تربیت کودک باهوش/16 نکته طلایی برای اینکه کودک باهوش تربیت کنیم.
بیش از پنجاه درصد نکات فرزندپروری در مورد نحوه پرورش یک کودک باهوش
پرورش یک کودک باهوش به طور کلی به معنی رشد و توسعه استعدادهای بالقوه اوست که او را به فردی تبدیل می کند که می تواند باشد.
مغز کودک شما با افزایش سن به طور خودکار رشد نمی کند، بلکه حاصل تجربه و تمرینی است که دریافت می کند. دیدن، صدا کردن، لمس کردن، چشیدن و بوییدن اتصالات سلولی مغز را (که سیناپس نامیده می شود) تحریک می کند و بیش از تریلیون ها اتصال برقرار می کند. هر چه این اتصالات بین سلولی پیچیده تر باشد، کودک شما باهوش تر خواهد بود. وقتی تحریک اولیه و دامنه وسیعی از تجربیات را برای کودک خود فراهم می کنید می توانید به رشد مغز او شتاب دهید.
همچنین، رشد مغز کودک شما پویا است، از تحرک باز نمی ایستد. یا در حال بهبودی یا رو به زوال است. وقتی تواناییها و استعدادهای کودکی به کار گرفته میشود، رشد مغز پیشرفت می کند. هنگامی که از آنها استفاده نمی شود، اتصالات عصبی از بین می رود، و رشد مغز عقب می افتد. بر این اساس، یک کودک فوق العاده باهوش اما “تحریک نشده” این اتصالات را بیشتراز دست می دهد.
آنچه کودک شما در سالهای اولیه رشد تجربه می کند، نوع شخصیت او را شکل می دهد-
اینکه چگونه ارتباط دوستانه برقرار می کند، چگونه احساسات خود را کنترل می کند، در مدرسه چگونه عمل می کند، چه نوع روابطی برقرار می کند و حتی به چه نوع والدینی در آینده تبدیل خواهد شد. به همین دلیل است که چگونه کمک شما می تواند باعث رشد فکری او شده که در بزرگسالی روی او تأثیر می گذارد. برخی از پیشنهادهای تأیید شده علمی و مشاهدات صورت گرفته توسط کارشناسان کودک برای کمک به رشد فکری و افزایش هوش کودک در زیر آورده شده است:
1. یک شروع اولیه به کودک خود ارائه دهید
– طبق مطالعه انجام شده توسط رونالد فرگوسن، مدیر طرح ابتکاری فاصله موفقیت در دانشگاه هاروارد، ایجاد علاقه در کودک برای یادگیری باید “از درون گهواره”آغاز شود. وی فعالیتهای زیر را برای حمایت از رشد اولیه کودک توصیه می کند: به حداکثر رساندن پاسخ محبت آمیز و به حداقل رساندن فشار روانی، صحبت کردن، آواز خواندن و حرکات و اشارات زیاد دست ، استفاده از بازی های اعداد و ریتمی، تواناییهای سه بعدی را امکانپذیر و تقویت می کند و علاقه به یادگیری را پرورش میدهد.

2. خلاقیت کودک خود را تقویت کنید-
خلاقیت یک ویژگی ارزشمند ذهنی در هنر، علم، و هر گونه فعالیتی است که به طور کلی شامل حل مسئله باشد. کودکان به طور طبیعی خلاق هستند. اگرچه برخی کودکان از لحاظ ژنتیکی با استعدادتر از سایر کودکان هستند،. اما این می تواند یک رفتار آموخته شده باشد که از کودکی قابل پرورش است. برخی از روشهای پرورش خلاقیت شامل در معرض قرار دادن کودک با ادبیات، موسیقی و هنر و در دسترس قرار دادن ابزاهایی مثل کاغذ و رنگ تا روی آنها کار کند.
3. با کودک خود صحبت کنید-
این کار مهارتهای زبانی قوی کودک شما را توسعه می دهد. همچنین، هنگامی که کودک در حال حرف زدن است به او گوش دهید. این امر تلاش او را برای برقراری ارتباط تقویت کرده و امکانات زبانی او را افزایش می دهد. یک مطالعه نشان می دهد کودکانی که در خانه بیشترگفتگو می کنند، دارای فعالیت مغزی و نگرش کلامی بیشتری هستند. به جای شرکت در یک روایت یک طرفه، سؤال کنید و منتظر پاسخ بمانید. می توانید شکلک های بچه گانه و صداهای خاصی را رد و بدل کنید.
4. با کودک خود تعامل داشته باشید، با او بازی کنید، و احساس عشق و محبت در او ایجاد کنید-
محققان مشاهده کردند نوزادانی که بغل نمی شوند، با آنها بازی نمی کنند و مورد محبت قرار نمی گیرند رشد مغز آنها متوقف می شود. آنها همچنین مشاهده کردند نوزادانی که در آغوش قرار نمی گیرند و توجهی دریافت نمی کنند، رشد نمی کنند، افسرده می شوند، و سرانجام از بین می روند. از سوی دیگر، بسیاری از مطالعات نشان داده است که دوست داشتن، در آغوش گرفتن ، تعامل و بازی با کودک تأثیر زیادی در رشد هوش او دارد. برقراری ارتباط محبت آمیز و تعامل دو نفره بین شما و فرزندتان پایه و اساسی را برای مهارتهای بالاتر تفکر فراهم می کند. والدینی که مراقبین حساس و دقیقی هستند ” بلافاصله و به طور مناسب به سیگنالهای کودک پاسخ می دهند” و “پایگاه امنی” برای فرزندان فراهم می کنند تا جهان را کشف کنند.
5. از کودک خود یک کتابخوان بسازید-
عشق و علاقه به کتابخوانی مزایای زیادی برای کودک شما به همراه دارد. این یکی از مهمترین قابلیتهایی است که می توانید در کودک خود توسعه دهید تا به فرد باهوشی تبدیل شود. خواندن میل طبیعی کودک را برای علم و آگاهی افزایش می دهد. هر چه بیشتر کودک شما از خواندن بیاموزد، بیشتر می خواهد که بداند. فرزند شما با خواندن در اوایل زندگی آمادگی خوبی برای درک و فهم پیچیدگیهای ریاضیات، علوم، تاریخ، مهندسی، مکانیک، علوم سیاسی و سایر علوم مورد نیاز برای یک زندگی پربار و هدفمند کسب خواهد کرد.

