نه بگوییم./ 18 نکته مهم که چگونه به کودک خود نه بگوییم.

 نه بگوییم./ 18 نکته مهم که چگونه به کودک خود نه بگوییم.

چگونه به طور صحیح نه بگوییم؟

نه کلمه ای است که به آسانی روی زبان جاری می شود. ضروری است که والدین به کودک خود نه بگویند تا در آینده از آنها نه بشنوند. آن چیزی که همه را به دردسر می اندازد، واکنش هیجانی و غیر ارادی به یک خواسته و دادن پاسخ مثبت فوری بدون فکر کردن به عواقب آن است. با استفاده از هجده استراتژی زیر یاد می گیرید که چگونه نه بگویید.

نکات آموزشی برای نه گفتن
چگونه به کودک نه بگوییم.
  1. تعادل برقرار کنید

گفتن مکرر نه و بله کودک را دچار مشکل می کند و دستیابی به ترکیبی درست از آنها در محیط کودک حائز اهمیت است. وقتی به ندرت به کودک خود نه می گویید، همان مواقع کمی که آن را به کار می برید، او نخواهد پذیرفت، زیرا به ناامیدی عادت ندارد. اگر کودک تمام روز برای هر کاری با مخالفت والدین مواجه شود، به این باور می رسد که جهان برای زندگی کردن جای خوبی نیست. جهان واقعی همیشه پر از نه ها و بله ها است.

  1. نه ها هم رشد می کنند

طی سال اول تولد، نیازها و خواسته های کودک یکسان است و والدین بله گوی او هستند. طی سال دوم، خواسته های کودک همیشه قابل اجرا نیستند و باید به آنها هم نه و هم بله گفت. از 9 تا 14 ماهگی چگونه نه گفتن مستقیم بیشتر می شود. بین 14 و 18 ماهگی آنها ممکن است با شنیدن پاسخ منفی به راحتی ناامید شوند و شاید اعتراض هم بکنند. والدین می توانند شروع به نه گفتن کنند تا این نگرش را به آنها انتقال دهند که «زندگی همین است و مطمئن هستم که تو می توانی با آن کنار بیایی.»

  1. برای نه گفتن مثبت از جایگزین های خلاقانه استفاده کنید

اگر با یک کودک نوپای باهوش تنها ماندید که از سر کنجکاوی و مدام از یک طرف به طرف دیگری می رود و به نه گفتن شما توجهی ندارد، برای تغییر این وضعیت سعی کنید با چیزهای جالب تری او را سرگرم کنید. بیرون بروید، با خود کتاب همراه داشته باشید، به مکانی امن بروید و بگذارید به دویدن ادامه دهد.

  1. علائم بازدارنده را آموزش دهید

در همان ماه های اول زندگی کودک زبان بدنی را که به معنی بازدارنده است، به او آموزش دهید. کودک شما نیاز دارد قبل از شنیدن کلمه نه با زبان بدن بازدارنده به مدت طولانی ارتباط بگیرد. از دوران شیرخوارگی با اولین مکیدن پستان و درد ناشی از آن در صورت شما واکنشی ایجاد می شود که کودک با آن ارتباط برقرار می کند.

اولین باری که نوزاد شما با چیز خطرناکی رو به رو می شود، صورت شما علائم هشدار را دوباره ثبت می کند. اگر کودک شما به زبان بدن مثبت عادت کند، شما بهترین نتیجه را از علائم بازدارنده خواهید گرفت، به طوری که هر تغییری او را وادار می کند که بنشیند و به آن توجه کند. اگر کودک نوپای شما با پاسخهای مثبت زیادی مواجه شود، نه های شما دیگر بی اثر می شود. پاسخ های مثبت مانند نگاه افتخارآمیز و تحسین برانگیز، دیدن قیافه های شاد و خوشحال، برقراری تماس چشمی، بغل کردن، قلقلک دادن این پیام را منتقل می کنند که من تو را دوست دارم، تو عالی هستی!

