لکنت زبان در کودکان ،لکنت زبان در یک کودک چه علائمی دارد؟

لکنت زبان درکودکان

لکنت زبان در کودکان چیست؟

لکنت زبان یک مشکل گفتاری است . جریان طبیعی گفتار مختل می شود. کودکی که لکنت دارد صداها، هجاها و کلمات را تکرار یا طولانی و با تأخیر ادا می کند. لکنت زبان با تکرار کلمات در هنگام یادگیری برای حرف زدن متفاوت است. این عارضه ممکن است در برقراری ارتباط با دیگران کودک را دچار مشکل کند.

لکنت زبان
لکنت زبان در کودکان چیست.

لکنت زبان انواع مختلفی دارد:

لکنت رشدی: شایعترین نوع لکنت در کودکان است. معمولاً هنگامی رخ می دهد که کودک بین سن دو و پنج سالگی است. هنگامی که رشد زبانی و گفتاری یک کودک به تأخیر می افتد و با آنچه که کودک برای گفتن نیاز دارد یا می خواهد بگوید، هماهنگ نیست.
لکنت عصبی: لکنت عصبی ممکن است بعد از یک آسیب یا سکته مغزی روی دهد. زمانی اتفاق می افتد که در انتقال سیگنال بین مغز و عصب و ماهیچه های درگیر در گفتار مشکلی به وجود آید.
لکنت روانشناختی: این نوع لکنت معمول نیست. ممکن است بعد از آسیبهای عاطفی رخ دهد. یا می تواند همراه با مشکلات تفکر و استدلال اتفاق بیفتد.

چه عواملی باعث ایجاد لکنت زبان در یک کودک می شوند؟

پزشکان علت دقیق لکنت را نمی دانند. لکنت رشدی در برخی از خانواده ها بیشتر معمول است. ممکن است از والدین به فرزندان منتقل شود.

چه کودکانی در معرض خطر لکنت زبان قرار دارند؟

یک کودک بیشتر در معرض خطر لکنت است اگر او:
سابقه خانوادگی در این زمینه داشته باشد.
برای 6 ماه یا بیشتر به این عارضه دچار باشد.
مبتلا به سایر اختلالات گفتاری یا زبانی باشد.
هنگام لکنت یا در مواجهه با ترس و نگرانیهای اعضای خانواده هیجانات شدیدی بروز دهد.

لکنت زبان
لکنت زبان در کودکان چیست

لکنت زبان در یک کودک چه علائمی دارد؟

رشد هر کودک متفاوت است. یک کودک ممکن است علائمی از لکنت داشته باشد که بخشی از رشد زبانی و گفتاری طبیعی او محسوب شود. اگر علائم برای 3 تا 6 ماه طول کشید، ممکن است لکنت رشدی داشته باشد. نشانه های لکنت ممکن است در طول روز و در شرایط مختلف متفاوت باشد. علائم کودک شما ممکن است شامل موارد زیر باشد:
• تکرار صداها، هجاها یا کلمات ، به عنوان مثال تکرار صدایی مانند ب در کلمه ب-ب-ب-بابا
• طولانی کردن صداها ، به طور مثال، س س س سیب
• استفاده از حروف یا اصواتی از قبیل هوم یا مثل، به عنوان مثال، من دارم میرم، هوم هوم مثل…
• حرف زدن به کندی یا با مکثهای طولانی
• پلک زدن سریع چشم یا لرزش یا تکان دادن لبها هنگام حرف زدن
• گفتار قطع یا مسدود شده است. دهان برای گفتن با زاست، اما چیزی گفته نمی شود.
• در زمان حرف زدن به سختی نفس می کشد و مضطرب و نگران است.
• هنگامی که خسته، هیجان زده یا تحت فشار روانی است لکنت زبان افزایش می یابد.
• از صحبت کردن می ترسد.
علائم لکنت می تواند مانند سایر مشکلات مربوط به سلامتی بدن باشد. مطمئن باشید که کودک شما برای تشخیص به ارائه دهنده خدمات بهداشتی و درمانی خود مراجعه می کند.

لکنت زبان در یک کودک چگونه تشخیص داده می شود؟

ارائه کننده خدمات بهداشتی و درمانی کودک درمورد سابقه خانوادگی از شما می پرسد. همچنین در مورد علائم لکنت زبان کودک سؤال می کند. معمولا پیشنهاد می کند که کودک شما به یک آسیب شناس متخصص زبان و گفتار مراجعه کند . این متخصص می تواند مشکلات زبانی و گفتاری را تشخیص دهد و درمان کند. متخصص:
• سؤالات بسیاری درباره گفتار کودک می پرسد.
• توانایی گفتاری کودک را با راهکارهای متفاوت و در شرایط گوناگون آزمایش می کند.

لکنت زبان در یک کودک چگونه درمان می شود؟

درمان به علائم، سن و سلامت عمومی کودک شما بستگی دارد. همچنین بستگی به شدت عارضه دارد.
درمانی برای لکنت زبان وجود ندارد. مراقبتهای اولیه می تواند از ادامه عارضه در بزرگسالی جلوگیری کند. راهکارهای مختلفی استفاده شده است تا مهارتهایی به کودکان آموزش دهد که بتواند بدون لکنت صحبت کنند. برای مثال متخصص زبان گفتاری ممکن است به کودک شما آموزش دهد که به آرامی صحبت کند و یاد بگیرد که هنگام صحبت نفس بکشد.

مشکلات و عوارض احتمالی لکنت زبان در یک کودک چیست؟

عوارض لکنت زبان ممکن است شامل موارد زیر باشد:
• مشارکت محدود در برخی فعالیتها
• عزت نفس پایین تر
• عملکرد ضعیف در مدرسه
• مشکلات اجتماعی

چگونه می توانم به کودک خود کمک کنم تا با لکنت زبان به زندگی خود ادامه دهد؟

در اینجا نکاتی ذکر می شود که به کودک شما کمک می کند تا این عارضه را کنترل کند :
• سعی کنید محیط آرامی فراهم کنید.
• زمانی برای گفتگو با فرزند خود اختصاص دهید.
• کودک خود را تشویق کنید تا در مورد موضوعات ساده و سرگرم کننده با شما صحبت کند.
• سعی کنید واکنش منفی نشان ندهید در عوض به خاطر گفتار صحیح کودک خود را تحسین کنید.
• در حین صحبت حرف او را قطع نکنید.
• با کودک خود به آرامی صحبت کنید. این ممکن است کمک کند که او هم به آرامی صحبت کند.
• وقتی حرف می زند به او توجه کنید.
• منتظر بمانید تا کلمات و جملات را بدون کمک شما بگوید.
• اگر کودک موضوع را مطرح کرد، با او در مورد لکنت زبان به طور آشکارا سخن بگویید.
• به معلمان کودک خود آموزش دهید و کمک کنید محیطی را در مدرسه ای فراهم کنند که قابل پذیرش و از هر گونه زورگویی و اذیت و آزار به دور باشد.
• سابقه خانوادگی اختلالات گفتاری و زبانی خود را (در صورت شناخته شدن) با مراقب سلامت کودک خود در میان بگذارید.
ممکن است کودک شما برای جلوگیری از برگشت لکنت زبان به گفتار درمانی پیگیری نیاز داشته باشد. او ممکن است از گروههای خود یاری یا مشاوره نیز بهره مند شود.

لکنت زبان در کودکان
لکنت زبان در کودکان چیست

چه زمانی باید با ارائه دهنده خدمات بهداشتی کودک خود تماس بگیرم؟

• اگر لکنت زبان بیشتر از 6 ماه طول بکشد.
• کودک از صحبت کردن ترس و هراس دارد.
• اصلاً حرف نمی زند.
• در مدرسه با مشکلاتی مواجه باشد.

نکات اصلی در مورد لکنت در کودکان

لکنت یک مشکل گفتاری است که درآن جریان طبیعی گفتار مختل می شود.
• سه نوع لکنت زبان: لکنت رشدی، عصبی و روان شناختی وجود دارد.
• علت دقیق لکنت زبان ناشناخته است.
• یک آسیب شناس زبان گفتاری با ارزیابی توانایی های زبانی و گفتاری کودک شما لکنت را تشخیص می دهد.
• درمانی برای لکنت وجود ندارد. اما مراقبتهای اولیه ممکن است مانع از تداوم این عارضه در بزرگسالی شود.
• بسیار مهم است کودکی که لکنت زبان دارد احساس کند تحت حمایت و پذیرش بزرگترها ی مهم در زندگی خود قرار دارد.