6. به کودک خود اجازه دهید که بازی کند-
زمانی که کودک شما بازی می کند، او نه تنها از بازی لذت می برد بلکه در حال رشد مغز خود می باشد. او در حال ایجاد زمینه ای برای مهارتهای فکری، اجتماعی، جسمی و عاطفی خود است. وقتی با سایر کودکان بازی می کند، یاد می گیرد تا ایده ها، نظرات، و احساسات را با عقاید و تجربیات آنها ترکیب کند.
7. بهترین اسباب بازیها برای کودک خردسال شما نباید لزوماً گران قیمت باشد-
اسباب بازیهایی انتخاب کنید که بتوانند به چند روش با آنها بازی کنند. – آنهایی که این امکان را برای او فراهم می سازند تا با کمک تخیل خود به روشهای گوناگونی سرگرم شود. اسباب بازهایی انتخاب کنید که تخیل کودک شما را تمرین دهد و یا اینکه کودک بتواند مهارتهای متنوعی از آنها بیاموزد.
8. کودک خود را به ورزش کردن تشویق کنید-
فعالیت جسمانی نه تنها کودک شما را قوی می کند، بلکه او را باهوش می سازد. ورزش کردن باعث افزایش جریان خون به مغز و ساخت سلولهای جدید در مغز میشود. ورزش برای وضوح ذهنی بزرگسالان مفید است، اما روی مغز کودک شما که هنوز در حال رشد است اثر طولانی مدت بیشتری دارد.
9. برای کودک خود کتاب بخوانید: شروع به خواندن کنید حتی اگر او کلمات را نفهمد.
این کار مقدمه خوبی در توسعه مهارتهای زبانی به او ارائه می دهد. کودکانی که در سنین پایین برای آنها کتاب خوانده می شود، در طول زندگی خود علاقه بیشتری به مطالعه دارند. در مدرسه به خوبی عمل می کنند، و در زندگی بزرگسالی موفق می شوند، خواندن کتاب یکی از مهمترین فعالیتهایی است که کودک را باهوش می سازد.

10. موسیقی را بخشی از زندگی کودک خود قرار دهید-
مطالعات نشان داده است که گوش دادن به موسیقی می تواند باعث تقویت حافظه، توجه، انگیزه و یادگیری گردد. همچنین می تواند فشار روانی را که برای مغز کودک شما مخرب است، کاهش دهد. یک مطالعه نشان داده است که مغز کودکان با آموزش موسیقی سریعتر رشد می کند.
11. کودک را وادار کنید که درسهای موسیقی را فراگیرد-
فراگیری درسهای موسیقی یا نواختن ساز می تواند ذهن کودک شما را تیزتر کند و ممکن است مغز کودک در زندگی آینده از آن بهره ببرد. حتی اگر در بزرگسالی آموزش موسیقی را ادامه ندهد.
12. به کودک خود اجازه دهید که کارهای هوشمندانه شما را مشاهده کند-
کودکان با الگوبرداری از رفتار بزرگسالان یاد می گیرند و اگر او ببیند که شما مشغول خواندن کتاب ، نوشتن، نواختن موسیقی یا کارهای خلاقانه دیگر هستید، از شما تقلید خواهد کرد و از این راه خود را باهوش می سازد.
13. تماشای تلویزیون کودک خود را محدود کنید-
کودک شما نباید قبل از دوسالگی تلویزیون تماشا کند. بر تماشای تلویزیون کودک خود نظارت و کنترل داشته باشید و برنامه هایی که مناسب سن او باشد انتخاب کنید. اجازه تماشای بیش از حد تلویزیون، او را از انجام فعالیتهایی که برای مغز در حال رشد او مهمتر هستند مانند بازی کردن، معاشرت و کتاب خواندن دور می کند.
14. اگر به کودک خردسال خود اجازه استفاده از تلفن هوشمند یا تبلت می دهید، با استفاده از برنامه های آموزشی با او بازی و تعامل کنید.
بازی کردن به تنهایی و بیش از حد با رسانه های تعاملی ممکن است بر توسعه بصیرت، همدلی، نحوه شناخت خود و پیوستگی با روابط تأثیر بگذارد. استفاده بیش از حد از این وسایل می تواند منجر به بروز مشکلات جسمانی و عاطفی شود.

15. برای کودک خود بازی رایانه ای هوشمند فراهم کنید-
مناسب ترین بازیهای رایانه ای برای کودک در باره حروف؛ ریاضیات، موسیقی، آواها و بسیاری موارد دیگر آموزش می دهد. همچنین هماهنگی چشم و دست را تقویت می کند و او را یرای مواجهه با فناوری آینده مهیا می کند. مهمتر از همه اینکه این موارد را در حین بازی یاد می گیرد. یادگیری و داشتن سرگرمی به طور همزمان بهترین راه برای آموزش کودک شماست.
16. به کودک خود اجازه دهید که زمانی دست از فعالیت برداشته و احساس خستگی یا بی حوصلگی کند-
طبق گفته جولیا رابینسون، مدیر آموزش و پرورش انجمن مدارس ابتدایی، اشکالی ندارد که کودک شما خسته یا بی حوصله میشود. این گونه رفتار بخشی از آمادگی او برای ورود به دوره بزرگسالی است. کودک شما به جای اینکه مجبور شود تا روزهای خود را با انواع فعالیتها سپری کند، باید یاد بگیرد که از “آرامش فکری” لذت ببرد.
منبع:.raisesmartkid.com
8 راهکار طلایی تا از ناخن جویدن کودکان جلوگیری کنیم.
8 راهکار طلایی تا از ناخن جویدن کودکان جلوگیری کنیم.
اگر کودک شما ناخن های خود را به دندان می گیرد، فقط او نیست که این مشکل را دارد. حدود 50 درصد از بچه های بین 10 و 18 سال حداقل گهگاهی این عادت را دارند. برای بسیاری از کودکان حتی در سنین پایینتر شروع می شود. این رفتار یکی از رایج ترین عادتهای عصبی است، مقوله ای که همچنین شامل پیچاندن مو، انگشت در بینی کردن و انگشت شست مکیدن نیز می شود. ناخن جویدن رسماً یک رفتار تکراری متمرکز شده بدن تشخیص داده می شود.
مرور کلی
در حالی که برخی کودکان وقتی به دلیل خستگی و عصبی بودن، نا آرام می شوند، ناخن های خود را به دندان می گیرند، دیگران وقتی که احساس نگرانی می کنند و نمی دانند که چه کار دیگری انجام دهند مبادرت به این کار می نمایند. ناخن جویدن باعث تسکین دردشان می شود. علاوه بر ناخوشایند بودن، این کار می تواند به دندان و ناخن کودک شما آسیب بزند. بنابراین اگر کودک تان پرخاشگر است، وقتی که خیلی شدید ناخن خود را می خورد، ممکن است مهم باشد که این مسئله را با داندانپزشک او در میان بگذارید. در بیشتر موارد ناخن جویدن یک مشکل جدی برای سلامتی کودک محسوب نمی شود و معمولاً نشانه یک مشکل عمیق و ریشه دار نیست. در عوض فقط یک عادت کوچک عصبی است که اغلب والدین را نگران می کند.
راهبردها
چون بیشتر کودکان بالاخره از این عادت بد رهایی می یابند. برخی والدین نادیده گرفتن آن را بهترین روش می دانند. اما برای سایر والدین سخت است که به آن توجهی نکنند. اگر ناخن جویدن خیلی غیر منتظره و ناگهانی شروع شده است، چند دقیقه وقت بگذارید و فکر کنید که ممکن است کودک شما کمی دچار اضطراب یا استرس شده باشد. به خاطر داشته باشید که برخی وقایع مثبت از قبیل ارتقا به یک گروه مطالعه جدید یا خرید یک حیوان خانگی جدید می تواند برای کودکان استرس زا باشد. اگر ناخن جویدن به نظر می رسد که عادت بدی باشد، چند روش برای اینکه کودک تان دست از این رفتار بردارد، وجود دارد:
1. ناخن هایشان را روزانه و به طور مرتب کوتاه کنید:
کوتاه کردن ناخن سطح زیر ناخن را کمتر می کند و منجر به کاهش آلودگی، کثیفی و باکتریهایی می شود که می توانند وارد دهان شوند. همچنین از پوست زیر ناخن خوب مراقبت کنید، باکتریها می توانند وارد پوست اطراف ناخن شوند و ایجاد عفونت نمایند. یک سوهان کوچک یا ناخن گیر در کیف خود داشته باشید. گاهی اوقات یک ناخن تیز شده و کوتاه شده به راحتی باعث می شود که کودک از نزدیک کردن آن به دهان خودداری کند.

