شرط، پیوندی مطمئن و فردی سالم و مفید را به بار خواهد آورد. با علم به اینکه شما پدر و مادری عاشق فرزندان خود هستید، مهم نیست چه حمایت خارق العاده ای را برای کودک فراهم می آورید، آنها میدانند که میتوانند بدرفتاری کنند، اما هنوز دوست داشتنی باشند. همچنین، می دانند اگر بدترین تخلف را انجام دهند، باز هم به شما رو خواهند آورد. در حالی که ممکن است از دست آنها ناراحت شوید، اما در میزان عشق و علاقه شما به آنها هیچ تغییری ایجاد نمی شود.
3- اول به خودتان آموزش دهید
بچه ها خیلی دقیق به حرف های شما گوش میدهند و به آنها توجه دارند. شما ممکن است فکر کنید آنها زمانی که در اتاق شان با اسباب بازی های خود مشغول اند، به شما هیچ توجهی ندارند. اما آنها به شما گوش میکنند. اگر میخواهید به کودک تان چیزی آموزش دهید، اول خودتان آن کار را انجام دهید. مثلاً اگر شما از آنها میخواهید که غذای سالم بخورند، غذای سالم بخورید. اگر می خواهید عادت بدی مثل سیگار کشیدن نداشته باشند، سیگار نکشید. اگر می خواهید که آنها خشن نباشند، آرام باشید. اگر آرزو می کنید که بچه قابل اعتمادی تربیت کنید، کاری را که قول داده اید انجام دهید. اگر میخواهید به کودک تان بیاموزید چگونه ارتباط برقرار کند، با مهربانی صحبت کنید و از روی عشق و علاقه و صداقت به حرف های شان گوش دهید. هر چیزی را که از او می خواهید یاد بگیرد، برای انجام دادن آن خودتان نیز شور و اشتیاق داشته باشید. شما بهترین معلم برای این کار هستید.
4- اوقات زیادی را با هم سپری کنید
زندگی پر از کار، مشغله، میهمانی ها و قرار و مدارها است. گاهی اوقات آنقدر سرگرم این مشغله ها می شوید که به راحتی فرزندان خود را فراموش می کنید و وقت کافی برای آنها نمی گذارید. من والدینی را می شناسم که به خاطر مشغله کاری بچه های خود را روی کاناپه می گذاشتند تا تلویزیون ببینند یا با موبایل بازی کنند، در حالی که خودشان مشغول کار بودند. گاهی اوقات این کار بد نیست. اما اگر مرتباً تکرار شود، می تواند بین شما و کودک تان فاصله بیندازد. شما برای اینکه والدین غایبی نباشید، هر روز را با آنها بگذرانید. در مورد همه چیز با آنها صحبت کنید. درباره روزی که گذراندند از آنها بپرسید. اگر میتوانید اجازه دهید در کارهای عادی و روزمره خانه مثل تمیز کردن، تا کردن رخت های شسته شده، دسته بندی ظرف های داخل ظرفشویی به شما کمک کنند. وقتی می فهمند شما به آنها نیاز دارید، احساس خوبی خواهند داشت و شما می توانید از این کار فرصتی برای ایجاد انس و الفت بیشتر بین خانواده استفاده کنید.

5- به گفته خود عمل کنید
شما با عمل کردن به توصیه های خود در کودک ایجاد اعتماد می کنید. آنها باور می کنند شما به آنچه میگویید واقعاً عمل میکنید. بچه ها خیلی حساس و باهوش اند. آنها مراقب همه چیز هستند و همه حرف ها را میشنوند.
به عنوان مثال، من یک روز بعد از ظهر با نوه دختری خودم و به همراه پدر و مادرش به پیاده روی رفته بودیم. از دختر کوچولو پرسیده شد: «دوست دارد سوار کالسکه بشود؟» و او جواب داد: «نه! دوست دارم پیاده بیایم!» عروسم به او گفت: «اما اگر خسته شدی، من نمی توانم بغلت کنم، فهمیدی!» بعد از حدود 15 دقیقه، نوه من خسته شد و شروع به ناله و شکوه کرد. وقتی عروسم بغلش کرد، دختر کوچولو گفت: «فکر کردم گفتی که من را بغل نمی کنی!» عروسم به توصیه های خود عمل نکرد و دخترک آن را فهمید. او فقط 4 سالش بود. شما می دانید وقتی والدین حرفی را می زنند و در نهایت به آن عمل نمی کنند، تبدیل به تهدیدهای توخالی می شوند، حرف هایی که هیچ پشتوانه ای ندارند.
جدی بودن در هر کاری، برای افزایش حس مسئولیت پذیری یک فرد بزرگسال امری حیاتی است. شما باید فردی مهربان و قابل اطمینان باشید و سعی کنید منظور خود را به طور مختصر و مفید برسانید. کودک باید معنی رفتار شما را بفهمد. اگر شما می گویید که شب را نمی توانند در خانه کسی بمانند مگر اینکه تکالیف خود را انجام داده باشند، در این صورت تکالیف بهتر انجام میشود. باید به او گوشزد کنید که اگر تکالیف انجام نشود، از بیرون رفتن خبری نیست. مطمئن باشید که عواقب ناشی از رفتار بد کودک هر چه باشد، شما میتوانید با رفتار خود آن را مدیریت کنید.