مراحل بعدی

نکاتی که در استفاده بیشتر از یک ملاقات با مراقب کود ک خود به شما کمک می کند:
• دلیل ملاقات و آنچه را که می خواهید اتفاق بیفتد بدانید.
• سؤالاتی را که می خواهید پاسخ دهید از قبل یادداشت کنید.
• نام یک تشخیص جدید و نام هر گونه دارو، روش درمانی یا آزمایش جدید را در هنگام ملاقات یادداشت کنید. همچنین هر گونه دستور العمل جدیدی که مراقب برای کودک شما ارائه می دهد بنویسید.
• اطلاع داشته باشید که چرا یک دارو یا درمان جدیدی تجویز می شود و چگونه به کودک شما کمک می کند. همچنین بدانید که اثرات جانبی آن چیست.
• بپرسید آیا وضعیت کودک شما از راههای دیگری قابل درمان است.
• بدانید چرا یک آزمایش یا روش درمانی توصیه می شود و چه نتایجی می تواند به دنبال داشته باشد.
• بدانید اگر کودک شما دارو را مصرف نکند یا آزمایش را انجام ندهد یا طبق روشهای توصیه شده عمل نکند چه انتظاری باید داشته باشید.
• اگر کودک شما یک قرار ملاقات دیگری دارد تاریخ، زمان و هدف از آن ملاقات را یادداشت کنید.
• بدانید چگونه می توانید با مراقب کودک خود بعد از ساعات اداری تماس بگیرید. اگر کودک شما بیمار شود یا نیاز به مشاوره داشته باشد، این نکته مهم است .

منبع:raisingchildren.net.au

مترجم: اکرم شمسی

8 راهکار طلایی تا از ناخن جویدن کودکان جلوگیری کنیم.

 8 راهکار طلایی تا از ناخن جویدن کودکان جلوگیری کنیم.

اگر کودک شما ناخن های خود را به دندان می گیرد، فقط او نیست که این مشکل را دارد. حدود 50 درصد از بچه های بین 10 و 18 سال حداقل گهگاهی این عادت را دارند. برای بسیاری از کودکان حتی در سنین پایینتر شروع می شود. این رفتار یکی از رایج ترین عادتهای عصبی است، مقوله ای که همچنین شامل پیچاندن مو، انگشت در بینی کردن و انگشت شست مکیدن نیز می شود. ناخن جویدن رسماً یک رفتار تکراری متمرکز شده بدن تشخیص داده می شود.
مرور کلی

در حالی که برخی کودکان وقتی به دلیل خستگی و عصبی بودن، نا آرام می شوند، ناخن های خود را به دندان می گیرند، دیگران وقتی که احساس نگرانی می کنند و نمی دانند که چه کار دیگری انجام دهند مبادرت به این کار می نمایند. ناخن جویدن باعث تسکین دردشان می شود. علاوه بر ناخوشایند بودن، این کار می تواند به دندان و ناخن کودک شما آسیب بزند. بنابراین اگر کودک تان پرخاشگر است، وقتی که خیلی شدید ناخن خود را می خورد، ممکن است مهم باشد که این مسئله را با داندانپزشک او در میان بگذارید. در بیشتر موارد ناخن جویدن یک مشکل جدی برای سلامتی کودک محسوب نمی شود و معمولاً نشانه یک مشکل عمیق و ریشه دار نیست. در عوض فقط یک عادت کوچک عصبی است که اغلب والدین را نگران می کند.
راهبردها
چون بیشتر کودکان بالاخره از این عادت بد رهایی می یابند. برخی والدین نادیده گرفتن آن را بهترین روش می دانند. اما برای سایر والدین سخت است که به آن توجهی نکنند. اگر ناخن جویدن خیلی غیر منتظره و ناگهانی شروع شده است، چند دقیقه وقت بگذارید و فکر کنید که ممکن است کودک شما کمی دچار اضطراب یا استرس شده باشد. به خاطر داشته باشید که برخی وقایع مثبت از قبیل ارتقا به یک گروه مطالعه جدید یا خرید یک حیوان خانگی جدید می تواند برای کودکان استرس زا باشد. اگر ناخن جویدن به نظر می رسد که عادت بدی باشد، چند روش برای اینکه کودک تان دست از این رفتار بردارد، وجود دارد:

1. ناخن هایشان را روزانه و به طور مرتب کوتاه کنید:

کوتاه کردن ناخن سطح زیر ناخن را کمتر می کند و منجر به کاهش آلودگی، کثیفی و باکتریهایی می شود که می توانند وارد دهان شوند. همچنین از پوست زیر ناخن خوب مراقبت کنید، باکتریها می توانند وارد پوست اطراف ناخن شوند و ایجاد عفونت نمایند. یک سوهان کوچک یا ناخن گیر در کیف خود داشته باشید. گاهی اوقات یک ناخن تیز شده و کوتاه شده به راحتی باعث می شود که کودک از نزدیک کردن آن به دهان خودداری کند.

ناخن ها را مرتب کنید.

2. یک جایگزین پیدا کنید:

سعی کنید چیزی سالم برای کودک خود پیدا کنید که در دهانش بگذارد.برای یک بچه بزرگتر، احتمالاً میان وعده های مرتب کرفس ترد و برشهای باریکی از هویج ممکن است راه حل خوبی باشد. فقط مطمئن باشید که ناخن جویدن را با خوراکی های شیرین جایگزین نکنید یا اینکه یک عادت بد را با عادت بد دیگر تعویض نکنید.

3. به کودک خود چیز دیگری دهید تا روی آن تمرکز کند:

به دنبال چیزی باشید که انگشت کودک را فعال نگه دارد. آنها ممکن است دوست داشته باشند با آرامی روی “سنگ نگرانی” صاف دست بکشند که می توانند در جیبشان نگه دارند. یک توپ استرس کوچک را فشار دهند یا خمیر پلاستیکی را لمس کنند. این گونه فعالیتها اجازه می دهد تا به جای اینکه روی صدا و احساسی که از ناخن جویدن دارند تمرکز کنند ، روی بافت این اشیا متمرکز شده و چیزی را که در دست دارند احساس کنند.

4. یک علامت هوشمندانه بین خودتان اتخاب کنید تا او را متقاعد کندکه از این کار دست بکشد:

وقتی می بینید آنها یک لقمه ای را زیاد می جوند، به آرامی روی بازو آنها را لمس کنید یا از یک کلمه رمز استفاده کنید که بدون اینکه دیگران بفهمند به آنها هشدار دهد. این روش به آنها کمک خواهد کرد زمانی که مادر این کار را می کند، آگاهی کودک افزایش می یابد. با وجود این، بسیاری از این عادتهای عصبی به طور ناخودآگاه انجام می شوند.

5. یک سیستم پاداش ایجاد کنید:

یک نمودار برچسب درست کنید و هر روز که کودک شما ناخن هایش را به دندان نمی گیرد علامت گذاری کنید، اگر تمام طول روز این کار را نمی کند، یک روز را به بخشهای کوچکتری از زمان تقسیم کنید مانند قبل از صبحانه یا هنگام ناهار یاشام. زمانی که او تعداد مشخصی از برچسبها را بدست آورد، به او یک جایزه بدهید مانند رفتن به پارک برای 5 برچسب.

6. ناخنها را آرایش و رنگ آمیزی کنید.

در حالی که احتمالاً پسرتان به این ایده علاقه زیادی نداشته باشد، دخترتان ممکن است هیجان زده شود که این کار روی ناخنهایش انجام شود، زمانی که ناخنهایش کمی رشد کردند. این کار نه تنها باعث پیوند بیشتر فرزند و والدین می شود، بلکه تعریف و تمجیدهایی که به خاطر جذاب شدن ناخنهایش دریافت می کنند ممکن است باعث شود که این عادت بدش را ترک کند.

ناخن ها را لاک و رنگ آمیزی کنید.