بچه هایی که ارتباط خیلی نزدیک با والدین خود دارند و ساعت هایی در روز را در تماس رودررو و در آغوش والدین خود هستند، به آسانی می آموزند تا زبان بدن و صورت های والدین را بفهمند. داشتن ارتباط زیاد رودررو در ماه های اول، ارتباطات رودررو را در ماه ها و سال های پیش رو آسان تر می کند. برخی از کودکان خیلی تحت تأثیر زبان بدن قرار می گیرند و می توانید حتی بدون گفتن یک کلمه موضوع را به او بفهمانید.

چگونه نه بگوییم.
چگونه به کودک نه بگوییم.
  1. صداهای بازدارنده را آموزش دهید

اغلب تغییری در حالت یا زبان بدن برای تغییر واکنش های هیجانی کافی نیست. کلمات برای نه گفتن مثبت لازم هستند. کودکان به زودی یاد می گیرند کلماتی را بیاموزند که قدرت بیشتری دارند و واکنش سریع تری را مطالبه کنند. خودتان را با تنوعی از صداها تجهیز کنید، به طوری که بتوانید لحن مناسب آن موقعیت را انتخاب کنید. بلندی صدا را با سنگینی رفتارش هماهنگ کنید. صداهای بلند واقعی را برای خطر واقعی نگه دارید.

  1. در نگاه کردن مهارت کسب کنید

شما می توانید بیاموزید که چگونه بدون گفتن یک کلمه نه بگویید. مربیان کارآزموده از نگاهی ناشی از نارضایتی استفاده می کنند، بدون اینکه به شخصیت آنها لطمه ای وارد شود، جلوی رفتار بد کودک را می گیرند. آنها با برگرداندن سر، نگاه نافذ، اشاره صحیح صورت و با لحن صدا پیام خود را منتقل می کنند. چشمان شما احساس و افکار واقعی شما را آشکار می کنند. اگر شما نسبت به کودک خود احساس خشم یا حقارت می کنید، او این حالت را در چشمان شما می خواند. شما باید به خاطر این نگاه خشونت آمیز نسبت به شخصیت او عذرخواهی کنید. مطمئن باشید که علائم و صداهای بازدارنده جلوی رفتار او را می گیرد نه جلوی رشد عزت نفس او را. کودک شما باید بفهمد از رفتار او ناراضی هستید نه خودش! مطمئن باشید که شما کار درستی کردید که او را با نارضایتی خود ادب کردید. بعد از آنکه با نگاه کردن او را متوجه رفتار بدش کردید، سپس با یک لبخند، یک بغل و توضیح شفاف بگویید من کاری را که انجام دادی دوست ندارم، اما تو را دوست دارم.

  1. جایگزین هایی برای کلمه نه پیدا کنید

نه گفتن مداوم سبب می شود که این کلمه اثر خوبش را از دست بدهد. از آنجایی که صداهای بازدارنده بیشتر برای حفاظت استفاده می شوند، سعی کنید از واژه های خاص تری که مناسب موقعیت باشد، استفاده کنید. در هر خانواده ای چیزهایی وجود دارد که برای کودکان خردسال ممنوع است. وقتی شما از این عبارت به آرامی و مداوم از اوایل کودکی استفاده می کنید، می آموزید که چگونه نه بگویید، طوری که کودک نوپای شما بفهمد شما از او محافظت می کنید. گاهی اوقات برای چگونه نه گفتن به کلمات دیگری غیر از نه خالی نیاز است. نه برای گفتن خیلی راحت است. نیاز به فکر کردن ندارد. اتوماتیک، غیرارادی و در عین حال یک محرک خشونت برانگیز است. گفتن «نمی تواند» ارتباط بیشتری برقرار می کند و شما متفکرانه از آن استفاده خواهید کرد. شما وقتی از جسمش محافظت می کنید به ذهنش هم توجه دارید.

نوزادان به «بس کن» بهتر از نه واکنش نشان می دهند. «بس کن» توجه کودک را بیشتر جلب می کند و جلوی رفتارهای بدش را می گیرد و به شما فرصت کافی می دهد تا استراتژی های دیگری را برنامه ریزی کنید. «بس کن» بیشتر محافظت کننده است و کمتر برای کودک حالت تنبیهی دارد. کودکان با شنیدن نه خالی ممکن است به خواسته های والدین توجه کافی نداشته باشند. اما معمولاً بچه های با اراده قوی می نشینند و فکر می کنند تا این دستور را ارزیابی بکنند، چنانکه گویی حس می کنند خطری در پیش است. بچه های با اراده قوی اگر کلمه نه را هزار بار شنیده باشند، آن را نادید می گیرند. حتی «بس کن» نیز اگر بیش از حد استفاده شود، ارزش دستوری خود را از دست می دهد.