6- روی خصوصیات مثبت تمرکز داشته باشید
یک ضرب المثل قدیمی آمریکایی می گوید: «چرخی که زیاد سر و صدا می کند، نیاز به روغن یا گریس دارد.» مفهوم آن این است که پر سر و صداترین مشکلات بیشتر مورد توجه قرار می گیرند. اگر کودک شما مؤدب و آرام باشد و به کارهای خود اهمیت دهد، شما به او توجه نمی کنید و او را به خاطر رفتار خوبش تشویق نمی کنید. اما اگر از روی ناراحتی و خشونت مرتکب رفتار بدی شود، خیلی به چشم شما خواهد آمد. در واقع، این پیام را منتقل می کند که وقتی کار اشتباهی از کودک سر بزند، شما به او توجه می کنید. به هر حال، توجه به رفتار بد بهتر از توجه نکردن است. تمرکز داشتن روی خصوصیات مثبت کودک باید در اولویت قرار گیرد. اگر فقط روی رفتار منفی کودک تمرکز داشته باشید و خصوصیات مثبت او را نادیده بگیرید، با این رفتار فرصت بهتر بودن را از او سلب می کنید. شما می توانید به سادگی به همه کارهایی که دوست دارید فرزندتان انجام دهد، توجه داشته باشید و کمتر انتقاد کنید. رعایت این موارد به ویژه برای آنها که کودکان زیر 5 سال دارند، ضروری است. زیرا آنها خیلی حساس هستند و اغلب هر حرفی را که می زنید تا آخر عمر توی ذهن شان باقی می ماند.
منبع: lifehack
مراحل مهم رشد کودک در اولین سال تولدش/ رشد کودک
مراحل مهم رشد کودک در اولین سال تولدش /رشدکودک
مراحل مهم رشد کودک در اولین سال تولدش
اولین سال تولد کودک دوره هیجان انگیزی است که با بسیاری از لحظه های مهم و شگفت آور همراه است. مانند زمانی که برای اولین بار چهار دست و پا راه میرود، سپس راه رفتن روی دو پا را میآموزد و بعد هم شروع به حرف زدن میکند. طبیعی است که شما رشد اولین فرزند خود را با نگاه کردن به همسن و سالانش ارزیابی کنید و پیشرفت او را با قابلیت هایش بسنجید. توجه به مراحل مهم رشد کودک اهمیت دارد، زیرا به شما ایده می دهد که چه انتظاری را چه موقع از کودک خود داشته باشید. بنابراین، می توانید خودتان را آماده کنید و بدانید که چه چیزی برای رشد کودک طبیعی است.
همچنین، مراحل مهم زندگی کودک به شما کمک می کند که بفهمید کودک در سنین مختلف از چه اسباب بازی ها و کتاب هایی لذت می برد و ایده ای کلی می دهند که چه چیزی برای کودک طبیعی است. اگر کودک شما رشد کندتری نسبت به همسن و سالانش داشته باشد، آن را بررسی کنید. مهم است تا به یاد داشته باشید که هر کودک سرعت رشد مختص خود را دارد. بنابراین این حقیقت که کودک شما دیر یا زود شروع به چهار دست و پا رفتن می کند، معیار واقعی هوش او محسوب نمی شود.
اگر کودک شما خیلی زود به مراحل رشدی مهم چون غلت زدن و چهار دست و پا رفتن در سن پایین برسد، فوراً جهش رشدی بزرگی رو به جلو خواهد داشت. به همین دلیل، این گونه مهارت ها دنیای جدیدی از تجارب و فرصت ها را در دسترس آنها قرار می دهد. برای مثال، با حرکت دادن اشیا به سمت جلو می خواهند با آنها بازی کنند. بنابراین، برای مدتی به نظر خواهد رسید کودکی که زود روی دست و پای خود شروع به راه رفتن می کند، نسبت به همسالان خود در کارهای جدید جرئت بیشتری دارد، در حالی که سایر کودکان می نشینند و تماشا می کنند.
اگرچه به محض اینکه دیگران نیز یاد بگیرند تا چهار دست و پا راه بروند، آنها نیز همان جهش به سمت جلو را خواهند داشت و سریع به رشد استاندارد خواهند رسید. جهش دیگر زمانی رخ می دهد که با سپری شدن اولین مراحل رشدی، از مرحله نوزادی وارد نوپایی می شوند و در این مرحله یاد می گیرند بدون گفتن هیچ جمله نامشخصی خواسته های خود را بگویند. اما تا زمان شروع مدرسه، آنها همیشه در حال دویدن، بالا و پایین پریدن و آواز خواندن هستند. هیچ کسی نمی تواند بگوید چه کسی چه کاری را اول انجام دهد.

عوامل مؤثر رشد کودک
طبق گفته یک روانشناس، ریچارد ولفسون، چند عامل که در ادامه آورده شده اند، می توانند بر رشد کودک تأثیرگذار باشند.
- وضعیت تولد: فرزند اول اغلب یاد می گیرد تا زودتر صحبت کند، زیرا بیشتر مورد توجه بزرگ ترها قرار می گیرد. در حالی که بچه های بعدی ممکن است زودتر به مرحله مهم رشد جسمی برسند، زیرا خواهر و برادرهایی دارند که می توانند از آنها الگوبرداری کنند.
- محیط: کودک مطابق فرصت هایی که به دست می آورد، یاد خواهد گرفت. بنابراین، مطمئن باشید از فعالیت های متنوع لذت می برد و می خواهد محیط های جدیدی را تجربه کند.
- شخصیت: برخی کودکان فقط جایی می نشینند و مجذوب می شوند. در حالی که دیگران در یک جا به اندازه کافی منتظر نمیمانند تا بشنوند شما چه چیزی می خواهید بگویید. درست مانند بزرگ ترها، کودکان در زمینه های مختلفی شایستگی های خودشان را نشان می دهند که بستگی به طبیعت آنها دارد و اینکه چه چیزی را دوست دارند و از چه چیزی متنفرند.