2. یک جایگزین پیدا کنید:
سعی کنید چیزی سالم برای کودک خود پیدا کنید که در دهانش بگذارد.برای یک بچه بزرگتر، احتمالاً میان وعده های مرتب کرفس ترد و برشهای باریکی از هویج ممکن است راه حل خوبی باشد. فقط مطمئن باشید که ناخن جویدن را با خوراکی های شیرین جایگزین نکنید یا اینکه یک عادت بد را با عادت بد دیگر تعویض نکنید.
3. به کودک خود چیز دیگری دهید تا روی آن تمرکز کند:
به دنبال چیزی باشید که انگشت کودک را فعال نگه دارد. آنها ممکن است دوست داشته باشند با آرامی روی “سنگ نگرانی” صاف دست بکشند که می توانند در جیبشان نگه دارند. یک توپ استرس کوچک را فشار دهند یا خمیر پلاستیکی را لمس کنند. این گونه فعالیتها اجازه می دهد تا به جای اینکه روی صدا و احساسی که از ناخن جویدن دارند تمرکز کنند ، روی بافت این اشیا متمرکز شده و چیزی را که در دست دارند احساس کنند.
4. یک علامت هوشمندانه بین خودتان اتخاب کنید تا او را متقاعد کندکه از این کار دست بکشد:
وقتی می بینید آنها یک لقمه ای را زیاد می جوند، به آرامی روی بازو آنها را لمس کنید یا از یک کلمه رمز استفاده کنید که بدون اینکه دیگران بفهمند به آنها هشدار دهد. این روش به آنها کمک خواهد کرد زمانی که مادر این کار را می کند، آگاهی کودک افزایش می یابد. با وجود این، بسیاری از این عادتهای عصبی به طور ناخودآگاه انجام می شوند.
5. یک سیستم پاداش ایجاد کنید:
یک نمودار برچسب درست کنید و هر روز که کودک شما ناخن هایش را به دندان نمی گیرد علامت گذاری کنید، اگر تمام طول روز این کار را نمی کند، یک روز را به بخشهای کوچکتری از زمان تقسیم کنید مانند قبل از صبحانه یا هنگام ناهار یاشام. زمانی که او تعداد مشخصی از برچسبها را بدست آورد، به او یک جایزه بدهید مانند رفتن به پارک برای 5 برچسب.
6. ناخنها را آرایش و رنگ آمیزی کنید.
در حالی که احتمالاً پسرتان به این ایده علاقه زیادی نداشته باشد، دخترتان ممکن است هیجان زده شود که این کار روی ناخنهایش انجام شود، زمانی که ناخنهایش کمی رشد کردند. این کار نه تنها باعث پیوند بیشتر فرزند و والدین می شود، بلکه تعریف و تمجیدهایی که به خاطر جذاب شدن ناخنهایش دریافت می کنند ممکن است باعث شود که این عادت بدش را ترک کند.

7. سعی کنید با لاک زدن ناخن از این رفتار ناپسند دست بکشد:
همیشه در شرایط اضطراری یک روش استاندارد و قابل قبولی وجود دارد. لاک ناخن طعم و مزه بسیاری بدی دارد یا وقتی آنها آن را به دهان می گیرند کمی می سوزاند،.
(با این حال مراقب باشیدچون مقداری استن یا گرد فلفل قرمز در آنها وجود داردکه کاملاً می تواند مقداری آسیب بزند اگر کودکان به چشمان خود بمالند). با پزشک کودک خود یا یک داروساز صحبت کنید تا درباره امن ترین گزینه ها اطلاعات لازم را کسب کنید. این طعم و مزه بد حداقل کودک تان را وادار می کند که از این عادت بیشتر آگاه شود.
8. اجازه دهید پیامدهای طبیعی اتفاق بیفتند :
به یاد داشته باشید که نتایج طبیعی می توانند معلمان خوبی باشند. بنابراین اگر کودک شما به دلیل جویدن ناخنهای خیلی کوتاه انگشتانش را زخمی می کند. درد ناشی از آن ممکن است آنها را تحریک کند تا این رفتار را در آینده متوقف کنند.

از بدتر شدن آن اجتناب کنید :
- توجه خیلی زیاد به عادتهای بد کودک تان احتمالاً نتیجه عکس خواهد داشت، ناخن جویدن او ممکن است بدتر شود.
- تنبیه کردن و تحقیر کردن آنها به خاطر این رفتار کمک نخواهد کرد که عادتشان را تغییر دهند. کمک کنید تا این رفتار را مدیریت کند. اما برای متوقف کردن آنها زیاد اصرار نداشته باشید. فریاد زدن یا گفتن اینکه آانها “خیلی بد “هستند کمکی نخواهد کرد.
. اگر طبق برنامه به آنها کمک کنید تا این رفتار را متوقف کنند بسیار موثرتر خواهد بود. اگر انگیزه خاصی برای ترک این عادت نداشته باشند، تلاشهای شما احتمالاً مؤفقیت آمیز نخواهد بود. بنابراین نسبت به آنها صبور باشید و اگر به متوقف کردن آن علاقه ای نشان نمیدهند،احتمالاً باید منتظر بمانید تا این امر محقق شود. شما ممکن است گاهی اوقات این موضوع بحث برانگیز را با گفتن جمله ای مانند” من متوجه هستم که ناخنهای خود را زیاد به دندان می گیری. آیا بچه های مدرسه هم به این موضوع توجه می کنند؟ “با ذکر اینکه افراد دیگر هم ممکن است این رفتارشان را ببینند، آنها را وادار می کند تا کمی بیشتر از رفتار خود آگاه شوند و بفهمند که دیگران نیز به آنها توجه دارند.
هیمن طور، ممکن است از آنها بپرسید، “وقتی که ناخنهای خود را می جوید، گاهی اوقات انگشت شما خیلی زیاد درد می گیرد. آیا دوست داری که دیگر آن کار را تکرار نکنی؟” اگر کودک شما برای ترک این عادت زمان زیادی صرف می کند سعی کنید با کمک همدیگر دنبال راه و چاره ای باشید که به آنها کمک کند. شناسایی یک کلمه رمز را که می تواند به عنوان یک یادآور استفاده شود، امتحان کنید یا آنها ممکن است بگویند که یک جایزه خاصی میخواهند اگر ناخن هایشان را به اندازه کافی بلند کنند که شما مجبور باشید آن را کوتاه کنید(در مقایسه با اینکه قبل از اینکه رشد کند آنها را بجوند)
صبور باشید
ناخن جویدن ممکن است در مواقعی بهبود یابد و سپس دوباره بدتر شود. این حالت اغلب بخشی از فرآیند خلاص شدن از یک عادت بد است. با این حال، با گذشت زمان این رفتار کودک احتمالاً فروکش می کند.
متوقف کردن عادتهای بد سخت و دشوار است. اگر کودکتان به خاطر ناخن جویدن خیلی خسته و کلافه می شود، به او یادآوری کنید که شما تنها نیستید سایر بچه ها نیز ممکن است درگیر این مسئله باشند. و قبل از اینکه خیلی نا امید شوید، همچنین به خودتان یادآوری کنید که این احتمالاً مرحله ای از یک فرآیند رشد یا تغییر است.
منبع:verywellfamily.com
توسط :امی مورین ، کارشناس مددکار اجتماعی بالینی
بازبینی پزشکی توسط دکتر استیون گانس
پست 3/ انتشارات فصل اندیشه