7. سعی کنید با لاک زدن ناخن از این رفتار ناپسند دست بکشد:

همیشه در شرایط اضطراری یک روش استاندارد و قابل قبولی وجود دارد. لاک ناخن طعم و مزه بسیاری بدی دارد یا وقتی آنها آن را به دهان می گیرند کمی می سوزاند،.
(با این حال مراقب باشیدچون مقداری استن یا گرد فلفل قرمز در آنها وجود داردکه کاملاً می تواند مقداری آسیب بزند اگر کودکان به چشمان خود بمالند). با پزشک کودک خود یا یک داروساز صحبت کنید تا درباره امن ترین گزینه ها اطلاعات لازم را کسب کنید. این طعم و مزه بد حداقل کودک تان را وادار می کند که از این عادت بیشتر آگاه شود.

8. اجازه دهید پیامدهای طبیعی اتفاق بیفتند :

به یاد داشته باشید که نتایج طبیعی می توانند معلمان خوبی باشند. بنابراین اگر کودک شما به دلیل جویدن ناخنهای خیلی کوتاه انگشتانش را زخمی می کند. درد ناشی از آن ممکن است آنها را تحریک کند تا این رفتار را در آینده متوقف کنند.

ناخن جویدن کودکان
چگونه از ناخن جویدن کودکان جلوگیری کنیم.

از بدتر شدن آن اجتناب کنید :

  • توجه خیلی زیاد به عادتهای بد کودک تان احتمالاً نتیجه عکس خواهد داشت، ناخن جویدن او ممکن است بدتر شود.
  • تنبیه کردن و تحقیر کردن آنها به خاطر این رفتار کمک نخواهد کرد که عادتشان را تغییر دهند. کمک کنید تا این رفتار را مدیریت کند. اما برای متوقف کردن آنها زیاد اصرار نداشته باشید. فریاد زدن یا گفتن اینکه آانها “خیلی بد “هستند کمکی نخواهد کرد.

. اگر طبق برنامه به آنها کمک کنید تا این رفتار را متوقف کنند بسیار موثرتر خواهد بود. اگر انگیزه خاصی برای ترک این عادت نداشته باشند، تلاشهای شما احتمالاً مؤفقیت آمیز نخواهد بود. بنابراین نسبت به آنها صبور باشید و اگر به متوقف کردن آن علاقه ای نشان نمیدهند،احتمالاً باید منتظر بمانید تا این امر محقق شود. شما ممکن است گاهی اوقات این موضوع بحث برانگیز را با گفتن جمله ای مانند” من متوجه هستم که ناخنهای خود را زیاد به دندان  می گیری. آیا بچه های مدرسه هم به این موضوع توجه می کنند؟ “با ذکر اینکه افراد دیگر هم ممکن است این رفتارشان را ببینند، آنها را وادار می کند تا کمی بیشتر از رفتار خود آگاه شوند و بفهمند که دیگران نیز به آنها توجه دارند.
هیمن طور، ممکن است از آنها بپرسید، “وقتی که ناخنهای خود را می جوید، گاهی اوقات انگشت شما خیلی زیاد درد می گیرد. آیا دوست داری که دیگر آن کار را تکرار نکنی؟” اگر کودک شما برای ترک این عادت زمان زیادی صرف می کند سعی کنید با کمک همدیگر دنبال راه و چاره ای باشید که به آنها کمک کند. شناسایی یک کلمه رمز را که می تواند به عنوان یک یادآور استفاده شود، امتحان کنید یا آنها ممکن است بگویند که یک جایزه خاصی میخواهند اگر ناخن هایشان را به اندازه کافی بلند کنند که شما مجبور باشید آن را کوتاه کنید(در مقایسه با اینکه قبل از اینکه رشد کند آنها را بجوند)

صبور باشید

ناخن جویدن ممکن است در مواقعی بهبود یابد و سپس دوباره بدتر شود. این حالت اغلب بخشی از فرآیند خلاص شدن از یک عادت بد است. با این حال، با گذشت زمان این رفتار کودک احتمالاً فروکش می کند.
متوقف کردن عادتهای بد سخت و دشوار است. اگر کودکتان به خاطر ناخن جویدن خیلی خسته و کلافه می شود، به او یادآوری کنید که شما تنها نیستید سایر بچه ها نیز ممکن است درگیر این مسئله باشند. و قبل از اینکه خیلی نا امید شوید، همچنین به خودتان یادآوری کنید که این احتمالاً مرحله ای از یک فرآیند رشد یا تغییر است.

منبع:verywellfamily.com

توسط :امی مورین ، کارشناس مددکار اجتماعی بالینی
بازبینی پزشکی توسط دکتر استیون گانس

آموزش حروف الفبا /نکاتی که یادگیری حروف الفبای انگلیسی را برای کودکان پیش دبستانی سرگرم کننده می سازد.

نکاتی که یادگیری حروف الفبای انگلیسی را برای کودکان پیش دبستانی سرگرم کننده میسازد.

 

آموزش حروف الفبا اولین گام برای کمک به کودکان پیش دبستانی است تا یادبگیرند چگونه بخوانند و بنویسند. درحالی که برخی از بچه ها به سرعت الفبا را یاد می گیرند، اما بقیه برای یادگیری حروف به زمان و تمرین بیشتری نیاز دارند. اگر به دنبال ایده هایی هستید که چگونه الفبا را با یک روش سرگرمی به پیش دبستانی ها آموزش دهید، خواندن این وبلاگ را تا آخر ادامه دهید.

ما برخی از روشهای سرگرم کننده برای آموزش الفبا به کودکان پیش دبستانی را برای شما به اشتراک گذاشته ایم:

1- از الفبا یک داستان بسازید: درخت الفبا بهترین روش برای آموزش شناخت حروف الفباست. این درخت هر حرف را جداگانه نشان می دهد و اینکه چگونه یادبگیرند برای کلمه سازی حروف را باید کنار هم بگذارند.

آموزش حروف الفبا
آموزش الفبا

2- از فعالیتهایی استفاده کنید که با داستان مرتبط باشد: برای مثال، می توانید در هنگام بازخوانی داستان، از بچه ها بخواهید تا با برگ¬ها بازی کنند. این روش کمک می کند تا آنها هر برگ یا حرف خاص را تشخیص داده و اینکه چگونه آن بخشی از یک چیز بزرگتر است را درک کنند.

3- داستان را دوباره تعریف کنید: بازخوانی یک داستان را با استفاده از یک تخته سفید به تصویر بکشید. شما می توانید نشان دهید که چگونه جابه جایی یک حرف، گفتار و کلمات آنها را تغییر می دهد.

4- بگذارید بچه ها در فعالیت شرکت داشته باشند: اجازه دهید بچه ها انتخاب کنند چه حرفی در تصویر تغییر کند یا جابه جا شود. شرکت کردن یک روش عالی است برای اینکه کودکان خود را به فعالیت وادارید و ببینید که واقعاً چه قدر آنها درک کردند.

5- شکل حروف را بکشید: کودک را وادار کنید با حروف داستان را به تصویر بکشد. برای این کار می توانید از آهن ربا، تمبر یا تکه های بریده حروف استفاده کنید.

آموزش حروف الفبا
آموزش حروف انگلیسی

7- الفبا را با شعر و آواز آموزش دهید: حروف الفبا را با پس زمینه شعر و آواز پخش کنید یا درهنگام رانندگی داخل ماشین به آن گوش دهید. این یک روش بسیار خوبی است تا ترتیب حروف الفبا را تقویت کنید.

7- از تصاویر استفاده کنید: اجازه دهید بچه ها داستان را دوباره با تصاویری که خودشان درست کردند، تعریف کنند. این روش هم کمک می کند تا حروف را به خاطر بسپارند و هم بفهمند که چه مقدار حفظ کرده اند.

آموزش حروف الفبا

 

8- حروف الفبا را تقسیم بندی کنید: برای حفظ کردن حروف الفبا یک یا دو حرف در روز کافی است. بگذارید که آنها هربار فقط روی چند حرف تمرکز داشته باشند تا ترتیب حروف الفبا را یاد بگیرند.
یادگیری و درک صحیح حروف الفبا را برای کودک خود با سرگرمی همراه کنید.