- جنسیت: پژوهش ها نشان می دهد که پسرها زودتر به مراحل مهم رشد جسمی می رسند، در حالی که دخترها تمایل دارند در سنین پایین تر یاد بگیرند، صحبت کنند و مهارت های حرکتی بهتری دارند. این نکته را نیز به یاد داشته باشید که رشد در سرعت ثابتی اتفاق نمی افتد، بلکه با فراز و فرودهایی همراه است. کودک شما ممکن است یک هفته رشد خیلی زیادی داشته باشد، اما ترجیح می دهد قبل از اینکه وارد مرحله رشدی جدیدی شود، مدتی را با استعداد جدیدی که کسب کرده است، سپری کند. همچنین، کودکان پیش رس ممکن است چند ماه دیرتر از همسن و سالان خود به مراحل مهم رشدی برسند.
چه زمانی رشد کودک طبیعی است؟
گاهی ممکن است لحظات شاد شما با نگرانی توأم باشد. زمانی که شما احساس می کنید کودک شما سرعت رشد کافی را ندارد، وقتی اضطراب شما باعث شود رشد کودک خود را با سایر کودکان مقایسه کنید، سعی کنید این کار را انجام ندهید. کوچولوی شما که مثل شما کتاب و مجله نخوانده است که بداند چه زمانی باید دقیقاً به آن مرحله مهم رشدی برسد. در عوض، آنها کارهایشان را در زمان خودشان و مطابق با علایق و شخصیت خودشان انجام می دهند نه طبق جدول زمانی که کودک متوسط را تشریح می کند. با وجود این، اگر احساس می کنید کودک شما به همان سرعتی که انتظار دارید رشد نمی کند، این موضوع را به مربی بهداشت یا پزشک عمومی خود اطلاع دهید. در هر صورت، کودک شما در طی سال اول تولدش مرتباً تحت کنترل قرار می گیرد. اما شما می توانید هر زمان که نگران شدید، با آنها تماس بگیرید.

مراحل مهم رشد کودک: چه انتظاری دارید و چه موقع
- لبخند زدن: یادگیری لبخند یکی از اولین مراحل مهم رشدی است که حدود شش هفتگی اتفاق می افتد. اولین لبخند زیبا و جذاب کودک، تمام آن شب های بی خوابی را جبران می کند.
- اولین سر نگه داشتن: وقتی که ماهیچه های گردن کودک قوی می شود، قادر خواهد بود سر خود را نگه دارد (در حوالی شش هفتگی) و برگردد تا چیزهای جدید را ببیند و به طرف منبع صدا جلب شود.
- غلت زدن: بین سه و شش ماهگی کودک خواهد آموخت که غلت بزند، معمولاً از جلو به پشت و چند هفته بعد از پشت به جلو.
- نشستن: وقتی پشت کودک قوی تر می شود، می تواند در وضعیت نشسته خودش را نگه دارد و نیفتد، اول با گذاشتن دست ها دور کمر و در نهایت بدون هیچ کمکی.
- چهار دست و پا راه رفتن: کودک می آموزد به راحتی از شش ماهگی چهار دست و پا راه برود. این کار را معمولاً با سوار شدن روی چهار دست و پا و حرکت کردن به عقب و جلو شروع می کند.
- نشسته راه رفتن: البته برخی از کودکان اصلاً چهار دست و پا راه نمی روند و روش های راه رفتن خودشان را دارند و گاهی اوقات نشسته راه می روند.
- گشت زدن: قبل از اینکه راه رفتن را بیاموزند، سعی می کنند با استفاده از مبل یا پای افراد خودشان را بالا بکشند. آنها سپس با نگه داشتن میز و صندلی اطراف اتاق گردش می کنند.
- اولین راه رفتن: در بین اولین هایی که گفته شد، اولین راه رفتن بدون هیچ حمایتی، یک مرحله مهم و اصلی رشد کودک محسوب می شود که از حدود نه ماهگی اتفاق می افتد.
- پرحرفی: در هجده ماهگی، اکثر بچهها برای صحبت کردن از 6 تا 20 کلمه استفاده می کنند. اگرچه ممکن است فقط شما آنها را تشخیص دهید. تا دو و نیم سالگی شما با زبان باز کردن او مواجه خواهید شد.

مراحل مهم رشد کودک
چرا کودک من چهار دست و پا راه نمی رود؟
در اینجا مواردی ذکر می شود که ممکن است نشان دهنده مشکلی در رشد کودک شما باشد:
- صدا زدن: اگر تا سه ماهگی نسبت به صدا زدن هیچ واکنشی نشان نمیدهد و سعی نمی کند که با برگرداندن سر منبع صدا را جستجو کند، ممکن است مشکل شنوایی داشته باشد.
- نشستن: اگر کودک تا هفت ماهگی برای مدت کوتاهی بدون هیچ حمایتی قادر به نشستن نباشد، ممکن است ماهیچه هایش ضعیف تر از حد انتظار بوده و نیاز به فیزیوتراپی داشته باشد.
- راه رفتن: اگر کودک تا دو سالگی نمی تواند راه برود، باز هم ممکن است مشکل ضعف ماهیچه وجود داشته باشد که باید با مربی بهداشت درباره فیزیوتراپی صحبت کنید.
- حرف زدن: اگر حرف زدن کودک تا چهار سالگی هنوز بچگانه است و برای افراد غریبه قابل فهم نیست، ممکن است به کمک نیاز داشته باشد، شاید هم به گفتاردرمانی.
ارتقای رشد کودک
- دالی کردن: در حدود پنج ماهگی کودک شما می فهمد که چیزی وجود دارد، حتی اگر نتواند آن را ببیند. مثلاً وقتی شما صورت خود را با پتو می پوشانید، فکر می کند که شما از آنجا رفته اید و وقتی که با تعجب پتو را بر می دارید، با صدای بلند می خندد. اما با گذشت هفتهها، تعجب دالی کردن شما را پیش بینی می کند. حتی پتو را از روی صورت شما بر می دارد و شما را پیدا می کند.