نه گفتن به کودک
چگونه به کودک نه بگوییم
  1. چگونه نه گفتن به لحن خاصی نیاز دارد

علاوه بر کسب مهارت در نگاه کردن، در مواقعی که شما باید نظر خود را بیان کنید، یک لحن خاصی از صدا برای چگونه نه گفتن داشته باشید. مربی کارآزموده ای رازش را با ما در میان گذاشت: «من مادری هستم که به بچه هایم سخت نمی گیرم. اما بچه های من وقتی که از مرزهای اخلاقی عبور می کنند، با لحن صدای من همه چیز را می فهمند. یک روز که کودک دو ساله ام بدرفتاری می کرد، کودک چهار ساله ام به او گفت که وقتی مامان این طوری با تو صحبت می کند، او را اذیت نکن!»

  1. بعد از گفتن یک جمله منفی جمله ای مثبت بگویید

برای چگونه نه گفتن اغلب لازم است به یک جمله منفی یک جمله مثبت نیز اضافه کنید، مثل اینکه بگویید: «تو نمی توانی چاقو داشته باشی، اما می توانی توپ داشته باشی.» از عبارات متقاعدکننده استفاده کنید تا با گفتن «می توانی انجام بدهی»، پذیرفتن «نمی توانی انجام بدهی» را برای او راحت تر کنید.

در این مقاله 9 استراتژی مهم برای نه گفتن به کودکان را آموختید، در قسمت دوم این مقاله با 9 استراتژی دیگر آشنا خواهید شد.

منبع:  https://www.askdrsears.com/topics/how-to-say-no

والدین و فرزندان/روابط مثبت بین والدین و فرزندان

 والدین و فرزندان /روابط مثبت بین والدین و فرزندان

نکات کلیدی:

  • روابط مثبت بین والدین و فرزندان در همه زمینه های رشدی آنها حائز اهمیت است.
  • روابط مثبت با فرزندان بر اساس در لحظه بودن، وقت کافی گذاشتن و اعتمادسازی شکل می گیرد.
  • رابطه شما متناسب با رشد و نمو کودک تغییر و توسعه می یابد.

 در این مقاله به موارد زیر پرداخته می شود:

  • روابط مثبت بین والدین و فرزندان: چرا آنها مهم اند
  • در لحظه بودن: چگونه روابط فرزند با والدین را تقویت می کند
  • زمان کافی: چرا در روابط مثبت اهمیت دارد
  • اعتماد و احترام: چگونه می توان آن را در روابط مثبت پرورش داد

روابط مثبت بین والدین و فرزندان: چرا آنها مهم اند

رابطه مثبت بین والدین و فرزندان
روابط والدین و فرزندان

زمانی که فرزندان روابط قوی، دوست داشتنی و مثبت با والدین و دیگر مراقبان خود دارند، بهتر رشد می کنند و یاد می گیرند. به همین دلیل، روابط مثبت با والدین و مراقبان کمک می کند که بچه ها درباره جهان اطراف بیاموزند. آیا دنیا جای امن و مطمئنی است؟ آیا آنها دوست داشتنی هستند؟ کسی آنها را دوست دارد؟ چه اتفاقی می افتد وقتی آنها گریه می کنند، می خندند یا اخم می کنند یا کارهای دیگری انجام می دهند؟

شما می توانید با استفاده از نکات زیر رابطه مثبت با فرزندتان برقرار کنید:

  • در لحظه بودن با فرزندان
  • صرف زمان کافی با آنها
  • ایجاد محیطی امن از اعتماد و احترام
رابطه والدین و فرزندان
رابطه مثبت بین والدین و فرزندان

هیچ فرمولی برای درست شدن رابطه والدین و فرزند وجود ندارد. اما اگر اغلب اوقات روابط شما گرم و دوست داشتنی است و بر اساس تعاملات سازنده بنا شده باشد، فرزند شما احساس امنیت و دوست داشتن می کند.