نوشته شده در تاریخ سوم نوامبر 2019 توسط دورسی هستینگز

منبع: 8-tips-make-alphabet-learning

یازده توصیه برای شما که می‌ خواهید والدین بهتری باشید(2) /والدین بهتر

 

 والدین بهتر/یازده توصیه برای شما که می‌ خواهید والدین بهتری باشید(2)

برای اینکه شما به شرایط مطلوبی برسید، باید توقعات خود را کمی پایین بیاورید تا یاد بگیرید چگونه پدر و مادر بهتری باشید. در هر مسیری اشتباهاتی وجود دارد. صرف نظر از اینکه شما چقدر سخت تلاش می­ کنید، باید بدانید که کامل نیستید و فرزندتان ممکن است مسائل و مشکلاتی داشته باشد که از کنترل شما خارج باشد. به خاطر داشته باشید آنها ممکن است با خواسته ­ای به دنیا بیایند که با خواسته شما در تعارض باشد. در قسمت اول این مقاله، شش توصیه کاربردی برای بهتر شدن والدین آورده شد. در این قسمت پنج توصیه دیگر را می‌ خوانید.

والدین بهتر
چگونه والدین بهتری باشیم

7- هروقت لازم باشد عذرخواهی کنید

ما همه اشتباه می ­کنیم. با این حال والدینی هستند که مهم نیست چقدر اشتباه در قبال فرزندان شان مرتکب شده­ اند، اما حاضر به عذرخواهی نیستند. آنها به اشتباه تصور می ­کنند که عذرخواهی نشانه ضعف است. عذرخواهی از فرزند نشانه احترام به رابطه کلی شما با او است. اشتباه کردن کار آدمیزاد است. من به شما اطمینان می دهم که کودک شما کمتر از شما فکر نمی کند. اگر شما عذرخواهی نکنید، فرصت آموزش اهمیت مسئولیت پذیری را از دست می ­دهید. با این حال، شما از کودک خود می­ خواهید که به خاطر کار اشتباهی که مرتکب شده از شما معذرت خواهی کند. اگر بچه ها دروغ بگویند یا با یکدیگر پرخاشگری کنند یا چیز باارزشی را بشکنند، از آنها می­ خواهید که مسئولیت اشتباه خود را بپذیرند و برای آن­ چیزی که اتفاق افتاده عذرخواهی کنند. در این لحظات است که به فرزند خود آموزش می ­دهید که عذرخواهی کردن عمل درستی است. اگر شما هم این کار را نکنید، پس دقیقاً چه چیزی شما می خواهید آموزش دهید؟ ممکن است عذرخواهی کردن برای شما دشوار باشد، چون احساس برتری می ­کنید و از اینکه اقتدار خود را از دست بدهید، می ­ترسید. در واقع فرزندتان شما را به عنوان یک انسان می بیند و ممکن است احساس نزدیک تری از قبل به شما داشته باشند. به کودک ­تان نشان دهید که هیچ انسانی کامل نیست و همه افراد در زندگی مرتکب اشتباه می ­شوند. عذرخواهی می ­تواند بسیاری از اشتباهات را اصلاح کند. فقط چند کلمه ساده می ­تواند جلوی بدترین تخلفات را بگیرد.

یک حرف حکیمانه: غرورتان را کنار بگذارید، بگویید که ناراحت هستید و رفتار خود را اصلاح می ­کنید. اگر این کار را انجام دهید، یک رابطه محکم و قوی بر مبنای عشق و احترام با فرزندتان ایجاد خواهید کرد.

8- اجازه دهید بچه­ ها همان گونه باشند که دوست دارند

پدربزرگ مادری من در هاوانای کوبا وکیل و نویسنده بود. او از دایی من می خواست که شغل او را دنبال کند. اگرچه دایی من می­ خواست هنرمند بشود و رؤیاهای خود را در پاریس دنبال کند. در آن زمان، پدربزرگ من به هنر مثل شغلی واقعی یا حرفه ­ای که امنیت شغلی داشته باشد نگاه نمی­کرد. دایی من با اینکه می دانست پدرش چه احساسی نسبت به او دارد، با او ملاقات کرد و اهدافش را توضیح داد. خوشبختانه، پدربزرگ من درباره این موضوع کمی فکر کرد و به این نتیجه رسید که با خواسته او موافقت کند و برای تنها پسرش طلب خیر کرد. همچنین با پرداختن همه هزینه ­های ضروری و تهیه بهترین امکانات، مقدمات سفر او را به فرانسه فراهم کرد. او در بهترین شرایط و در رشته مورد علاقه خود به مطالعه پرداخت. دایی من هنرمندی مشهور در فرانسه شد. هنر سوررئالیست شگفت انگیز دایی ام امروزه هنوز هم به فروش می رسد. اگر پدربزرگ من روی خواسته اش اصرار می کرد، این وضعیت می­ توانست طور دیگری رقم بخورد. او می ­توانست دایی من را وادار کند که مثل خودش وکیل شود. خوشبختانه، او متوجه شد به پسرش اجازه دهد همان کسی بشود که دوست دارد و این کار درستی بود که او انجام داد. دایی من نیز قدردان زحماتش بود و توانست فرد معروف و مشهوری شود. پدربزرگ من به او افتخار می کرد و رابطه آنها محکم و قوی شد. اجازه دهید فرزند شما همان گونه که می خواهد باشد، نه آن کسی که شما در ذهن خود تجسم می ­کنید. با این حال این زندگی آنهاست، سفر آنهاست، شما فقط هستید که مراقبشان باشید و هر وقت لازم باشد آنها را راهنمایی کنید.

چگونه والدین بهتری باشیم

 

9- همراه با فرزند خود رشد کنید

 بچه­ ها درست شبیه ما رشد و تکامل می ­یابند. مهم است که با آنها رشد کنید و هماهنگ باشید و روش تربیت و گفتار خود را متناسب با رفتار آنها تنظیم کنید. به عنوان مثال، اگر کودک 4 ساله شما از روی بدرفتاری حقیقت را کتمان می ­کند یا قصد آزار شما را دارد، ممکن است این رفتارهای عجیب و غریب او را نادیده بگیرید و در مواجهه با دروغگویی آنها آرام بمانید و حرفی نزنید. اگر با یک کودک 8 ساله سر و کار دارید، این کودک فرق بین درست و غلط را می فهمد و از شما می­ خواهد که او را راهنمایی کنید. ضمناً نوجوانان باید طور دیگری مورد خطاب قرار گیرند. برخورد با این گروه سنی دشوار و چالش برانگیز است. گروهی که به توجه و مراقبت خیلی زیادی نیاز دارد. شما نمی توانید با یک نوجوان 16 ساله مانند یک کودک 9 ساله صحبت کنید.

10- به احساسات آنها احترام بگذارید و آنها را درک کنید

بچه ­ها در حالی که به سن بلوغ نزدیک می ­شوند، با مسائل و مشکلاتی روبرو خواهند شد که باید احساسات متفاوتی را تجربه کنند. شما در نقش والدین باید با گذاشتن زمان کافی به احساسات آنها توجه جدی داشته باشید و شرایط آنها را درک کنید. سعی کنید احساسات شان را تحقیر نکنید و طوری رفتار نکنید که آنها مهم نیستند. چند روز پیش نوه دختری من که هشت سال و نیمش است، با چشمانی گریان به منزل ما آمد. او با چشمانی ناراحت به من نگاه کرد و گفت: «دلش برای بهترین دوستش تنگ شده، از زمانی که قرنطینه عمومی شروع شده تاکنون 6 ماه است که او را ندیده است.» من به جای اینکه به او بگویم: «نگران نباش، بالاخره یک روز او را می بینی. زیاد درباره آن فکر نکن.» به چشمانش نگاه کردم و گفتم: «خیلی سخت است که بهترین دوستت را برای مدت زیادی ندیده ­ای.» وقتی سرش را با ناراحتی تکان می ­داد، چشمانش پر از اشک شد. من احساسات او را درک کردم و او فهمید حرف هایش شنیده شد. بعد از آن اتفاق، به دوستش اجازه داده شد که روز بعد او را ببیند. او دوباره به من مراجعه کرد. اما این دفعه از روی شادمانی فریاد کشید: «امروز شادترین روز قرنطینه من بود.»

اگر شما به احساسات کودک توجه جدی نداشته باشید، آنها فکر می کنند احساسات شان اهمیتی ندارد و یاد می ­گیرند که اصلاً چیزی را با شما در میان نگذارند. شما که این را نمی خواهید. باید از تغییر احساسات آنها با خبر شوید. شما باید مطمئن باشید در آینده که مسائل و مشکلات جدیدتری به وجود می­ آید، بیشتر به شما مراجعه می کنند. از روی دلسوزی و همدردی به حرف های آنها گوش دهید و ارتباط برقرار کنید.