- کف زدن: حرکت هماهنگ دو دست به طور همزمان و برخورد آنها در کف دست مهارتی است که کودک بین شش و هشت ماهگی می آموزد.
منبع:
چگونه به کودک نه بگوییم/18 نکته مهم که چگونه به کودک نه بگوییم(2)
قسمت دوم
چگونه نه بگوییم؟
چگونه به طور صحیح نه بگوییم؟
در قسمت اول این مقاله به این پرداختیم که کودکان و همچنین بزرگسالان دوست دارند زود به خواسته های خود برسند. اما مواقعی نیاز است که همه ما نه بشنویم. در بخش نخست، 9 استراتژی را به شما معرفی کردیم که با استفاده از آنها می توانید یاد بگیرید که چگونه نه بگویید و در این بخش نیز 9 استراتژی کاربردی دیگر برای شما آورده شده است.
-
از جار و جنجال ها پرهیز کنید
اگر به همراه کودکتان به اسباب بازی فروشی می روید تا هدیه ای برای تولد دوستش بخرید، خود را برای رویارویی با مشکلی جدی آماده می کنید. کودک شما از هر چیزی خوشش بیاید، دوست دارد آن را بخرد. قبل از ورود به اسباب بازی فروشی به او بگویید که شما آنجا هستید تا یک هدیه تولد بخرید نه اسباب بازی برای او طوری که او مجاب شود انتظار اسباب بازی را نداشته باشد.

-
بگذارید فرزند شما نیز نه بگوید
خودتان را آماده کنید تا نهایت نه گفتن را بپذیرید. نه گفتن برای رشد کودک و شکل گیری هویتش به عنوان یک فرد حائز اهمیت است. این رفتار به منزله مخالفت با شما یا اعتراض به مسئولیت شما نیست. برخی والدین احساس می کنند که هیچ پاسخ منفی را از کودکی نمی توانند تحمل کنند و فکر می کنند که باعث تضعیف قدرتشان می شود. آنها فکر می کنند شخصیت شان متزلزل شده است و دیگر نمیتوانند مثل قبل به عنوان پدر و مادر نقش خود را ایفا کنند. بچه ها باید بدانند که مادرشان ورود به چه مکان هایی را مجاز و چه مکان هایی را ممنوع کرده است. والدین می توانند بیاموزند که به خواسته های فردی کودک احترام بگذارند و هنوز مسئول بمانند و محدودیت ها را حفظ کنند. وقتی کودک شما بزرگ تر می شود، توانایی برقراری یک رابطه دوستانه با همسالان خود در موقعیت های مشخص را کسب می کند و این بستگی به توانایی کودک دارد که چگونه نه گفتن را یاد گرفته باشد.
-
چگونه با شوخ طبعی نه بگویید
اگر خواستید به عنوان مثال از کودکتان بخواهید فیلمی را نبیند، می توانید کمی خلاقیت به خرج دهید و با شوخ طبعی این درخواست را از او داشته باشید.
-
نه را شخصی نکنید
برخی والدین احترام گذاشتن به کودک را با قدرت مساوی دادن به او اشتباه می گیرند. اما مسئله قدرت مطرح نیست. شخص قدرتمند باید به شخصی که مسئولیت او را بر عهده دارد احترام بگذارد. این موضوع هم در روابط با والدین و هم در روابط با دیگران صادق است. نه گفتن را شخصی نکنید.
-
یک روز خوب داشته باشید
اگر در پایان روز تعداد بله ها از تعداد نه ها بیشتر بود، آن روز روز خوبی است و والدین به کمک کودکان می توانند کار خاصی را انجام دهند. وقتی کودک متوجه می شود که مامان شاد از مامان بداخلاق سرگرم کننده تر است، این کار به او انگیزه می دهد که به داشتن روزهای خوب ادامه دهد.
-
با احتیاط نه بگویید
وقتی شما می خواهید جلوی رفتار بد کودک را بگیرید، دلیلی برای خشونت وجود ندارد. برای مثال نوزاد شما ضبط صوتی را که شخصی جایی گذاشته پیدا می کند. پیش خودش فکر می کند که اسباب بازی جالبی است. سعی نکنید آن را به زور بگیرید و او را به گریه بیندازید. شما می توانید چند لحظه با او وقت بگذارید و ضبط را برانداز کنید. بعد بگویید بای بای ضبط صوت! برای جبران این کار و جلوگیری از ناراحت شدنش به او یک چیز جذاب دیگر با اندازه مناسب بدهید و او را به جای دیگری ببرید و با یک فعالیت مناسب سرش را گرم کنید.
-
وقتی دستوری می دهید، در اجرای آن جدی باشید
دستورات خود را تا رسیدن به نتیجه دلخواه دنبال کنید. وقتی به کودک خود می گویید که اگر دوست دارد پیش از خواب برایش قصه بگویید، باید مسواک بزند در تصمیم خود راسخ باشید و کوتاه نیایید تا او تسلیم خواسته شما شود.
-
شما مادری هستید که نمی تواند نه بگوید
برخی والدین با تعصب با تهیه همه لوازم مورد نیاز فرزندان، خود را در معرض خطر قرار می دهند. مادرانی که وابستگی زیادی به کودکان دارند، به عنوان مادران کاملاً بله گو در روش تربیتی خود با نه گفتن بیگانه می شوند و با این کار خود را در معرض آسیب قرار می دهند. مهم است که مادر از همان ابتدا با گفتن نه به کوچولوی خودش احساس راحتی کند. در واقع، این موضوع از زمانی شروع می شود که مادر به نوزادش آموزش می دهد که به درستی پستانش را بگیرد.این اولین وضعیت تربیتی مادر است تا به نوزاد نشان دهد چگونه به طور صحیح و بدون زخم کردن پستان می تواند از شیر مادر به مقدار کافی تغذیه کند.