بزرگترین نشانه موفقیت برای یک معلم … این است که بتوانم بگویم ، “بچه ها اکنون طوری کار می کنند که گویی من وجود ندارم.”
یازده توصیه برای شما که می خواهید والدین بهتری باشید.(1)/ والدین بهتر
قسمت اول
یازده توصیه برای شما که می خواهید والدین بهتری باشید(1)/ والدین بهتر
تربیت یک انسان و پدر و مادر بهتری بودن برای او همواره چالش برانگیز بوده است. اگرچه پرورش یک کودک بدون اجرای قوانین ویژه امکان پذیر نیست. برای اینکه والدین بتوانند در تربیت فرزندان خود موفق باشند، باید دارای خصوصیاتی ممتاز باشند. پدر و مادر باید شخصیتی قابل احترام، مستقل و مسئولیت پذیر داشته و در عین حال مهربان، باملاحظه، سخاوتمند و دوست داشتنی باشند و بتوانند احساسات کودک را کاملاً درک کنند. به کارگیری یازده توصیه که در ادامه آورده شده است، شانس بیشتری را برای شما فراهم میکند تا انسانی خارق العاده تربیت کنید که بعداً مایه افتخارتان باشد. در قسمت اول شش توصیه و در قسمت دوم پنج توصیه دیگر را ملاحظه خواهید کرد.

1- با دقت به حرف های فرزندتان گوش دهید
من پدر و مادری را می شناختم که صاحب دختربچه ای باهوش، دوست داشتنی، زیبا و جذاب بودند. اما والدین او افکاری سنتی داشتند. آنها به این ضرب المثل معتقد بودند که یک بچه باید دیده شود، نه اینکه شنیده شود. یعنی بچه ها باید سکوت کنند و حق اظهار نظر نداشته باشند. متأسفانه دختر کوچولو ایده ها و نظرات هیجان انگیز زیادی برای گفتن داشت. او مانند عروسکی بود که در یک صندوقچه گذاشته شده بود. بچه ها موجوداتی جالب، بامزه و کنجکاو هستند. آنها به والدینشان نگاهی ویژه دارند و آنها را مانند قهرمان تصور میکنند. بچه ها اندوخته ای از دانش و دیدگاه عالی نسبت به زندگی دارند. گوش دادن به حرف های آنها بزرگترین هدیه ای است که می توانید به آنها بدهید. آنها با این کار شما احساس با ارزش بودن می کنند و با این باور که فرد مهم و قابل احترامی هستند، بزرگ میشوند. گوش دادن همیشه کار آسانی نیست. گاهی اوقات آنها بدون اینکه روی موضوعی دقیق شوند و درباره آن توضیح بیشتری دهند، فقط یکسره حرف میزنند. اما اگر آنها باور کنند که شما واقعاً به آنها گوش میدهید، احساس مهم بودن خواهند کرد و اطلاعات شگفت انگیزی را در اختیار شما قرار خواهند داد.

توجه: سعی کنید از روی صداقت و صمیمیت به حرفهای فرزندتان گوش دهید. در حالی که چند کار را با هم انجام میدهید و مدام زیر لب میگویید: «آهان! خوبه عزیزم.» به او گوش نکنید. متأسفانه من پدر و مادرهایی را دیده ام که سرشان را توی موبایل میکنند و بچه ها با ناامیدی سعی میکنند توجه شان را جلب کنند. اسکات پک در کتاب «از این مسیر مسافر کمتر میگذرد» می نویسد: «شما نمی توانید واقعاً همزمان هم گوش کنید و هم به کار دیگری مشغول باشید. گوش دادن واقعی و توجه و تمرکز کامل روی طرف مقابل نوعی اظهار عاشقانه است.»
2- عشق بدون قید و شرط ابراز کنید
من مادری را می شناختم که بسیار عاشق پسرش بود. اما عشقش برای او خیلی گران تمام شد. پسر همان گونه که مادرش از او انتظار داشت، رفتار میکرد. مادرش میخواست که پسرش همانند یک ستاره ورزشی معروف شود یا در تحصیلات دانشگاهی فرد موفقی بشود. با همین تفکر، او را از عشق خود لبریز می کرد. او به پسرش می بالید و روزنامه هایی را که درباره موفقیت پسرش چاپ میشد قاب می کرد و به دیوار می زد. اما همان پسر وقتی بزرگ شد، با مشکلات زیادی دست به گریبان بود و رفتاری سرکش و خشن داشت. در این زمان روزنامه های قاب شده از روی دیوار برداشته شد و او برای مدتی با کسی صحبت نمی کرد.
ابراز عشق بدون قید و شرط، پیوندی مطمئن و فردی سالم و مفید را به بار خواهد آورد. با علم به اینکه شما پدر و مادری عاشق فرزندان خود هستید، مهم نیست چه حمایت خارق العاده ای را برای کودک فراهم می آورید، آنها میدانند که میتوانند بدرفتاری کنند، اما هنوز دوست داشتنی باشند. همچنین، می دانند اگر بدترین تخلف را انجام دهند، باز هم به شما رو خواهند آورد. در حالی که ممکن است از دست آنها ناراحت شوید، اما در میزان عشق و علاقه شما به آنها هیچ تغییری ایجاد نمی شود.
3- اول به خودتان آموزش دهید
بچه ها خیلی دقیق به حرف های شما گوش میدهند و به آنها توجه دارند. شما ممکن است فکر کنید آنها زمانی که در اتاق شان با اسباب بازی های خود مشغول اند، به شما هیچ توجهی ندارند. اما آنها به شما گوش میکنند. اگر میخواهید به کودک تان چیزی آموزش دهید، اول خودتان آن کار را انجام دهید. مثلاً اگر شما از آنها میخواهید که غذای سالم بخورند، غذای سالم بخورید. اگر می خواهید عادت بدی مثل سیگار کشیدن نداشته باشند، سیگار نکشید. اگر می خواهید که آنها خشن نباشند، آرام باشید. اگر آرزو می کنید که بچه قابل اعتمادی تربیت کنید، کاری را که قول داده اید انجام دهید. اگر میخواهید به کودک تان بیاموزید چگونه ارتباط برقرار کند، با مهربانی صحبت کنید و از روی عشق و علاقه و صداقت به حرف های شان گوش دهید. هر چیزی را که از او می خواهید یاد بگیرد، برای انجام دادن آن خودتان نیز شور و اشتیاق داشته باشید. شما بهترین معلم برای این کار هستید.
4- اوقات زیادی را با هم سپری کنید
زندگی پر از کار، مشغله، میهمانی ها و قرار و مدارها است. گاهی اوقات آنقدر سرگرم این مشغله ها می شوید که به راحتی فرزندان خود را فراموش می کنید و وقت کافی برای آنها نمی گذارید. من والدینی را می شناسم که به خاطر مشغله کاری بچه های خود را روی کاناپه می گذاشتند تا تلویزیون ببینند یا با موبایل بازی کنند، در حالی که خودشان مشغول کار بودند. گاهی اوقات این کار بد نیست. اما اگر مرتباً تکرار شود، می تواند بین شما و کودک تان فاصله بیندازد. شما برای اینکه والدین غایبی نباشید، هر روز را با آنها بگذرانید. در مورد همه چیز با آنها صحبت کنید. درباره روزی که گذراندند از آنها بپرسید. اگر میتوانید اجازه دهید در کارهای عادی و روزمره خانه مثل تمیز کردن، تا کردن رخت های شسته شده، دسته بندی ظرف های داخل ظرفشویی به شما کمک کنند. وقتی می فهمند شما به آنها نیاز دارید، احساس خوبی خواهند داشت و شما می توانید از این کار فرصتی برای ایجاد انس و الفت بیشتر بین خانواده استفاده کنید.