11- سؤالاتی بپرسید که نیاز به توضیح بیشتر داشته باشد

هر وقت نوه پسری 16 ساله­ ام را از مدرسه به خانه می ­رساندم، از او می ­پرسیدم: «امروز مدرسه چطور بود؟» شما احتمالاً می ­توانید جوابش را حدس بزنید. همیشه فقط یک کلمه بود: «خوب.» بنابراین تصمیم گرفتم طور دیگری بپرسم: «سؤال هایی با پاسخ­ های طولانی تر.» دفعه بعد که من او را به خانه رساندم، از او سؤال کردم بهترین لحظه ­ای که امروز داشتی چه لحظه ای بود؟ برای او غیر ممکن بود که به این سؤال فقط پاسخ مثبت بدهد که خوب بود. او مجبور شد درباره اتفاقاتی که قبلاً روی داده کمی بنشیند و فکر کند مهم نیست آنها چه بگویند. نکته مهم این است که آنها را وادار به گفتگو کنید. با این کار شما می فهمید که در زندگی آنها چه اتفاقاتی در شرف وقوع است. این موضوع نه تنها در مورد کودکان بلکه در بزرگسالان نیز مؤثر است. مثلاً وقتی شما از کسی می ­پرسید: «آیا شغل خود را دوست داری؟» آنها ممکن است با بله یا خیر جواب دهند. اما اگر بپرسید: «در مورد شغل خود چه چیزی را دوست داری و از چه چیز متنفری؟» اطلاعات زیادی را دریافت خواهید کرد. سؤالات با جواب تشریحی اهمیت دارند و شما می توانید از آنها اطلاعاتی را کسب کنید که در آینده با استفاده از آنها بهتر با احساسات کودک آشنا شوید و به مدیریت امور بپردازید!

نظرات نهایی

پدر و مادر خوب و مسئول بودن یکی از باارزش ترین وظایف در جهان است. اگرچه بدون تلاش حاصل نمی شود و به صبر و کار زیادی نیاز دارد. اجرای یازده توصیه ارائه شده در قسمت اول و دوم این مقاله، یک خانواده کامل را تضمین نمی کند. اما شما یک پایه محکم و قوی ایجاد خواهید کرد و با آن رشد می ­کنید. فرزند شما بازتاب شماست و شما هر اخلاق و رفتاری که داشته باشید، در فرزندتان نیز تأثیر خواهد گذاشت. آرزو دارید چه بازتابی داشته باشند؟ یاد بگیرید چگونه والدین بهتری باشید و کمک کنید تا میراثی از انسان های برجسته را تربیت کنید.

 

منبع:.lifehack

کرونا و کودکان

ویروس کرونا/چگونه درباره ویروس کرونا با فرزندانم حرف بزنم؟

چگونه درباره ویروس کرونا با فرزندانم حرف بزنم؟

کرونا و کودکان
چگونه درباره ویروس کرونا با فرزندانم حرف بزنم؟

من دلم می خواهد با بچه هایم رک و راست باشم تا آنها هر سؤالی که دارند، پیش من بیایند و از من بپرسند. اما در چند ماه اخیر، افزایش سریع تعداد مبتلایان به ویروس کرونا در سراسر دنیا مرا در وضعیتی گیج کننده قرار داده است. من نمی دانم چگونه بدون نگران کردن آنها به این سؤالات پاسخ بدهم. این وضعیت هر روز در حال تغییر است و غیر ممکن است که برای کودکان خردسال حتی در بهترین حالت آن را نشنیده بگیریم.
اگر من جوابی نداشته باشم یا گوگل هم خوب از پس پاسخ دادن به آن برنیاید، شوهرم این کار را انجام می دهد. اما در حال حاضر ما نمی دانیم بهترین حالت این است که تماشا کنیم و منتظر بمانیم تا ببینیم این قضیه کی تمام می شود!
من مادر ایزی 9 ساله، اولی 7 ساله، ماسون 4 ساله و اوتلی که تازه 16 ماهش شده هستم. بچه های بزرگ تر نسبت به کوچک ترها راجع به دنیای اطرافشان در محدوده سنی وسیع تری هستند و طبیعتاً درک خیلی بیشتری دارند.
ماه هاست ما درباره شستشوی دست ها با آنها صحبت می کنیم و اینکه چطور این کار را به درستی انجام بدهند تا باعث انتشار ویروس نشود. ما این کار را همراه با شعر و آواز خواندن انجام می ‌دهیم.
بزرگ ترین تأثیری که  ویروس کرونا گذاشته، بسته شدن مدرسه ها و تغییر روال معمول زندگی آنهاست. سخت است که به آنها توضیح بدهیم که نمی توانیم با همدیگر بازی کنیم یا حتی چرا آنها نمی توانند پدربزرگ ها و مادربزرگ ها را ببینند. اگرچه گفتگوی ویدئویی کمک خیلی بزرگی در این مورد کرده است. آنها می توانند با پدربزرگ، مادربزرگ و دوستان خود صحبت کنند. من همچنین سعی می کنم آموزش آنها در خانه را درک کنم. به طور مشخص داشتن سه فرزند در سه رده سنی متفاوت جالب است و نگرانی درباره زمانی که قرار است آنها با موبایل، تبلت و کامپیوتر سر و کار داشته باشند بیشتر هم می شود، زیرا بیشتر آموزش ها بر اساس برنامه های موبایل و وب سایت هاست.
من فکر می کنم بهتر است درباره گذراندن زمان آنها با موبایل پافشاری نکنیم. این وضعیت قرار نیست همیشه همین طور باقی بماند! من مطمئن نیستم که بتوانم به سؤالات ریاضیات آنها پاسخ دهم و این فکر من را دچار ترس و اضطراب می کند! دیروز دیدم که اوتلی، دختر نوپایم، همان طور که در حال بازی بود، کتابی را آورد تا برایش بخوانم. فکر کردم چقدر خوب است که وجود او موجب می شود نگرانی های این روزها را به دست فراموشی بسپاریم. اما این وضعیت روی او هم تأثیرش را گذاشته است.
قابل پیش بینی است که به این زودی ها کودکان هیچ سفری نخواهند داشت و کتابخانه ای در دسترس آنها نخواهد بود و با هیچ یک از دوستان هم سن و سالشان برای خوردن کیک یا پیاده روی ملاقاتی نخواهند داشت. زندگی برای دختر کوچکم با تغییرات بسیاری همراه می شود. زمانی که خواهر و برادرش در مدرسه بودند، توجه بیشتری به من می کرد. او دارد عادت می کند که فضای خودش را با آنها تقسیم کند. نگرانی من زمانی است که وقتی به بچه ها درس می دهم، چطور باید او را سرگرم کنم.
اگر شما کودک نوپایی دارید یا زمانی داشته اید، حتماً می دانید که محدوده توجه شان کوتاه است و اگر آنها شبیه اوتلی باشند، پس پرانرژی هستند! او از هر جایی بالا می رود، بنابراین من تمام مدت باید مراقبش باشم. زمان چرت زدنش بهترین فرصت برای من است، البته به این امید که بقیه سروصدا نکنند تا او بتواند بخوابد.
مسئله بزرگ دیگری که می تواند همه آنها را تحت فشار قرار بدهد، تأثیر آن روی سلامت روح و روان من است. دست کم وقتی مسئله سلامتی مطرح است، من ناراحت می شوم و نمی خواهم توجه آنها به نگرانی ها و اضطراب من جلب شود. زمان هایی پیش خواهد آمد که من عصبانی و خسته می شوم، در این صورت من بچه ها را مطمئن کرده ام که اگر چنین اتفاقی بیفتد، تقصیر آنها نیست.
انصافاً پدر یا مادر بودن سخت است! حتی بعد از داشتن چهار فرزند، مرتب از آنها می پرسم که آیا من وظیفه خودم را به درستی انجام می دهم. و فشار مالی را که به خاطر شغل آزاد ما دو نفر بر ما تحمیل می شود، نمی توان نادیده گرفت. شغل شوهر من طوری است که نمی توا ند در خانه کار کند.
ما یک خانواده شش نفره هستیم که در طی یک هفته غذای زیادی درست می کنیم و فکر اینکه ممکن است نتوانیم چیزی را که مورد نیاز خانواده است تأمین کنیم، ترسناک است. ما زمان زیادی را به آشپزی کردن می گذرانیم. از نان های باقی مانده پودینگ نان و کره درست می کنیم و با موزهای خیلی رسیده نان موز می پزیم که این حس همکاری واقعاً لذت بخش است. این وضعیت در نهایت مرا وادار کرده است که مرتب میوه و سبزی محلی سفارش دهم و دستمال های مرطوب قابل شستشو را عوض کنم.
لازم است که در صورت امکان از خانه بیرون برویم و انرژی لازم را به دست آوریم و هوای تازه استشمام کنیم. من سعی می کنم تا جایی که می توانم نکات مثبت را بردارم. یعنی من می توانم از بودن با بچه ها در خانه لذت ببرم و اینکه می توانم زمان بیشتری را با آنها بگذرانم و بیش از قبل به آنها توجه داشته باشم. من فقط یک انسانم و می دانم روزهایی خواهد آمد که چالش برانگیزتر از این روزها خواهد بود.
اگر من بتوانم، به آنها احساس امنیت می دهم و سعی می کنم از ناراحتی های آنها بکاهم و تا جایی که می توانم زندگی را طی این مدت برای آنها عادی بسازم. من احساس می کنم کارم را در نقش یک مادر به درستی انجام می دهم. با هر روز خود مانند یک فرصت برخورد کنید (حال را دریابید و نگران آینده نباشید).
توصیه ‌های دولت را دنبال کنید، دست های خود را بشویید، در خانه بمانید تا در امان باشید. ما با کمک همدیگر این موارد را رعایت می کنیم و شما نیز ملزم به رعایت آن هستید!