برخی مادران این کار را انجام نمی دهند. آنها به خاطر ترس از گریاندن کودک کاری نمی کنند. آنها ترجیح می دهند کودک آن کار اشتباه را انجام دهد و درد را تحمل کنند. نه گفتن کار بدی نیست. یک روش دادن یا بخشش کردن محسوب می شود و نیاز به تلاش زیادی دارد. مادرانی که نمی توانند یاد بگیرند چگونه نه بگویند، بعداً با مشکل بزرگی مواجه خواهند شد. آنها مامان هایی می شوند که ما می بینیم توسط کودکان پیش دبستانی خود مثل عروسک به هر سو کشیده می شوند. وقتی مادران در زمان های مناسب شروع می کنند تا با اطمینان، محکم و از روی عشق و محبت نه بگویند، این حالت برای بچه تهدیدکننده نیست.

-
وقتی که کودک شما نه را نمی پذیرد
بچه ها خصوصاً آنهایی که اراده قوی دارند سعی می کنند تا والدین را خسته و افسرده کنند. آنها اصرار دارند که باید چیزی داشته باشند وگرنه دنیای آنها نمی تواند ادامه یابد. آنها به اذیت و آزارشان ادامه می دهند تا در نهایت برای اینکه روی اعصابتان نباشند، به خواسته آنها پاسخ مثبت می دهید. این روش تربیتی درستی نیست. با وجود این، اگر درخواست کودک شما بعد از اینکه خوب به آن گوش دادید، منطقی بود، مشتاق باشید تا با او گفتگو کنید. گاهی ممکن است عاقلانه باشد که شما بعد از گفتن نه نظر خود را تغییر دهید.
در حالی که از کودکتان می خواهید تا باور کند نه شما به معنی نه قطعی نیست و شما فرد انعطاف پذیر و قابل تغییری هستید، این موضوع کمک می کند که شما تا شنیدن کامل حرف های او، روی نه گفتن خودتان تأکید داشته باشید. اگر شما احساس می کنید که اگر او به طور غیر معمول نسبت به نه شما عصبانی و خشمگین می شود، به جانبداری از او گوش کنید. شاید نظری داشته باشد که به آن توجه نکرده اید یا خواسته او بزرگ تر از خواسته ای باشد که شما تصورش را می کنید. اگر خواسته اش منطقی بود، برای تغییر تصمیم خود روراست باشید. در این صورت، مطمئن شوید که او متوجه شود درخواست های مکرر و آزار دهنده اش نبوده که تصمیم شما را عوض کرده است، بلکه خود شما به این نتیجه رسیدید.
منبع: askdrsears
ترجمه:اکرم شمسی
نه بگوییم./ 18 نکته مهم که چگونه به کودک خود نه بگوییم.
نه بگوییم./ 18 نکته مهم که چگونه به کودک خود نه بگوییم.
چگونه به طور صحیح نه بگوییم؟
نه کلمه ای است که به آسانی روی زبان جاری می شود. ضروری است که والدین به کودک خود نه بگویند تا در آینده از آنها نه بشنوند. آن چیزی که همه را به دردسر می اندازد، واکنش هیجانی و غیر ارادی به یک خواسته و دادن پاسخ مثبت فوری بدون فکر کردن به عواقب آن است. با استفاده از هجده استراتژی زیر یاد می گیرید که چگونه نه بگویید.

-
تعادل برقرار کنید
گفتن مکرر نه و بله کودک را دچار مشکل می کند و دستیابی به ترکیبی درست از آنها در محیط کودک حائز اهمیت است. وقتی به ندرت به کودک خود نه می گویید، همان مواقع کمی که آن را به کار می برید، او نخواهد پذیرفت، زیرا به ناامیدی عادت ندارد. اگر کودک تمام روز برای هر کاری با مخالفت والدین مواجه شود، به این باور می رسد که جهان برای زندگی کردن جای خوبی نیست. جهان واقعی همیشه پر از نه ها و بله ها است.
-
نه ها هم رشد می کنند
طی سال اول تولد، نیازها و خواسته های کودک یکسان است و والدین بله گوی او هستند. طی سال دوم، خواسته های کودک همیشه قابل اجرا نیستند و باید به آنها هم نه و هم بله گفت. از 9 تا 14 ماهگی چگونه نه گفتن مستقیم بیشتر می شود. بین 14 و 18 ماهگی آنها ممکن است با شنیدن پاسخ منفی به راحتی ناامید شوند و شاید اعتراض هم بکنند. والدین می توانند شروع به نه گفتن کنند تا این نگرش را به آنها انتقال دهند که «زندگی همین است و مطمئن هستم که تو می توانی با آن کنار بیایی.»
-
برای نه گفتن مثبت از جایگزین های خلاقانه استفاده کنید
اگر با یک کودک نوپای باهوش تنها ماندید که از سر کنجکاوی و مدام از یک طرف به طرف دیگری می رود و به نه گفتن شما توجهی ندارد، برای تغییر این وضعیت سعی کنید با چیزهای جالب تری او را سرگرم کنید. بیرون بروید، با خود کتاب همراه داشته باشید، به مکانی امن بروید و بگذارید به دویدن ادامه دهد.