5- به گفته خود عمل کنید
شما با عمل کردن به توصیه های خود در کودک ایجاد اعتماد می کنید. آنها باور می کنند شما به آنچه میگویید واقعاً عمل میکنید. بچه ها خیلی حساس و باهوش اند. آنها مراقب همه چیز هستند و همه حرف ها را میشنوند.
به عنوان مثال، من یک روز بعد از ظهر با نوه دختری خودم و به همراه پدر و مادرش به پیاده روی رفته بودیم. از دختر کوچولو پرسیده شد: «دوست دارد سوار کالسکه بشود؟» و او جواب داد: «نه! دوست دارم پیاده بیایم!» عروسم به او گفت: «اما اگر خسته شدی، من نمی توانم بغلت کنم، فهمیدی!» بعد از حدود 15 دقیقه، نوه من خسته شد و شروع به ناله و شکوه کرد. وقتی عروسم بغلش کرد، دختر کوچولو گفت: «فکر کردم گفتی که من را بغل نمی کنی!» عروسم به توصیه های خود عمل نکرد و دخترک آن را فهمید. او فقط 4 سالش بود. شما می دانید وقتی والدین حرفی را می زنند و در نهایت به آن عمل نمی کنند، تبدیل به تهدیدهای توخالی می شوند، حرف هایی که هیچ پشتوانه ای ندارند.
جدی بودن در هر کاری، برای افزایش حس مسئولیت پذیری یک فرد بزرگسال امری حیاتی است. شما باید فردی مهربان و قابل اطمینان باشید و سعی کنید منظور خود را به طور مختصر و مفید برسانید. کودک باید معنی رفتار شما را بفهمد. اگر شما می گویید که شب را نمی توانند در خانه کسی بمانند مگر اینکه تکالیف خود را انجام داده باشند، در این صورت تکالیف بهتر انجام میشود. باید به او گوشزد کنید که اگر تکالیف انجام نشود، از بیرون رفتن خبری نیست. مطمئن باشید که عواقب ناشی از رفتار بد کودک هر چه باشد، شما میتوانید با رفتار خود آن را مدیریت کنید.
6- روی خصوصیات مثبت تمرکز داشته باشید
یک ضرب المثل قدیمی آمریکایی می گوید: «چرخی که زیاد سر و صدا می کند، نیاز به روغن یا گریس دارد.» مفهوم آن این است که پر سر و صداترین مشکلات بیشتر مورد توجه قرار می گیرند. اگر کودک شما مؤدب و آرام باشد و به کارهای خود اهمیت دهد، شما به او توجه نمی کنید و او را به خاطر رفتار خوبش تشویق نمی کنید. اما اگر از روی ناراحتی و خشونت مرتکب رفتار بدی شود، خیلی به چشم شما خواهد آمد. در واقع، این پیام را منتقل می کند که وقتی کار اشتباهی از کودک سر بزند، شما به او توجه می کنید. به هر حال، توجه به رفتار بد بهتر از توجه نکردن است. تمرکز داشتن روی خصوصیات مثبت کودک باید در اولویت قرار گیرد. اگر فقط روی رفتار منفی کودک تمرکز داشته باشید و خصوصیات مثبت او را نادیده بگیرید، با این رفتار فرصت بهتر بودن را از او سلب می کنید. شما می توانید به سادگی به همه کارهایی که دوست دارید فرزندتان انجام دهد، توجه داشته باشید و کمتر انتقاد کنید. رعایت این موارد به ویژه برای آنها که کودکان زیر 5 سال دارند، ضروری است. زیرا آنها خیلی حساس هستند و اغلب هر حرفی را که می زنید تا آخر عمر توی ذهن شان باقی می ماند.
منبع: lifehack
چگونه به کودک نه بگوییم/18 نکته مهم که چگونه به کودک نه بگوییم(2)
قسمت دوم
چگونه نه بگوییم؟
چگونه به طور صحیح نه بگوییم؟
در قسمت اول این مقاله به این پرداختیم که کودکان و همچنین بزرگسالان دوست دارند زود به خواسته های خود برسند. اما مواقعی نیاز است که همه ما نه بشنویم. در بخش نخست، 9 استراتژی را به شما معرفی کردیم که با استفاده از آنها می توانید یاد بگیرید که چگونه نه بگویید و در این بخش نیز 9 استراتژی کاربردی دیگر برای شما آورده شده است.
-
از جار و جنجال ها پرهیز کنید
اگر به همراه کودکتان به اسباب بازی فروشی می روید تا هدیه ای برای تولد دوستش بخرید، خود را برای رویارویی با مشکلی جدی آماده می کنید. کودک شما از هر چیزی خوشش بیاید، دوست دارد آن را بخرد. قبل از ورود به اسباب بازی فروشی به او بگویید که شما آنجا هستید تا یک هدیه تولد بخرید نه اسباب بازی برای او طوری که او مجاب شود انتظار اسباب بازی را نداشته باشد.