در لحظه بودن: چگونه روابط فرزند با والدین را تقویت می کند

در لحظه بودن یعنی تشخیص و درک نیازهای واقعی کودک که به آنها نشان می دهد به کارهای مهم آنها توجه داشته و اهمیت قائل هستید. این موضوع می تواند زیربنای یک رابطه قوی محسوب شود.

در اینجا چند ایده برای در لحظه بودن با فرزندتان ذکر شده است:

  • او را با آغوش باز بپذیرید، بگذارید حضور داشته باشد، تمام مدت به او دستور ندهید، اگر کودک شما افراد را به صورت بلوک های ساختمانی تصور می کند، اعتراضی نکنید. شما نباید او را وادار کنید که به شکل درستی از آنها استفاده کند.
  • به کارهای فرزندتان توجه داشته باشید و بدون قضاوت کردن درباره آنها نظر دهید یا آنها را تشویق کنید. به عنوان مثال، آیا بلوک های آبی رنگ بزرگ مغازه داران هستند؟ آیا بلوک قرمز کوچک خرید می رود؟
  • به حرف های فرزندتان گوش دهید و سعی کنید که احساسات واقعی کودک را درک کنید. اگر کودک شما درباره بسیاری از اتفاقات روزانه یک داستان طولانی تعریف می کند، ممکن است واقعاً بگوید که معلم جدید را دوست دارد یا وضعیت روحی خوبی دارد.
  • بنشینید و فکر کنید که رفتار کودک شما می خواهد چه پیامی به شما منتقل کند. مثلاً اگر فرزند نوجوان شما در آشپزخانه منتظر نشسته است و حرفی نمی زند، ممکن است بخواهد فقط به شما نزدیک شود. شما می توانید بغلش کنید و اجازه بدهید که بدون هیچ گفتگویی در آشپزی کردن به شما کمک کند.
    رابطه والدین و فرزندان
    رابطه مثبت بین والدین و فرزندان

بخشی از در لحظه بودن با فرزند دادن فرصت هایی است که می تواند باعث ایجاد مسئولیت پذیری در آنها شود. به عنوان مثال:

  • با کنترل کردن و نشان دادن واکنش در برابر گفتار و رفتار کودک به او اجازه دهید تا بازی را خودش به تنهایی هدایت کند. این یک روش عالی برای کودکان خردسال است.
  • از ایده های کودکتان حمایت کنید. برای مثال اگر فرزند بزرگ تر شما تصمیم می گیرد که یک برنامه غذایی خانوادگی ترتیب دهد، چرا قبول نمی کنید؟
  • وقتی کودک شما نظری می دهد، می توانید از طریق گفتگو کردن به عنوان یک روش برای کسب آگاهی بیشتر از افکار و احساسات آنها استفاده کنید، حتی اگر آنها با افکار و احساسات شما مغایرت داشته باشد.

تکرار کردن یا بیان مجدد کلمات کودک، لبخند زدن و برقراری روابط چشمی با کودک به شما می فهماند که در هنگام صحبت کردن و با هم بودن به او توجه می کنید. این ابراز گرمی و علاقه به کودک شما کمک می کند که احساس امنیت کنید و باعث ایجاد حس اعتماد به نفس در او می شود.

رابطه والدین و  فرزندان
رابطه مثبت بین والدین و فرزندان

زمان کافی: چرا در روابط مثبت اهمیت دارد

روابط مثبت بین شما و فرزندتان با وقت گذاشتن کافی شکل می گیرد. زمانی که با هم هستید می توانید از تجربیات، افکار، احساسات و علایق در حال تغییر همدیگر آگاه شوید. این نشان می دهد که شما برای فرزندتان ارزش قائل هستید و از او قدردانی می کنید که برای ارتقای رابطه شما بسیار خوب است. زمان کافی می تواند در هر مکان و زمانی، در بین روزها و شرایط معمول اتفاق بیفتد. می تواند یک خنده مشترک در زمان حمام کردن کودک نوپای خود یا یک گفتگوی خوب با نوجوان شما در اتومبیل باشد. این لحظات به شما این فرصت را می دهد که پیام های مثبت اخلاقی را با لبخند، خنده، تماس چشمی و آغوش ها و نوازش های ملایم منتقل کنید.