-
علائم بازدارنده را آموزش دهید
در همان ماه های اول زندگی کودک زبان بدنی را که به معنی بازدارنده است، به او آموزش دهید. کودک شما نیاز دارد قبل از شنیدن کلمه نه با زبان بدن بازدارنده به مدت طولانی ارتباط بگیرد. از دوران شیرخوارگی با اولین مکیدن پستان و درد ناشی از آن در صورت شما واکنشی ایجاد می شود که کودک با آن ارتباط برقرار می کند.
اولین باری که نوزاد شما با چیز خطرناکی رو به رو می شود، صورت شما علائم هشدار را دوباره ثبت می کند. اگر کودک شما به زبان بدن مثبت عادت کند، شما بهترین نتیجه را از علائم بازدارنده خواهید گرفت، به طوری که هر تغییری او را وادار می کند که بنشیند و به آن توجه کند. اگر کودک نوپای شما با پاسخهای مثبت زیادی مواجه شود، نه های شما دیگر بی اثر می شود. پاسخ های مثبت مانند نگاه افتخارآمیز و تحسین برانگیز، دیدن قیافه های شاد و خوشحال، برقراری تماس چشمی، بغل کردن، قلقلک دادن این پیام را منتقل می کنند که من تو را دوست دارم، تو عالی هستی!
بچه هایی که ارتباط خیلی نزدیک با والدین خود دارند و ساعت هایی در روز را در تماس رودررو و در آغوش والدین خود هستند، به آسانی می آموزند تا زبان بدن و صورت های والدین را بفهمند. داشتن ارتباط زیاد رودررو در ماه های اول، ارتباطات رودررو را در ماه ها و سال های پیش رو آسان تر می کند. برخی از کودکان خیلی تحت تأثیر زبان بدن قرار می گیرند و می توانید حتی بدون گفتن یک کلمه موضوع را به او بفهمانید.

-
صداهای بازدارنده را آموزش دهید
اغلب تغییری در حالت یا زبان بدن برای تغییر واکنش های هیجانی کافی نیست. کلمات برای نه گفتن مثبت لازم هستند. کودکان به زودی یاد می گیرند کلماتی را بیاموزند که قدرت بیشتری دارند و واکنش سریع تری را مطالبه کنند. خودتان را با تنوعی از صداها تجهیز کنید، به طوری که بتوانید لحن مناسب آن موقعیت را انتخاب کنید. بلندی صدا را با سنگینی رفتارش هماهنگ کنید. صداهای بلند واقعی را برای خطر واقعی نگه دارید.
-
در نگاه کردن مهارت کسب کنید
شما می توانید بیاموزید که چگونه بدون گفتن یک کلمه نه بگویید. مربیان کارآزموده از نگاهی ناشی از نارضایتی استفاده می کنند، بدون اینکه به شخصیت آنها لطمه ای وارد شود، جلوی رفتار بد کودک را می گیرند. آنها با برگرداندن سر، نگاه نافذ، اشاره صحیح صورت و با لحن صدا پیام خود را منتقل می کنند. چشمان شما احساس و افکار واقعی شما را آشکار می کنند. اگر شما نسبت به کودک خود احساس خشم یا حقارت می کنید، او این حالت را در چشمان شما می خواند. شما باید به خاطر این نگاه خشونت آمیز نسبت به شخصیت او عذرخواهی کنید. مطمئن باشید که علائم و صداهای بازدارنده جلوی رفتار او را می گیرد نه جلوی رشد عزت نفس او را. کودک شما باید بفهمد از رفتار او ناراضی هستید نه خودش! مطمئن باشید که شما کار درستی کردید که او را با نارضایتی خود ادب کردید. بعد از آنکه با نگاه کردن او را متوجه رفتار بدش کردید، سپس با یک لبخند، یک بغل و توضیح شفاف بگویید من کاری را که انجام دادی دوست ندارم، اما تو را دوست دارم.
-
جایگزین هایی برای کلمه نه پیدا کنید
نه گفتن مداوم سبب می شود که این کلمه اثر خوبش را از دست بدهد. از آنجایی که صداهای بازدارنده بیشتر برای حفاظت استفاده می شوند، سعی کنید از واژه های خاص تری که مناسب موقعیت باشد، استفاده کنید. در هر خانواده ای چیزهایی وجود دارد که برای کودکان خردسال ممنوع است. وقتی شما از این عبارت به آرامی و مداوم از اوایل کودکی استفاده می کنید، می آموزید که چگونه نه بگویید، طوری که کودک نوپای شما بفهمد شما از او محافظت می کنید. گاهی اوقات برای چگونه نه گفتن به کلمات دیگری غیر از نه خالی نیاز است. نه برای گفتن خیلی راحت است. نیاز به فکر کردن ندارد. اتوماتیک، غیرارادی و در عین حال یک محرک خشونت برانگیز است. گفتن «نمی تواند» ارتباط بیشتری برقرار می کند و شما متفکرانه از آن استفاده خواهید کرد. شما وقتی از جسمش محافظت می کنید به ذهنش هم توجه دارید.
نوزادان به «بس کن» بهتر از نه واکنش نشان می دهند. «بس کن» توجه کودک را بیشتر جلب می کند و جلوی رفتارهای بدش را می گیرد و به شما فرصت کافی می دهد تا استراتژی های دیگری را برنامه ریزی کنید. «بس کن» بیشتر محافظت کننده است و کمتر برای کودک حالت تنبیهی دارد. کودکان با شنیدن نه خالی ممکن است به خواسته های والدین توجه کافی نداشته باشند. اما معمولاً بچه های با اراده قوی می نشینند و فکر می کنند تا این دستور را ارزیابی بکنند، چنانکه گویی حس می کنند خطری در پیش است. بچه های با اراده قوی اگر کلمه نه را هزار بار شنیده باشند، آن را نادید می گیرند. حتی «بس کن» نیز اگر بیش از حد استفاده شود، ارزش دستوری خود را از دست می دهد.