با مشارکت جما برونشین، یک مادر

چگونه اعتماد به نفس در نوجوانان شکل می گیرد.

اعتماد به نفس در نوجوانان

اعتماد به نفس یعنی اینکه باور داشته باشید که موفق می شوید. اعتماد به نفس با خودباوری و انعطاف پذیر بودن همراه است. اعتماد به نفس به نوجوانان کمک می کند که احساس امنیت کنند، تصمیم آگاهانه بگیرند و از افراد و موقعیت های نامناسب اجتناب کنند. فرزند شما برای داشتن حس اطمینان به یک رابطه قوی با شما نیازمند است. شما همچنین می توانید به فرزندتان کمک کنید تا برای ایجاد اعتماد به نفس روی تلاش فردی خود بیشتر از موفق شدن تمرکز داشته باشد.

اعتماد به نفس در نوجوانان چگونه است
اعتماد به نفس در نوجوانان

در اینجا موارد زیر مورد بحث قرار می گیرد:

  • اعتماد به نفس در نوجوانان به چه معناست؟
  • چرا اعتمادسازی برای نوجوانان حائز اهمیت است؟
  • چگونه اعتماد به نفس و انعطاف پذیری در نوجوانان شکل می گیرد؟
  • چه خطراتی اعتماد به نفس نوجوانان را تهدید می کند؟
  • چگونه از دیگران برای ایجاد حس اعتماد به نفس در نوجوانان کمک بگیریم؟

 

اعتماد به نفس نوجوانان به چه معناست؟

اعتماد به نفس یعنی اینکه باور داشته باشید که موفق می شوید یا در یک موقعیت خاص درست انتخاب می کنید. اعتماد به نفس شما با خودباوری همراه است که حس خوبی درباره خودتان است و اینکه احساس می کنید فردی باارزش هستید. اما داشتن خودباوری همیشه موجب اعتماد به نفس نمی شود.

اعتماد به نفس و انعطاف پذیری رابطه خیلی نزدیکی با هم دارند. انعطاف پذیری توانایی فرد برای برگشتن از یک تجربه سخت و مدیریت موقعیت های سخت یا استرس زاست. اگر فرزند شما انعطاف پذیر باشد و بتواند با شرایط سخت زندگی خود را وفق دهد، در مقابله با وضعیت های دشوار دارای حس اعتماد به نفس بیشتری خواهد بود.

 

چرا اعتمادسازی برای نوجوانان حائز اهمیت است؟

اعتماد به نفس به نوجوانان کمک می کند که احساس امنیت داشته باشند، تصمیم آگاهانه بگیرند و لزوماً از افراد و موقعیت های نامناسب اجتناب کنند و به دنبال موقعیت های درست باشند. اگر فرزند شما دارای اعتماد به نفس است، به احتمال زیاد فردی قاطع، مثبت، مشتاق، مصر و متعهد است. نوجوانی که اعتماد به نفس پایینی دارد، کمتر به کارهای گروهی ملحق می شود، در فعالیت های کلاسی شرکت نمی کند و بیشتر تمایل دارد تحت نفوذ هم سالان خود باشد. او در هر کاری انتظار شکست دارد و برای کارهای مهارتی تلاش زیادی نمی کند.

 

چگونه اعتماد به نفس و انعطاف پذیری در نوجوانان شکل می گیرد؟

در اینجا برخی از نکات مرتبط با اعتمادسازی و انعطاف پذیری در فرزند شما مطرح می شود.

عملگرا باشید

دنبال کارهای مثبت و عملگرایانه باشید تا در کو ک شما ایجاد مهارت کند. ارائه یک استراتژی روشن به منظور افزایش احتمال موفقیت یک روش عالی است که به او بفهماند چه کارهایی انجام بدهد که به اهدافش برسد. به عنوان مثال، اگر شما بخواهید برای یک تیم بسکتبال انتخاب شوید، باید مطمئن باشید که به حرف مربی گوش می دهید و بین جلسات تمرین می کنید.

به کودک خود فرصت دهید تا کارهای جدید را امتحان کند

وقتی کودک شما کارهای متفاوت زیادی را امتحان می کند، می فهمد در چه چیزی مهارت دارد و از چه چیزی لذت می برد. او خواهد دانست که بیشتر افراد در بعضی از کارها خوب عمل می کنند و در برخی دیگر خوب نیستند. روی هم رفته، همه ما نمی توانیم ورزشکار المپیک، قهرمان بازی یا نابغه موسیقی باشیم.

فرزندتان را تشویق کنید که به سعی و تلاش خود ادامه دهد

اگر کودک شما در کاری با شکست مواجه شود، کمک کنید تا بفهمد که همه افراد ممکن است اشتباه کنند. اینکه شما کاری را برای اولین بار نتوانید انجام دهید، قابل قبول است. شما می توانید چند نمونه از شکست های خود یا کارهایی که نیاز به سعی و تلاش مداوم داشته اید را با او به اشتراک بگذارید.

اعتماد به نفس را در توانایی خودتان الگوسازی کنید

وقتی که اعتماد به نفس مطرح می شود، می توانید یک الگو باشید. می توانید با فرزندتان درباره تلاش هایی که برای موفقیت در کاری انجام می دهید صحبت کنید. اگر در کارتان موفقیت حاصل نشد، می توانید در انعطاف پذیر بودن یک الگو باشید و به او بگویید قرار است برای بار دوم چه کاری انجام دهید. شما همچنین می توانید درباره کارهایی که انجام دادنشان سخت یا ترسناک است با او گفتگو کنید. این کار به کودک شما نشان می دهد که شما نیز زمان هایی بوده است که به اعتماد به نفس نیاز داشته اید.

فرزندتان را به عمل با اعتماد به نفس تشویق کنید

راهکارهای ایجاد اعتماد به نفس در  نوجوانان
اعتماد به نفس در نوجوانان

عمل با اعتماد به نفس اولین گام برای ایجاد حس اعتماد به نفس است. بنابراین، به او پیشنهاد کنید که ارتباط چشمی با دیگران برقرار کند، نترس باشد، کاری را که دوست دارد انجام دهد، روی کارهایی که نمی تواند انجام دهد تمرکز نکند و از موقعیت های نامناسب بر حذر باشد.

مهارت های اجتماعی را تمرین کنید

اگر کودک شما در موقعیت های اجتماعی دچار اضطراب می شود، ممکن است نیازمند به راهنمایی های شما باشد. به عنوان مثال، حالت بدن، لبخند زدن، ارتباط با دیگران نشان دادن علاقه به فعالیت های دیگران و ملحق شدن به گفتگوها می تواند به ایجاد اعتماد به نفس کمک کند.