شما می توانید با کم کردن اختلالات و حواس پرتی های بیشتر اوقات را با هم سپری کنید. این کار می تواند به آسانی کنار گذاشتن گوشی موبایل باشد. با این عمل به کودک می فهمانید که شما مشتاق هستید که زمان بدون وقفه ای در کنار او باشید. ممکن است در زندگی خانوادگی شما مواقعی باشد که نتوانید روزانه به مدت زیادی در کنار فرزندتان حضور داشته باشید. اما با برنامه ریزی منظم برای داشتن لحظات دو نفره با فرزندتان می توانید زمان را مدیریت کنید. کودک شما از طریق وقت گذراندن و تعامل با شما و مراقبان دیگر یاد می گیرد و پیشرفت می کند. به عنوان مثال، زمانی که در سه سال اول زندگی با او صحبت می کنید، به او کمک می کند تا زبان بیاموزد.

 اعتماد و احترام: چگونه می توان آن را در روابط مثبت پرورش داد

اعتماد و احترام برای برقراری یک رابطه مناسب بین فرزند و والدین ضروری است. در اوایل دوران کودکی، افزایش اعتماد حائز اهمیت است. کودک شما می آموزد که می تواند برای رفع نیازهای خود به شما و سایر مراقبان اصلی خود اعتماد کند. این حس امنیت و آرامش به کودک شما اطمینان می دهد که به دنبال کشف جهان باشد. اعتماد و احترام با بزرگ شدن کودک شما بیشتر به یک خیابان دوطرفه تبدیل می شود.

 والدین و  فرزندان
رابطه مثبت بین والدین و فرزندان

شما می توانید اعتماد و احترام را در روابط خود پرورش دهید. به عنوان مثال:

  • وقتی کودک شما به حمایت، توجه یا کمکتان نیازمند است، در دسترس باشید. این کار ممکن است بلند کردن کودک نوپای افتاده از روی زمین یا رساندن نوجوان خود به خانه از یک مهمانی (زمانی که از شما بخواهد) باشد. با این کار کودک شما اطمینان پیدا می کند، زمانی که به شما نیاز دارند در آنجا حضور خواهید داشت.
  • به قولتان پایبند باشید. بنابراین کودک یاد می گیرد که به حرف شما اعتماد کند. مثلاً اگر قول می دهید که به مدرسه اش می روید، برای رفتن به آنجا از هیچ تلاشی دریغ نکنید.
  • فرزند خود را بشناسید و برای او آن گونه که است، ارزش قائل شوید. اگر فرزندتان عاشق فوتبال است، فریاد شادمانی سر دهید و درباره بهترین بازیکنان فوتبال از او بپرسید. نشان دادن احترام به احساسات و نظرات کودک او را تشویق می کند که آنها را با شما در میان بگذارد.
  • وقتی کودکتان بر خلاف شما نظری می دهد، بدون قضاوت کردن یا ناراحت شدن گوش دهید. می خواهد این پیام را منتقل کنید که شما در آینده در مسائل و موقعیت های دشوار به حرف های او گوش می دهید و کمکش خواهید کرد.
  • اجازه دهید که این رابطه متناسب با رشد، نیازها و تغییر علایق کودک تکامل پیدا کند. به عنوان نمونه، کودک زیر سیزده سال شما ممکن است دوست داشته باشد بدون حضور شما و فقط با دوستانش در پارک بازی کند، حتی اگر قبلاً عاشق بازی کردن در پارک با شما بود.
  • چند قانون خانوادگی سفت و سخت اما منصفانه تنظیم کنید. قوانین وضعیت های روشنی هستند که خانواده شما برای مراقبت و رفتار با اعضای خانواده وضع می کند. این قوانین می تواند به کودک شما اطمینان دهد که شما با روشی که رفتار می کنید هماهنگ هستید.

منبع:raisingchildren.net.au