-
بگذارید فرزند شما نیز نه بگوید
خودتان را آماده کنید تا نهایت نه گفتن را بپذیرید. نه گفتن برای رشد کودک و شکل گیری هویتش به عنوان یک فرد حائز اهمیت است. این رفتار به منزله مخالفت با شما یا اعتراض به مسئولیت شما نیست. برخی والدین احساس می کنند که هیچ پاسخ منفی را از کودکی نمی توانند تحمل کنند و فکر می کنند که باعث تضعیف قدرتشان می شود. آنها فکر می کنند شخصیت شان متزلزل شده است و دیگر نمیتوانند مثل قبل به عنوان پدر و مادر نقش خود را ایفا کنند. بچه ها باید بدانند که مادرشان ورود به چه مکان هایی را مجاز و چه مکان هایی را ممنوع کرده است. والدین می توانند بیاموزند که به خواسته های فردی کودک احترام بگذارند و هنوز مسئول بمانند و محدودیت ها را حفظ کنند. وقتی کودک شما بزرگ تر می شود، توانایی برقراری یک رابطه دوستانه با همسالان خود در موقعیت های مشخص را کسب می کند و این بستگی به توانایی کودک دارد که چگونه نه گفتن را یاد گرفته باشد.
-
چگونه با شوخ طبعی نه بگویید
اگر خواستید به عنوان مثال از کودکتان بخواهید فیلمی را نبیند، می توانید کمی خلاقیت به خرج دهید و با شوخ طبعی این درخواست را از او داشته باشید.
-
نه را شخصی نکنید
برخی والدین احترام گذاشتن به کودک را با قدرت مساوی دادن به او اشتباه می گیرند. اما مسئله قدرت مطرح نیست. شخص قدرتمند باید به شخصی که مسئولیت او را بر عهده دارد احترام بگذارد. این موضوع هم در روابط با والدین و هم در روابط با دیگران صادق است. نه گفتن را شخصی نکنید.
-
یک روز خوب داشته باشید
اگر در پایان روز تعداد بله ها از تعداد نه ها بیشتر بود، آن روز روز خوبی است و والدین به کمک کودکان می توانند کار خاصی را انجام دهند. وقتی کودک متوجه می شود که مامان شاد از مامان بداخلاق سرگرم کننده تر است، این کار به او انگیزه می دهد که به داشتن روزهای خوب ادامه دهد.
-
با احتیاط نه بگویید
وقتی شما می خواهید جلوی رفتار بد کودک را بگیرید، دلیلی برای خشونت وجود ندارد. برای مثال نوزاد شما ضبط صوتی را که شخصی جایی گذاشته پیدا می کند. پیش خودش فکر می کند که اسباب بازی جالبی است. سعی نکنید آن را به زور بگیرید و او را به گریه بیندازید. شما می توانید چند لحظه با او وقت بگذارید و ضبط را برانداز کنید. بعد بگویید بای بای ضبط صوت! برای جبران این کار و جلوگیری از ناراحت شدنش به او یک چیز جذاب دیگر با اندازه مناسب بدهید و او را به جای دیگری ببرید و با یک فعالیت مناسب سرش را گرم کنید.
-
وقتی دستوری می دهید، در اجرای آن جدی باشید
دستورات خود را تا رسیدن به نتیجه دلخواه دنبال کنید. وقتی به کودک خود می گویید که اگر دوست دارد پیش از خواب برایش قصه بگویید، باید مسواک بزند در تصمیم خود راسخ باشید و کوتاه نیایید تا او تسلیم خواسته شما شود.
-
شما مادری هستید که نمی تواند نه بگوید
برخی والدین با تعصب با تهیه همه لوازم مورد نیاز فرزندان، خود را در معرض خطر قرار می دهند. مادرانی که وابستگی زیادی به کودکان دارند، به عنوان مادران کاملاً بله گو در روش تربیتی خود با نه گفتن بیگانه می شوند و با این کار خود را در معرض آسیب قرار می دهند. مهم است که مادر از همان ابتدا با گفتن نه به کوچولوی خودش احساس راحتی کند. در واقع، این موضوع از زمانی شروع می شود که مادر به نوزادش آموزش می دهد که به درستی پستانش را بگیرد.این اولین وضعیت تربیتی مادر است تا به نوزاد نشان دهد چگونه به طور صحیح و بدون زخم کردن پستان می تواند از شیر مادر به مقدار کافی تغذیه کند.
برخی مادران این کار را انجام نمی دهند. آنها به خاطر ترس از گریاندن کودک کاری نمی کنند. آنها ترجیح می دهند کودک آن کار اشتباه را انجام دهد و درد را تحمل کنند. نه گفتن کار بدی نیست. یک روش دادن یا بخشش کردن محسوب می شود و نیاز به تلاش زیادی دارد. مادرانی که نمی توانند یاد بگیرند چگونه نه بگویند، بعداً با مشکل بزرگی مواجه خواهند شد. آنها مامان هایی می شوند که ما می بینیم توسط کودکان پیش دبستانی خود مثل عروسک به هر سو کشیده می شوند. وقتی مادران در زمان های مناسب شروع می کنند تا با اطمینان، محکم و از روی عشق و محبت نه بگویند، این حالت برای بچه تهدیدکننده نیست.

-
وقتی که کودک شما نه را نمی پذیرد
بچه ها خصوصاً آنهایی که اراده قوی دارند سعی می کنند تا والدین را خسته و افسرده کنند. آنها اصرار دارند که باید چیزی داشته باشند وگرنه دنیای آنها نمی تواند ادامه یابد. آنها به اذیت و آزارشان ادامه می دهند تا در نهایت برای اینکه روی اعصابتان نباشند، به خواسته آنها پاسخ مثبت می دهید. این روش تربیتی درستی نیست. با وجود این، اگر درخواست کودک شما بعد از اینکه خوب به آن گوش دادید، منطقی بود، مشتاق باشید تا با او گفتگو کنید. گاهی ممکن است عاقلانه باشد که شما بعد از گفتن نه نظر خود را تغییر دهید.
در حالی که از کودکتان می خواهید تا باور کند نه شما به معنی نه قطعی نیست و شما فرد انعطاف پذیر و قابل تغییری هستید، این موضوع کمک می کند که شما تا شنیدن کامل حرف های او، روی نه گفتن خودتان تأکید داشته باشید. اگر شما احساس می کنید که اگر او به طور غیر معمول نسبت به نه شما عصبانی و خشمگین می شود، به جانبداری از او گوش کنید. شاید نظری داشته باشد که به آن توجه نکرده اید یا خواسته او بزرگ تر از خواسته ای باشد که شما تصورش را می کنید. اگر خواسته اش منطقی بود، برای تغییر تصمیم خود روراست باشید. در این صورت، مطمئن شوید که او متوجه شود درخواست های مکرر و آزار دهنده اش نبوده که تصمیم شما را عوض کرده است، بلکه خود شما به این نتیجه رسیدید.
منبع: askdrsears
ترجمه:اکرم شمسی
نه بگوییم./ 18 نکته مهم که چگونه به کودک خود نه بگوییم.
نه بگوییم./ 18 نکته مهم که چگونه به کودک خود نه بگوییم.
چگونه به طور صحیح نه بگوییم؟
نه کلمه ای است که به آسانی روی زبان جاری می شود. ضروری است که والدین به کودک خود نه بگویند تا در آینده از آنها نه بشنوند. آن چیزی که همه را به دردسر می اندازد، واکنش هیجانی و غیر ارادی به یک خواسته و دادن پاسخ مثبت فوری بدون فکر کردن به عواقب آن است. با استفاده از هجده استراتژی زیر یاد می گیرید که چگونه نه بگویید.