-
چگونه نه گفتن به لحن خاصی نیاز دارد
علاوه بر کسب مهارت در نگاه کردن، در مواقعی که شما باید نظر خود را بیان کنید، یک لحن خاصی از صدا برای چگونه نه گفتن داشته باشید. مربی کارآزموده ای رازش را با ما در میان گذاشت: «من مادری هستم که به بچه هایم سخت نمی گیرم. اما بچه های من وقتی که از مرزهای اخلاقی عبور می کنند، با لحن صدای من همه چیز را می فهمند. یک روز که کودک دو ساله ام بدرفتاری می کرد، کودک چهار ساله ام به او گفت که وقتی مامان این طوری با تو صحبت می کند، او را اذیت نکن!»
-
بعد از گفتن یک جمله منفی جمله ای مثبت بگویید
برای چگونه نه گفتن اغلب لازم است به یک جمله منفی یک جمله مثبت نیز اضافه کنید، مثل اینکه بگویید: «تو نمی توانی چاقو داشته باشی، اما می توانی توپ داشته باشی.» از عبارات متقاعدکننده استفاده کنید تا با گفتن «می توانی انجام بدهی»، پذیرفتن «نمی توانی انجام بدهی» را برای او راحت تر کنید.
در این مقاله 9 استراتژی مهم برای نه گفتن به کودکان را آموختید، در قسمت دوم این مقاله با 9 استراتژی دیگر آشنا خواهید شد.
والدین و فرزندان/روابط مثبت بین والدین و فرزندان
والدین و فرزندان /روابط مثبت بین والدین و فرزندان
نکات کلیدی:
- روابط مثبت بین والدین و فرزندان در همه زمینه های رشدی آنها حائز اهمیت است.
- روابط مثبت با فرزندان بر اساس در لحظه بودن، وقت کافی گذاشتن و اعتمادسازی شکل می گیرد.
- رابطه شما متناسب با رشد و نمو کودک تغییر و توسعه می یابد.
در این مقاله به موارد زیر پرداخته می شود:
- روابط مثبت بین والدین و فرزندان: چرا آنها مهم اند
- در لحظه بودن: چگونه روابط فرزند با والدین را تقویت می کند
- زمان کافی: چرا در روابط مثبت اهمیت دارد
- اعتماد و احترام: چگونه می توان آن را در روابط مثبت پرورش داد
روابط مثبت بین والدین و فرزندان: چرا آنها مهم اند

زمانی که فرزندان روابط قوی، دوست داشتنی و مثبت با والدین و دیگر مراقبان خود دارند، بهتر رشد می کنند و یاد می گیرند. به همین دلیل، روابط مثبت با والدین و مراقبان کمک می کند که بچه ها درباره جهان اطراف بیاموزند. آیا دنیا جای امن و مطمئنی است؟ آیا آنها دوست داشتنی هستند؟ کسی آنها را دوست دارد؟ چه اتفاقی می افتد وقتی آنها گریه می کنند، می خندند یا اخم می کنند یا کارهای دیگری انجام می دهند؟
شما می توانید با استفاده از نکات زیر رابطه مثبت با فرزندتان برقرار کنید:
- در لحظه بودن با فرزندان
- صرف زمان کافی با آنها
- ایجاد محیطی امن از اعتماد و احترام

هیچ فرمولی برای درست شدن رابطه والدین و فرزند وجود ندارد. اما اگر اغلب اوقات روابط شما گرم و دوست داشتنی است و بر اساس تعاملات سازنده بنا شده باشد، فرزند شما احساس امنیت و دوست داشتن می کند.
در لحظه بودن: چگونه روابط فرزند با والدین را تقویت می کند
در لحظه بودن یعنی تشخیص و درک نیازهای واقعی کودک که به آنها نشان می دهد به کارهای مهم آنها توجه داشته و اهمیت قائل هستید. این موضوع می تواند زیربنای یک رابطه قوی محسوب شود.
در اینجا چند ایده برای در لحظه بودن با فرزندتان ذکر شده است:
- او را با آغوش باز بپذیرید، بگذارید حضور داشته باشد، تمام مدت به او دستور ندهید، اگر کودک شما افراد را به صورت بلوک های ساختمانی تصور می کند، اعتراضی نکنید. شما نباید او را وادار کنید که به شکل درستی از آنها استفاده کند.
- به کارهای فرزندتان توجه داشته باشید و بدون قضاوت کردن درباره آنها نظر دهید یا آنها را تشویق کنید. به عنوان مثال، آیا بلوک های آبی رنگ بزرگ مغازه داران هستند؟ آیا بلوک قرمز کوچک خرید می رود؟
- به حرف های فرزندتان گوش دهید و سعی کنید که احساسات واقعی کودک را درک کنید. اگر کودک شما درباره بسیاری از اتفاقات روزانه یک داستان طولانی تعریف می کند، ممکن است واقعاً بگوید که معلم جدید را دوست دارد یا وضعیت روحی خوبی دارد.
- بنشینید و فکر کنید که رفتار کودک شما می خواهد چه پیامی به شما منتقل کند. مثلاً اگر فرزند نوجوان شما در آشپزخانه منتظر نشسته است و حرفی نمی زند، ممکن است بخواهد فقط به شما نزدیک شود. شما می توانید بغلش کنید و اجازه بدهید که بدون هیچ گفتگویی در آشپزی کردن به شما کمک کند.

رابطه مثبت بین والدین و فرزندان
بخشی از در لحظه بودن با فرزند دادن فرصت هایی است که می تواند باعث ایجاد مسئولیت پذیری در آنها شود. به عنوان مثال:
- با کنترل کردن و نشان دادن واکنش در برابر گفتار و رفتار کودک به او اجازه دهید تا بازی را خودش به تنهایی هدایت کند. این یک روش عالی برای کودکان خردسال است.