تلاش های فرزندتان را تحسین کنید

اگر یک امتحان، مصاحبه یا بازی همان طوری که کودک شما انتظار دارد نتیجه ندهد، سعی کنید او را به خاطر تلاش ها و کوشش هایی که در آن زمینه انجام داده است مورد ستایش قرار دهید و نتیجه کار برایتان مهم نباشد. شما می توانید ایده هایی برای او مطرح کنید که برای بار دوم طور دیگری آن کار را انجام دهد.

 چه خطراتی اعتماد به نفس نوجوانان را تهدید می کند؟

اگر شما، فرزندتان و سایر افرادی که مورد احترام او هستند، به جای تمرکز روی تلاش فردی به نتیجه کارش توجه داشته باشید، ممکن است اعتماد به نفس فرزندتان در معرض خطر قرار گیرد. اگر نتیجه کار شکست باشد، مثلاً یک نتیجه امتحانی ضعیف یا باخت یک فینال بزرگ می تواند برای او به منزله پایان جهان باشد. اما اگر کودک شما بداند که شما بیشتر برای تلاش او ارزش قائل هستید، این مسئله می تواند ضربه شکست را کمتر کند.
همچنین، تغییرات جسمی در دوران نوجوانی روی اعتماد به نفس نوجوانان تأثیر دارد. اگر نوجوانان درباره بدنشان حس خودآگاهی داشته باشند، این موضوع می تواند به طور کلی روی اعتماد به نفس و چگونگی احساس آنها درباره خودشان اثرگذار باشد. قلدری کردن یا فشار هم سالان همانند سایر عوامل می تواند اعتماد به نفس را تحت تأثیر قرار دهد.

 

چگونه از دیگران برای ایجاد حس اعتماد به نفس در نوجوانان کمک بگیریم؟

 اگر اعتماد به نفس فرزندتان ناگهان تغییر کند یا اعتماد به نفس پایین مانع انجام دادن کارهای جدید شود، اولین گام مثبت گفتگو کردن با اوست. این روش کمک می کند تا بفهمید چه اتفاقی برای او می افتد. اگر شما به تنهایی قادر به کمک نیستید، کمک خواستن از یک معلم، مشاور مدرسه یا روان شناس ممکن است ایده خوبی باشد.برگرفته از:raisingchildren

جملاتی که والدین هرگز نباید به کودک بگویند.

آنچه نباید به کودک خود بگوییم.

اگر والدین و فرزندان کامل و بی عیب و نقص بودند خیلی خوب می شد، زیرا تشخیص آنچه نباید به کودک خود بگوییم راحت تر به نظر می رسید و هرگز موقعیتی پیش نمی آمد که والدین از فرزندان خود ناامید شوند و فرزندان هرگز رفتار نامناسبی از خود بروز نمی دادند. اما متأسفانه، والدین و فرزندان انسان هستند و انسان ها هم بی عیب و نقص نیستند. وقتی پدر یا مادر هستید و ناامید می شوید، ممکن است بدون فکر کردن به فرزندتان چیزی بگویید. جملات زیر چیزهایی هستند که باید از گفتن آنها به کودکان خود پرهیز کنید.

آنچه نباید به کودک بگوییم.
آنچه نباید به کودک بگوییم.

1- کاش هرگز به دنیا نمی آمدی.

هیچ کودکی هرگز نباید چنین جمله ای را از پدر و مادرش بشنود. حتی اگر از کودک خود بسیار ناامید شده اید، زبان خود را گاز بگیرید و این حرف را نزنید. این عبارت نه تنها احساسات کودک را جریحه دار می کند، بلکه به عزت نفس او آسیب می رساند و باعث می شود احساس عدم دوست داشته شدن کند.

2- تو هرگز کاری که ازت می خواهم را انجام نمی دهی.

وقتی این جمله را بارها و بارها بیان می کنید، به زودی فرزندتان احساس می کند که گویی نمی تواند کاری را درست انجام دهد. آنها شروع به فکر می کنند که چرا باید اصلاً تلاش کنند. سعی کنید از عبارت “من دوست دارم شما این کار را به این نحو انجام دهی” استفاده کنید. آنچه می خواهید انجام دهید را دقیق بگویید تا آنها آنچه را شما خواسته اید درک کنند و بتوانند به نتیجه برسانند.

جملاتی که نباید به کودک بگوییم.
آنچه نباید به کودک بگوییم.

3- عجله کن وگرنه تو را اینجا رها می کنم و می روم.

یکی دیگر از عباراتی که در فهرست آنچه نباید به کودک خود بگوییم قرار می گیرید همین است. کودکان مفهوم زمان را مانند بزرگسالان درک نمی کنند. اگر کودک شما قبلاً ترس از رها شدن یا گم شدن داشته باشد، با بیان این جمله نگرانی او را اضافه خواهید کرد. سعی کنید بفهمید که چرا آنها وقت خود را تلف می کنندو بدون ترساندن آنها کاری کنید که راه بیافتند.

جملاتی که نباید به کودک بگوییم.
عباراتی که نباید به کودک بگوییم.
4- کاش بیشتر شبیه برادر یا خواهرت بودی.

هیچ کس دوست ندارد با دیگری مقایسه شود. آنها می خواهند همان طور که هستند پاس داشته شوند. گفتن جملاتی از این قبیل فقط منجر می شود فرزندتان احساس بی کفایتی کند و رقابت خواهر و برادری را تشویق می کند. کودکانی که این نوع گفته ها را می شنوند اغلب ممکن است احساس کنند که نمی توانند چیز ارزشمندی به دست آورند، زیرا هرگز به اندازه خواهر و برادرشان خوب نخواهند بود. به جای مقایسه کودکان خود، تشخیص دهید که هر کودک قدرت و توانایی های متفاوتی دارد. تفاوت های آنها را گرامی شمارید و آنها را همان گونه که هستند دوست داشته باشید. این عبارت هم از آنهاست که باید در فهرست آنچه نباید به فرزندان خود بگویید قرار گیرد.

5- نظرات تحقیرآمیز در مورد پدر یا مادر فرزند شما.

نیازی نیست کودکان در وسط اختلافات والدین خود قرار بگیرند یا بشنوند که شما در مورد پدر یا مادر صحبت می کنید. ممکن است باعث شود کودک فکر کند که باید طرف یکی را بگیرد یا ممکن است در مورد آنها نیز حرف های بد بزند. حتی اگر والدین از هم جدا شده باشند، مهم است که در مقابل فرزندان خود فقط در مورد خوبی های آن شخص بگویید.

6- ما توانایی پرداخت آن را نداریم.

اگر به فرزندان خود بگویید که به اندازه کافی پول ندارید تا قادر به تهیه چیزی باشید، ممکن است آنها فکر کنند که پول می تواند خوشبختی را بخرد. آنها همچنین ممکن است نتیجه بگیرند که خانواده شما مشکلات مالی دارند، خواه درست باشد یا نه. به جای اینکه بگویید توانایی پرداخت هزینه ای را ندارید، لازم نیست به آنها توضیح بدهید که چرا پاسخ شما به یک درخواست “نه” است.

 

جملاتی که نباید به کودک بگوییم.
آنچه نباید به کودک بگوییم.

در انتخاب کلمات دقت کنید

همه والدین هر از گاهی از فرزندان خود ناامید می شوند. اگر آنچه نباید به کودک خود بگوییم را بیان کردید، بلافاصله از فرزند خود عذرخواهی کنید. توضیح دهید که اشتباه کرده اید، آنها را دوست دارید و سعی می کنید دیگر این حرف ها را نزنید. کودکان باید والدینی داشته باشند که آنها را تشویق و تربیت کنند، نه اینکه عزت نفس آنها را با انتخاب بی دقت کلمات از بین ببرند.

عوامل موثر بر رشد و تربیت صحیح کودک

رشد کودک

پنج سال اول زندگی، تجربیات و روابط باعث تحریک رشد کودک می‌شود و میلیون‌ها ارتباط در مغز آنها ایجاد می‌کند. در واقع مغز کودکان در پنج سال اول نسبت به هر زمان دیگری در زندگیشان سریعتر ارتباط برقرار می‌کند. این زمانی است که پایه‌های یادگیری، سلامتی و رفتار در طول زندگی گذاشته می‌شود. رشد کودک صرفا به معنای تغییر در ابعاد جسمی فرزند شما نیست. بلکه به معنای تغییر در مهارت‌های اجتماعی، عاطفی، رفتاری، تفکر و ارتباطات کودک شما است. همه این زمینه‌های رشد باهم مرتبط هستند و هر یک به دیگران بستگی دارد و تأثیر می‌گذارد.