-
تعادل برقرار کنید
گفتن مکرر نه و بله کودک را دچار مشکل می کند و دستیابی به ترکیبی درست از آنها در محیط کودک حائز اهمیت است. وقتی به ندرت به کودک خود نه می گویید، همان مواقع کمی که آن را به کار می برید، او نخواهد پذیرفت، زیرا به ناامیدی عادت ندارد. اگر کودک تمام روز برای هر کاری با مخالفت والدین مواجه شود، به این باور می رسد که جهان برای زندگی کردن جای خوبی نیست. جهان واقعی همیشه پر از نه ها و بله ها است.
-
نه ها هم رشد می کنند
طی سال اول تولد، نیازها و خواسته های کودک یکسان است و والدین بله گوی او هستند. طی سال دوم، خواسته های کودک همیشه قابل اجرا نیستند و باید به آنها هم نه و هم بله گفت. از 9 تا 14 ماهگی چگونه نه گفتن مستقیم بیشتر می شود. بین 14 و 18 ماهگی آنها ممکن است با شنیدن پاسخ منفی به راحتی ناامید شوند و شاید اعتراض هم بکنند. والدین می توانند شروع به نه گفتن کنند تا این نگرش را به آنها انتقال دهند که «زندگی همین است و مطمئن هستم که تو می توانی با آن کنار بیایی.»
-
برای نه گفتن مثبت از جایگزین های خلاقانه استفاده کنید
اگر با یک کودک نوپای باهوش تنها ماندید که از سر کنجکاوی و مدام از یک طرف به طرف دیگری می رود و به نه گفتن شما توجهی ندارد، برای تغییر این وضعیت سعی کنید با چیزهای جالب تری او را سرگرم کنید. بیرون بروید، با خود کتاب همراه داشته باشید، به مکانی امن بروید و بگذارید به دویدن ادامه دهد.
-
علائم بازدارنده را آموزش دهید
در همان ماه های اول زندگی کودک زبان بدنی را که به معنی بازدارنده است، به او آموزش دهید. کودک شما نیاز دارد قبل از شنیدن کلمه نه با زبان بدن بازدارنده به مدت طولانی ارتباط بگیرد. از دوران شیرخوارگی با اولین مکیدن پستان و درد ناشی از آن در صورت شما واکنشی ایجاد می شود که کودک با آن ارتباط برقرار می کند.
اولین باری که نوزاد شما با چیز خطرناکی رو به رو می شود، صورت شما علائم هشدار را دوباره ثبت می کند. اگر کودک شما به زبان بدن مثبت عادت کند، شما بهترین نتیجه را از علائم بازدارنده خواهید گرفت، به طوری که هر تغییری او را وادار می کند که بنشیند و به آن توجه کند. اگر کودک نوپای شما با پاسخهای مثبت زیادی مواجه شود، نه های شما دیگر بی اثر می شود. پاسخ های مثبت مانند نگاه افتخارآمیز و تحسین برانگیز، دیدن قیافه های شاد و خوشحال، برقراری تماس چشمی، بغل کردن، قلقلک دادن این پیام را منتقل می کنند که من تو را دوست دارم، تو عالی هستی!
بچه هایی که ارتباط خیلی نزدیک با والدین خود دارند و ساعت هایی در روز را در تماس رودررو و در آغوش والدین خود هستند، به آسانی می آموزند تا زبان بدن و صورت های والدین را بفهمند. داشتن ارتباط زیاد رودررو در ماه های اول، ارتباطات رودررو را در ماه ها و سال های پیش رو آسان تر می کند. برخی از کودکان خیلی تحت تأثیر زبان بدن قرار می گیرند و می توانید حتی بدون گفتن یک کلمه موضوع را به او بفهمانید.

-
صداهای بازدارنده را آموزش دهید
اغلب تغییری در حالت یا زبان بدن برای تغییر واکنش های هیجانی کافی نیست. کلمات برای نه گفتن مثبت لازم هستند. کودکان به زودی یاد می گیرند کلماتی را بیاموزند که قدرت بیشتری دارند و واکنش سریع تری را مطالبه کنند. خودتان را با تنوعی از صداها تجهیز کنید، به طوری که بتوانید لحن مناسب آن موقعیت را انتخاب کنید. بلندی صدا را با سنگینی رفتارش هماهنگ کنید. صداهای بلند واقعی را برای خطر واقعی نگه دارید.
-
در نگاه کردن مهارت کسب کنید
شما می توانید بیاموزید که چگونه بدون گفتن یک کلمه نه بگویید. مربیان کارآزموده از نگاهی ناشی از نارضایتی استفاده می کنند، بدون اینکه به شخصیت آنها لطمه ای وارد شود، جلوی رفتار بد کودک را می گیرند. آنها با برگرداندن سر، نگاه نافذ، اشاره صحیح صورت و با لحن صدا پیام خود را منتقل می کنند. چشمان شما احساس و افکار واقعی شما را آشکار می کنند. اگر شما نسبت به کودک خود احساس خشم یا حقارت می کنید، او این حالت را در چشمان شما می خواند. شما باید به خاطر این نگاه خشونت آمیز نسبت به شخصیت او عذرخواهی کنید. مطمئن باشید که علائم و صداهای بازدارنده جلوی رفتار او را می گیرد نه جلوی رشد عزت نفس او را. کودک شما باید بفهمد از رفتار او ناراضی هستید نه خودش! مطمئن باشید که شما کار درستی کردید که او را با نارضایتی خود ادب کردید. بعد از آنکه با نگاه کردن او را متوجه رفتار بدش کردید، سپس با یک لبخند، یک بغل و توضیح شفاف بگویید من کاری را که انجام دادی دوست ندارم، اما تو را دوست دارم.
-
جایگزین هایی برای کلمه نه پیدا کنید
نه گفتن مداوم سبب می شود که این کلمه اثر خوبش را از دست بدهد. از آنجایی که صداهای بازدارنده بیشتر برای حفاظت استفاده می شوند، سعی کنید از واژه های خاص تری که مناسب موقعیت باشد، استفاده کنید. در هر خانواده ای چیزهایی وجود دارد که برای کودکان خردسال ممنوع است. وقتی شما از این عبارت به آرامی و مداوم از اوایل کودکی استفاده می کنید، می آموزید که چگونه نه بگویید، طوری که کودک نوپای شما بفهمد شما از او محافظت می کنید. گاهی اوقات برای چگونه نه گفتن به کلمات دیگری غیر از نه خالی نیاز است. نه برای گفتن خیلی راحت است. نیاز به فکر کردن ندارد. اتوماتیک، غیرارادی و در عین حال یک محرک خشونت برانگیز است. گفتن «نمی تواند» ارتباط بیشتری برقرار می کند و شما متفکرانه از آن استفاده خواهید کرد. شما وقتی از جسمش محافظت می کنید به ذهنش هم توجه دارید.
نوزادان به «بس کن» بهتر از نه واکنش نشان می دهند. «بس کن» توجه کودک را بیشتر جلب می کند و جلوی رفتارهای بدش را می گیرد و به شما فرصت کافی می دهد تا استراتژی های دیگری را برنامه ریزی کنید. «بس کن» بیشتر محافظت کننده است و کمتر برای کودک حالت تنبیهی دارد. کودکان با شنیدن نه خالی ممکن است به خواسته های والدین توجه کافی نداشته باشند. اما معمولاً بچه های با اراده قوی می نشینند و فکر می کنند تا این دستور را ارزیابی بکنند، چنانکه گویی حس می کنند خطری در پیش است. بچه های با اراده قوی اگر کلمه نه را هزار بار شنیده باشند، آن را نادید می گیرند. حتی «بس کن» نیز اگر بیش از حد استفاده شود، ارزش دستوری خود را از دست می دهد.