- از ایده های کودکتان حمایت کنید. برای مثال اگر فرزند بزرگ تر شما تصمیم می گیرد که یک برنامه غذایی خانوادگی ترتیب دهد، چرا قبول نمی کنید؟
- وقتی کودک شما نظری می دهد، می توانید از طریق گفتگو کردن به عنوان یک روش برای کسب آگاهی بیشتر از افکار و احساسات آنها استفاده کنید، حتی اگر آنها با افکار و احساسات شما مغایرت داشته باشد.
تکرار کردن یا بیان مجدد کلمات کودک، لبخند زدن و برقراری روابط چشمی با کودک به شما می فهماند که در هنگام صحبت کردن و با هم بودن به او توجه می کنید. این ابراز گرمی و علاقه به کودک شما کمک می کند که احساس امنیت کنید و باعث ایجاد حس اعتماد به نفس در او می شود.

زمان کافی: چرا در روابط مثبت اهمیت دارد
روابط مثبت بین شما و فرزندتان با وقت گذاشتن کافی شکل می گیرد. زمانی که با هم هستید می توانید از تجربیات، افکار، احساسات و علایق در حال تغییر همدیگر آگاه شوید. این نشان می دهد که شما برای فرزندتان ارزش قائل هستید و از او قدردانی می کنید که برای ارتقای رابطه شما بسیار خوب است. زمان کافی می تواند در هر مکان و زمانی، در بین روزها و شرایط معمول اتفاق بیفتد. می تواند یک خنده مشترک در زمان حمام کردن کودک نوپای خود یا یک گفتگوی خوب با نوجوان شما در اتومبیل باشد. این لحظات به شما این فرصت را می دهد که پیام های مثبت اخلاقی را با لبخند، خنده، تماس چشمی و آغوش ها و نوازش های ملایم منتقل کنید.
شما می توانید با کم کردن اختلالات و حواس پرتی های بیشتر اوقات را با هم سپری کنید. این کار می تواند به آسانی کنار گذاشتن گوشی موبایل باشد. با این عمل به کودک می فهمانید که شما مشتاق هستید که زمان بدون وقفه ای در کنار او باشید. ممکن است در زندگی خانوادگی شما مواقعی باشد که نتوانید روزانه به مدت زیادی در کنار فرزندتان حضور داشته باشید. اما با برنامه ریزی منظم برای داشتن لحظات دو نفره با فرزندتان می توانید زمان را مدیریت کنید. کودک شما از طریق وقت گذراندن و تعامل با شما و مراقبان دیگر یاد می گیرد و پیشرفت می کند. به عنوان مثال، زمانی که در سه سال اول زندگی با او صحبت می کنید، به او کمک می کند تا زبان بیاموزد.
اعتماد و احترام: چگونه می توان آن را در روابط مثبت پرورش داد
اعتماد و احترام برای برقراری یک رابطه مناسب بین فرزند و والدین ضروری است. در اوایل دوران کودکی، افزایش اعتماد حائز اهمیت است. کودک شما می آموزد که می تواند برای رفع نیازهای خود به شما و سایر مراقبان اصلی خود اعتماد کند. این حس امنیت و آرامش به کودک شما اطمینان می دهد که به دنبال کشف جهان باشد. اعتماد و احترام با بزرگ شدن کودک شما بیشتر به یک خیابان دوطرفه تبدیل می شود.

شما می توانید اعتماد و احترام را در روابط خود پرورش دهید. به عنوان مثال:
- وقتی کودک شما به حمایت، توجه یا کمکتان نیازمند است، در دسترس باشید. این کار ممکن است بلند کردن کودک نوپای افتاده از روی زمین یا رساندن نوجوان خود به خانه از یک مهمانی (زمانی که از شما بخواهد) باشد. با این کار کودک شما اطمینان پیدا می کند، زمانی که به شما نیاز دارند در آنجا حضور خواهید داشت.
- به قولتان پایبند باشید. بنابراین کودک یاد می گیرد که به حرف شما اعتماد کند. مثلاً اگر قول می دهید که به مدرسه اش می روید، برای رفتن به آنجا از هیچ تلاشی دریغ نکنید.
- فرزند خود را بشناسید و برای او آن گونه که است، ارزش قائل شوید. اگر فرزندتان عاشق فوتبال است، فریاد شادمانی سر دهید و درباره بهترین بازیکنان فوتبال از او بپرسید. نشان دادن احترام به احساسات و نظرات کودک او را تشویق می کند که آنها را با شما در میان بگذارد.
- وقتی کودکتان بر خلاف شما نظری می دهد، بدون قضاوت کردن یا ناراحت شدن گوش دهید. می خواهد این پیام را منتقل کنید که شما در آینده در مسائل و موقعیت های دشوار به حرف های او گوش می دهید و کمکش خواهید کرد.
- اجازه دهید که این رابطه متناسب با رشد، نیازها و تغییر علایق کودک تکامل پیدا کند. به عنوان نمونه، کودک زیر سیزده سال شما ممکن است دوست داشته باشد بدون حضور شما و فقط با دوستانش در پارک بازی کند، حتی اگر قبلاً عاشق بازی کردن در پارک با شما بود.
- چند قانون خانوادگی سفت و سخت اما منصفانه تنظیم کنید. قوانین وضعیت های روشنی هستند که خانواده شما برای مراقبت و رفتار با اعضای خانواده وضع می کند. این قوانین می تواند به کودک شما اطمینان دهد که شما با روشی که رفتار می کنید هماهنگ هستید.