 

مراحل  رشد و بزرگ شدن  کودک
رشد کودک

 

 

روابط پایه و اساس رشد کودک

روابط کودکان در همه مراحل زندگی آنها تأثیر می‌گذارد. در حقیقت، روابط پایه و اساس رشد کودک است. از طریق روابط، فرزند شما اطلاعات حیاتی در مورد دنیای خود را می‌آموزد. به عنوان مثال، کودک شما می‌آموزد که آیا جهان ایمن و امن است، آیا کسی عاشق آنها می‌باشد، چه کسی آنها را دوست دارد، یا اینکه چه هنگام باید گریه و چه زمانی بخنند و مواردی دیگر از این دست که همه حاصل ارتباط کودک با دیگران و محیط اجتماعی می‌باشد.  فرزند شما همچنین با دیدن روابط بین افراد دیگر به عنوان مثال، با دیدن نحوه رفتار شما با سایر اعضای خانواده، یاد می‌گیرد. این یادگیری پایه و اساس رشد مهارت‌های ارتباطی، رفتاری، اجتماعی و سایر مهارت‌های فرزند شما است.

روابط در رشد کودک
روابط در رشد کودک

 

بازی و تاثیر بر رشد و یادگیری کودک

در سال‌های اولیه، بازی اصلی‌ترین روش یادگیری، پیشرفت و رشد کودک است. بازی برای کودک شما سرگرم کننده است. همچنین به کودک شما فرصت می‌دهد تا مشکلات، مشاهده، آزمایش و حل مشکلات را پیدا کند. برای این کار فرزند شما به حمایت و تشویق نیاز دارد. اما مهم این است که تعادل بین حمایت از فرزند خود و اجازه دادن به فرزندتان برای انجام کارها به تنهایی ایجاد شود، در واقع شما باید بگذارید تا کودک اشتباه کند ولی در زمان اشتباه باز او را حمایت کنید چرا که این پشتیبانی باعث افزایش اعتماد به نفس کودک می‌شود.

 

بازی و رشد کودک
بازی و رشد کودک

موارد دیگری که رشد کودک را شکل می‌دهد

ژن‏های فرزند شما و سایر عواملی مانند تغذیه سالم، فعالیت بدنی، سلامتی و محله‌‌ای که در آن زندگی می‌کنید نیز بر رشد کودک شما تاثیر می‌گذارد. برای نمونه غذای سالم به کودک شما انرژی و مواد مغذی مورد نیاز برای رشد و نمو می‌دهد. همچنین به پیشرفت حس سلیقه آنها کمک می‌کند. غذای سالم خانواده و الگوهای غذایی در سال‌های عمر انسان می‌تواند عادات غذایی سالم را برای زندگی ایجاد کند. همچنین فعال بودن از نظر جسمی برای سلامتی کودک بسیار حیاتی است. این تحرکات باعث می‌شود کودک شما فعال باشد و مهارت‌های حرکتی را توسعه می‌دهد علاوه بر این کودک در این حالت بهتر فکر می‌کند و فرصتی پیدا می‌کند که دنیای خود را کشف کند در نتیجه رشد کودک را تضمین خواهد کرد. بنابراین فرزندان به بازیهای فعال چه در داخل و چه در خارج از خانه نیاز دارد.

یکی دیگر از مواردی که در رشد کودک شما تاثیر بسیاری دارد محله و جامعه محلی می‌باشد، رشد فرزند شما با روابط مثبت با دوستان و همسایگان و دسترسی به زمین‌های بازی، پارک‌ها، مغازه‌ها و خدمات محلی مانند گروه‌های بازی، مهدکودک‌ها، مدارس، مراکز درمانی و کتابخانه‌ها حمایت می‌شود.

اهمیت تربیت درآینده کودک

به گفته انجمن روانشناسی آمریکا، تربیت فرزند توسط والدین در تمام دنیا سه هدف اصلی تضمین سلامت و امنیت کودکان، آماده کردن کودکان برای زندگی به عنوان بزرگسالان و ایجاد و انتقال ارزش‏های فرهنگی به نسل آینده می‌باشد. شاید این اهداف خیلی بلند پروازانه باشد ولی هر پدر و مادری به دستیابی به آن‌ها تلاش می‌کند. تربیت فرزندان کاری بسیار دشوار است و موفق بودن پدر و مادرها در این امر و تربیت فرزند به شکلی شایسته، سالم و مولد به عوامل مختلف زیست محیطی و بیولوژیکی بستگی دارد و تاثیرات زیادی بر نتایج و حاصل این کار دارد. اما تحقیقات زیادی نشان می‌دهد که شیوه‌های تربیت فرزند که توسط والدین به کار برده می‌شود، بخش مهمی از حل این معادله است. حال با توجه به نقش والدین در رشد کودک و تربیت آن به بعضی از نکاتی که در این روند نقش موثری دارند اشاره می‌کنیم:

یاد بگیرید که به فرزندانتان گوش دهید.

والدین مهم‌ترین کسانی هستند که می‌توانند بزرگترین تاثیرگذاری را بر زندگی کودکان داشته باشند. ولی آنها به اشتباه فکر می‌کنند که تربیت کودکان رابطه‌‌ای یک طرفه و یک سویه از طرف آنان است و اکثر والدین به حرف‌های فرزند خود گوش نمی‌دهند. ولی گوش دادن به صحبت‌های فرزندان و ارائه فرصت برای حرف زدن به فرزندان تاثیر بسیاری در موفقیت آنان در آینده دارد. کنترل فرزندان آسان است اما این کنترل به معنی تربیت صحیح نیست. اگر هرگز به فرزندان خود گوش نکنید و تمام وقت خود را صرف سفارش کرد و نصیحت به آنها کنید، فرزند شما احساس احترام نمی‌کنند. فرزندانتان را تشویق کنید که با شما تعامل و صحبت کند. کمک به آنها در بیان احساسات، عقاید و کلا راحت بودن با والدین می‌تواند به آنها در ارتباط موفقیت آمیز با دیگران، افزایش  اعتماد به نفس کودک در آینده کمک کند.

با فرزند خود با احترام رفتار کنید.

هرگز فراموش نکنید که فرزند شما انسانی زنده است دقیقاً مانند سایر ما نیازها و خواسته‌های خود را دارد. بدانید که شما مالک فرزند خود نیستید بلکه والدین او هستید. هیچ وقت او را مجبور به انجام کاری که دوست ندارد نکنید. اگر فرزند شما از نوع پوششی که شما برای او انتخاب کرده‌‌اید خوشش نمی‌آید، او را مجبور به پوشیدن آن نکنید. اگر به فرزند خود قول داده‌‌اید که اگر تکالیفش را خوب انجام دهد او را به سینما خواهید برد، قول خود را پس نگیرید چرا که این یک نوع بی‌احترامی به فرزندتان است. زیرا خیلی خسته هستید. اگر به فرزند خود احترام بگذارید، احتمالاً بسیار محتمل است که فرزندتان شما احترام می‌گذارد.

به شکل متعادلی فرزندتان را دوست داشته باشید

دوست داشتن فرزندان به صورت بیش از حد، ستایش آنان به شکل اغراق آمیز و محبت کردن نابجا هیچ وقت باعث رشد کودک شما نمی‌شود. عشق ورزی، محبت و توجه به فرزندتان، آنان را به پیشرفت به عنوان یک انسان ترغیب می‌کند. اما توبیخ نکردن فرزندتان به دلیل رفتار بد به سبب دوست داشتن غیر اصولی و چشم پوشی از خطاها به خاطر اینکه آنان را بسیار دوست دارید و نمی‌خواهید که ناراحت شوند کاری اشتباه است. به کودک خود بگویید که چقدر او را دوست دارید اما در زمانی که لازم است باید به سبب کار اشتباه فرزندتان رفتاری مناسب با شرایط انجام دهید.

نحوه تربیت کودک