-
چگونه نه گفتن به لحن خاصی نیاز دارد
علاوه بر کسب مهارت در نگاه کردن، در مواقعی که شما باید نظر خود را بیان کنید، یک لحن خاصی از صدا برای چگونه نه گفتن داشته باشید. مربی کارآزموده ای رازش را با ما در میان گذاشت: «من مادری هستم که به بچه هایم سخت نمی گیرم. اما بچه های من وقتی که از مرزهای اخلاقی عبور می کنند، با لحن صدای من همه چیز را می فهمند. یک روز که کودک دو ساله ام بدرفتاری می کرد، کودک چهار ساله ام به او گفت که وقتی مامان این طوری با تو صحبت می کند، او را اذیت نکن!»
-
بعد از گفتن یک جمله منفی جمله ای مثبت بگویید
برای چگونه نه گفتن اغلب لازم است به یک جمله منفی یک جمله مثبت نیز اضافه کنید، مثل اینکه بگویید: «تو نمی توانی چاقو داشته باشی، اما می توانی توپ داشته باشی.» از عبارات متقاعدکننده استفاده کنید تا با گفتن «می توانی انجام بدهی»، پذیرفتن «نمی توانی انجام بدهی» را برای او راحت تر کنید.
در این مقاله 9 استراتژی مهم برای نه گفتن به کودکان را آموختید، در قسمت دوم این مقاله با 9 استراتژی دیگر آشنا خواهید شد.
جملاتی که والدین هرگز نباید به کودک بگویند.
آنچه نباید به کودک خود بگوییم.
اگر والدین و فرزندان کامل و بی عیب و نقص بودند خیلی خوب می شد، زیرا تشخیص آنچه نباید به کودک خود بگوییم راحت تر به نظر می رسید و هرگز موقعیتی پیش نمی آمد که والدین از فرزندان خود ناامید شوند و فرزندان هرگز رفتار نامناسبی از خود بروز نمی دادند. اما متأسفانه، والدین و فرزندان انسان هستند و انسان ها هم بی عیب و نقص نیستند. وقتی پدر یا مادر هستید و ناامید می شوید، ممکن است بدون فکر کردن به فرزندتان چیزی بگویید. جملات زیر چیزهایی هستند که باید از گفتن آنها به کودکان خود پرهیز کنید.

1- کاش هرگز به دنیا نمی آمدی.
هیچ کودکی هرگز نباید چنین جمله ای را از پدر و مادرش بشنود. حتی اگر از کودک خود بسیار ناامید شده اید، زبان خود را گاز بگیرید و این حرف را نزنید. این عبارت نه تنها احساسات کودک را جریحه دار می کند، بلکه به عزت نفس او آسیب می رساند و باعث می شود احساس عدم دوست داشته شدن کند.
2- تو هرگز کاری که ازت می خواهم را انجام نمی دهی.
وقتی این جمله را بارها و بارها بیان می کنید، به زودی فرزندتان احساس می کند که گویی نمی تواند کاری را درست انجام دهد. آنها شروع به فکر می کنند که چرا باید اصلاً تلاش کنند. سعی کنید از عبارت “من دوست دارم شما این کار را به این نحو انجام دهی” استفاده کنید. آنچه می خواهید انجام دهید را دقیق بگویید تا آنها آنچه را شما خواسته اید درک کنند و بتوانند به نتیجه برسانند.

3- عجله کن وگرنه تو را اینجا رها می کنم و می روم.
یکی دیگر از عباراتی که در فهرست آنچه نباید به کودک خود بگوییم قرار می گیرید همین است. کودکان مفهوم زمان را مانند بزرگسالان درک نمی کنند. اگر کودک شما قبلاً ترس از رها شدن یا گم شدن داشته باشد، با بیان این جمله نگرانی او را اضافه خواهید کرد. سعی کنید بفهمید که چرا آنها وقت خود را تلف می کنندو بدون ترساندن آنها کاری کنید که راه بیافتند.

4- کاش بیشتر شبیه برادر یا خواهرت بودی.
هیچ کس دوست ندارد با دیگری مقایسه شود. آنها می خواهند همان طور که هستند پاس داشته شوند. گفتن جملاتی از این قبیل فقط منجر می شود فرزندتان احساس بی کفایتی کند و رقابت خواهر و برادری را تشویق می کند. کودکانی که این نوع گفته ها را می شنوند اغلب ممکن است احساس کنند که نمی توانند چیز ارزشمندی به دست آورند، زیرا هرگز به اندازه خواهر و برادرشان خوب نخواهند بود. به جای مقایسه کودکان خود، تشخیص دهید که هر کودک قدرت و توانایی های متفاوتی دارد. تفاوت های آنها را گرامی شمارید و آنها را همان گونه که هستند دوست داشته باشید. این عبارت هم از آنهاست که باید در فهرست آنچه نباید به فرزندان خود بگویید قرار گیرد.
5- نظرات تحقیرآمیز در مورد پدر یا مادر فرزند شما.
نیازی نیست کودکان در وسط اختلافات والدین خود قرار بگیرند یا بشنوند که شما در مورد پدر یا مادر صحبت می کنید. ممکن است باعث شود کودک فکر کند که باید طرف یکی را بگیرد یا ممکن است در مورد آنها نیز حرف های بد بزند. حتی اگر والدین از هم جدا شده باشند، مهم است که در مقابل فرزندان خود فقط در مورد خوبی های آن شخص بگویید.
6- ما توانایی پرداخت آن را نداریم.
اگر به فرزندان خود بگویید که به اندازه کافی پول ندارید تا قادر به تهیه چیزی باشید، ممکن است آنها فکر کنند که پول می تواند خوشبختی را بخرد. آنها همچنین ممکن است نتیجه بگیرند که خانواده شما مشکلات مالی دارند، خواه درست باشد یا نه. به جای اینکه بگویید توانایی پرداخت هزینه ای را ندارید، لازم نیست به آنها توضیح بدهید که چرا پاسخ شما به یک درخواست “نه” است.

در انتخاب کلمات دقت کنید
همه والدین هر از گاهی از فرزندان خود ناامید می شوند. اگر آنچه نباید به کودک خود بگوییم را بیان کردید، بلافاصله از فرزند خود عذرخواهی کنید. توضیح دهید که اشتباه کرده اید، آنها را دوست دارید و سعی می کنید دیگر این حرف ها را نزنید. کودکان باید والدینی داشته باشند که آنها را تشویق و تربیت کنند، نه اینکه عزت نفس آنها را با انتخاب بی دقت کلمات از بین ببرند.
